اِنْشِراح، دوازدهمین سوره بر حسب تاریخ نزول است که در مکه نازل شده است و ، دارای ۸ آیه، ۲۹ کلمه و ۱۰۲ حرف است.
فقط،بستگی به ما دارد!
دو حکمت جاودانه از قرآن!
-و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد (۳۶)
-و در [روى] زمين به نخوت گام برمدار چرا كه هرگز زمين را نمى توانى شكافت و در بلندى به كوهها نمى توانى رسيد (۳۷)
-همه اين [كارها] بدش نزد پروردگار تو ناپسنديده است (۳۸
-اين [سفارشها] از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است و با خداى يگانه معبودى ديگر قرار مده و گرنه حسرتزده و مطرود در جهنم افكنده خواهى شد (۳۹)
سوره اسراء
اگر هر مسلمان و غیر مسلمان تا پایان عمر به این سه اصل حکمت قرآنی پا بند شوند و آنها را سرمشق زندگی قرار دهند به بسیاری از ورطه ها سقوط نخواهند کرد. یعنی این سه اصل انسان را چه مسلمان و چه غیر مسلمان را از سقوط در بسیاری از مهلکه ها و گرفتاری های نا خواسته نگاهبانی می کنند.
نخست آن که،
وقتی آگاهی از چیزی نداریم از آن سخن نمی گوئیم و بدنبال آنجام آن نمی رویم. آنرا رد و یا قبول نمی کنیم. از کجا می دانیم درست است یا نادرست؟ که انرا رد کنیم و یا بپذیربم. بسیاری از خرافات از همین راه به نهانگاه قلبهای ما وارد می شوند و در ذهن ما جای می گیرند وحتی بتهای ذهنی ما می شوند. یعنی عمری با چیزی زندگی می کنیم که نمی دانیم چیست ؟حقیقت دارد و یا ندارد.
تا انجا که من می دانم کتابهای مقدس دیگر روی این نکته تاکیدی نداشته اند. این روزها همه همه چیز می دانند. از دانش قرآنی گرفته تا فیزیک و شیمی و تاریخ و جغرافی و سیاست و...و این نشان عقب ماندگی ذهنی از درک حقیقت است.
دوم آن که،
هرچه بر سر انسان آمده از تکبر و غرور آمده که پهلو به پهلو با نادانی پیش می رود. سخت روی زمین قدم بزنیم و یا آرام و با تواضع بر زمین اثری نخواهد داشت. اگر همه مردمانی که روی زمین راه می روند متکبرانه و یا متواضعانه راه بروند زمین آخ نخواهد گفت.ولی این انسان است که یا ضرر می کند و یا سود می برد. فقط بستگی به نوع قدم زدن ما دارد.
سوره و الضحی
خداوند بخشاینده مهربان
قسم به روز روشن تا هنگام ظهر آن. (۱)
وقسم به شب یا هنگام آرامش آن. (۲)
که خدای تو ترا هیچ ترک نگفته و بر تو خشم ننموده است. (۳)
و البته عالم آخرت برای تو بسی بهتر از نشاه ی دنیا است. (۴)
و بزودی پروردگارت بتو چندان مقام شفاعت عطا کند که تو راضی شوی. (۵)
آیا خدا تورا یتیمی نیافت که در پناه خود جای داد؟. (۶)
و تورا در بیابان مکه ره گم کرده یافت و رهنمایی کرد. (۷)
و باز تورا فقیر الی الله یافت (بدولت نبوت) توانگر کرد. (۸)
پس تو هم هرگز یتیم را قهر مکن. (۹)
و هرگز فقیر سائل را به زجر (از درت) مران. (۱۰)
و اما نعمت پروردگارت را بازگو. (۱۱)
این سوره دارای یازده آیه است و نکات مهم آن عبارتند از:
-دو قسم که خداوند به ظهر و شام یاد نموده است.
و تاکید بر این که خداوند پیامبرش را ازیاد نبرده ترک نگفته و بر او خشم نگرفته است. ولی در عین حال خداوند به پیامبر ش گوشزد می کند که سلطنت او در جهان آخرت است.
آنگاه خداوندتاکید دارد که در آینده به او چنان عطایی خواهد نمود که رضایتش جلب گردد.
سپس جهت تایید الطاف الهی خداوند گذشته پیامبر را به یاد او می آورد و اشاره به دوران یتیمی او دارد که پرودگار اورا در پناه و توجه خود داشته،و راه هدایت را به او نشان داده است همچنین فقر و نیازمندی او را برطرف نموده و غمش را فرو نشانده است.
آنگاه در پی این یاد اوری او را به توجه به حال یتیمان و مدارای حال آنان و طرز سلوک صحیح با نیازمندانی که به او رجوع می کنند رهنمون گردیده است
حال با توجه به آنکه پیامبر پیشوا و اسوه هر مسلمان است این تذکرات گویی بر همه نازل شده و همه باید به آنها پای بند باشند.
بدترین گناه قوم لوط
تجاوزکاران
[ياد كن] لوط را هنگامى كه به قوم خود گفت شما به كارى زشت مى پردازيد كه هيچ يك از مردم زمين در آن [كار] بر شما پيشى نگرفته است
آيا شما با مردها درمى آميزيد و راه را قطع مى كنيد و در محافل خود پليدكارى مى كنيد و[لى] پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند اگر راست مى گويى عذاب خدا را براى ما بياور (۲۹)
سوره عنکبوت
از دو آیه فوق که در سوره عنکبوت و در ارتباط با وضعیت روحی روانی قوم لوط آمده این گونه مشخص می شود که آنان فقط به لواط اکتفا نمی کردند.
بلکه راه ها را می بستند و بزور مردان را به بزمگاه های شیطانی برده و آنان را مورد تجاوز قرار می دادند. شاید به همین دلیل بوده که لوط به آنان اخطار داده و می گوید شما به جرمی و خطایی مشغولید که هیچکس به آن روی نیاورده است
در تجاوز تنها جسم قربانی نیست که صدمه می بیند بلکه روح او نیز مرگ و ذلت را تجربه می کند.
دلیل بر صحت چنین بر داشتی ان است که وقتی چهار ملک مقرب الهی د ر شکل چهار مرد به خانه لوط آمدند. آن شیطان زدگان به خانه لوط هجوم برده و می خواستند بزور آنان را گرفته و به محافل خود ببرند و این تجاوز است نه لواط با رضای دو فرد !
قسم به صبحگاه
دهمین سوره و پیامهای آن
_______________________________________
بنام خداوند بخشاینده مهربان
خداوند در این سوره که دهمین سوره نازل شده بر پیامبر اسلام است قسمهای خود را به صبحگاه و ده شب اول ماه ذیحجه و جفت و فرد و تبدیل شب به روز آغاز می کند. اصولا همه پدیده ها در طبیعت و حتی وجود ویژگیهای عددی و حسابی از دیدگاه الهی مهمند و خداوند از انسان می خواهد که به این همه تغییر و تحول و تفاوت بنگرد .
به ماه ذی حجه می توان این گونه توضیح داد که این ماه ماهی است که می توان حج عمره و تمتع را در آن انجام داداد. در مورد
روزه های هشتم ،نهم و دهم این ماه به ترتیب روزهای ترویه ، عرفه و قربان هستند.
روزهای مباهله و غدیر نیز در این ماه قرار دارند. پس از هر نظر قسم خوردن به این ماه زیبنده است .
اخطارهای سوره!
قرآن به مالدارانی که با رغبت یتیم را بر سر سفره خود نمی نشانند و مال و ارث او را به تمامی می خورند هشدار می دهد و اخطار میکند. خداوند به علم الهی خود می داند که چه ارثها را برزگتر ها بلعیده اند و یتیمان صاحب ارث را از حق خود محروم کرده و می کنند. این گناهی بزرگ و عظیم است که همیشه ادامه داشته و پروردگار آنرا در ردیف گناهان و خطاهای فرعونی و قوم عاد گذاراده است.
قسم به صبحگاه. (۱)
و قسم به ده شب اول ذیحجه. (۲)
قسم بحق جفت و بحق فرد. (۳)
و قسم به شب هنگامیکه به روز مبدل شود. (۴)
آیا در این امور نزد خردمندان لیاقت سوگند نیست. (۵)
(ای رسول ما) ندیدی که خدای تو با قوم عاد چه کرد؟. (۶)
نیز با اهل شهر ارم چگونه کیفر داد.؟ (۷)
با آنکه مانند آن در بزرگی در بلاد نبود. (۸)
و نیز بقوم ثمود که کاخها از سنگ میساختند چه کیفر سختی داد. (۹)
و نیز فرعون را که صاحب قدرت بود چگونه غرق نمود. (۱۰)
برای آنکه آنان در روی زمین ظلم و طغیان کردند. (۱۱)
و بسیار فساد بر انگیختند. (۱۲)
تا آنکه خدای تو بر آنها غذاب پی در پی فرستاد. (۱۳)
ایرسول همانا خدای تو در کمین گاه ستمکاران است. (۱۴)
اما چون خدا انسان را مبتلا به رنجی سازد و به کرم خود با او نعمتی برای آزمایش بخشد در آن حال گوید خدا مرا عزیز و گرامی داشت. (۱۵)
و اما چون او را باز برای آزمودن تنگ روزی گرداند گوید خدا مرا خوار گردانید. (۱۶)
چنین نیست بلکه هرگز یتیم نوازی نکنند. (۱۷)
و فقیر را بر سر سفره ی طعام خود به میل و رغبت ننشاند. (۱۸)
و مال و ارث را بتمامی میخورند. (۱۹)
و سخت فریفته ی مال دنیا باشند. (۲۰)
چنین نیست زمانی آید که از زلزله ی پی در پی زمین متلاشی و خرد گردد. (۲۱)
و آن هنگام به امر خدا فرشتگان صف در صف به عرصه ی محشر آیند. (۲۲)
و پدید آورند در آن روز جهنم را و همان روز آدمی متذکر کار خود گردد و آن تذکر چه سود به حال او بخشد؟. (۲۳)
و با حسرت گوید ای کاش من در دنیا برای زندگانی امروزم کار خیری انجام میدادم. (۲۴)
در آن روز بمانند عذاب انسان کافر هیچکس عذاب نکشد. (۲۵)
و آنگونه جز انسان به بند (هلاک) گرفتار نشود. (۲۶)
ای نفس قدسی (امروز) مطمئن و آرام. (۲۷)
باز آی بحضور پر عظمت پروردگارت که تو خشنود (به نعمت های ابدی او) و او راضی از توست. (۲۸)
پس داخل شود زمره بندگان خاص من. (۲۹)
و داخل شود در بهشت (ابدی و پر نعمت) من
نفس می کشند برای خدا
عارف حقیقی کیست؟
"شخصی که از زرو زیور دنیا و لذات پاک آن روی گردان است زاهد است،
شخصی که می کوشد تا عبادتهایی هم چون نماز و روزه و مانند آن را بطور مداوم انجام دهد عابد است،
و هر کس که فکرش همیشه رو بسوی عالم قدس الهی دارد و دایما بدنبال دریافت پرتو افشانی نور حق در ضمیر خود می باشد عارف نام دارد."
ابن سینا نمط نهم کتاب اشارات
تعریفی که ابن سینا از عارف دارد یکی از کامل ترین تعاریف ارایه شده برای واژه عارف است .بر این اساس عارف کسی است که؛
فکرش خداست
ذکرش خداست
سفرش به سوی خداست
کوشش برای خداست
کمکش به دیگران برای خداست
همتش بر ای خداست
زندگیش برای خداست
ماندنش برای خداست
رفتنش برای خداست
گفتنش برای خداست
سکوتش بر ای خداست
قطب نمای وجودش به سمت خداست
ما در دوجهان غیر خدا یار نداریم
که گفته اند!
ما زبالاییم و با لا می رویم
عارف حقیقی در زیر پرچمی بر افراشته و در اهتزاز زندگی می کند که برروی آن پرچم نوشته شده است!
...انا لله و انا الیه راجعون سوره ۲ آیه ۱۵۶
هر کس به گروهی و دسته ای و حزبی و محله ای و شهری و کشوری و قومی تعلق دارد. واما عارف حقیقی فقط به خدا تعلق دارد.
و این هنر مردان حق است که هر کس را نصیب نگردد مگر به لطف خدا و همتی بزرگ
و ششمین امام که درود حدا بر او باد فرمود:
شخص عارف نفس می کشد برای خدا! نطق می کند برای خدا! و حتی ایماء و اشاره او برای خداست...به خدا.. برای خدا..و.بسوی خدا...
خودمانیم چند نفر را در عمرمان دیدیم که برای خدا نفس می کشیدند؟
نفس کشیدن برای خدا
عارف حقیقی کیست؟
"شخصی که از زرو زیور دنیا و لذات پاک آن روی گردان است زاهد است،
شخصی که می کوشد تا عبادتهایی هم چون نماز و روزه و مانند آن را بطور مداوم انجام دهد عابد است،
و هر کس که فکرش همیشه رو بسوی عالم قدس الهی دارد و دایما بدنبال دریافت پرتو افشانی نور حق در ضمیر خود می باشد عارف نام دارد."
ابن سینا نمط نهم کتاب اشارات
تعریفی که ابن سینا از عارف دارد یکی از کامل ترین تعاریف ارایه شده برای واژه عارف است .بر این اساس عارف کسی است که؛
فکرش خداست
ذکرش خداست
سفرش به سوی خداست
کوشش برای خداست
کمکش به دیگران برای خداست
همتش بر ای خداست
زندگیش برای خداست
ماندنش برای خداست
رفتنش برای خداست
گفتنش برای خداست
سکوتش بر ای خداست
قطب نمای وجودش به سمت خداست
ما در دوجهان غیر خدا یار نداریم
که گفته اند!
ما زبالاییم و با لا می رویم
عارف حقیقی در زیر پرچمی بر افراشته و در اهتزاز زندگی می کند که برروی آن پرچم نوشته شده است!
...انا لله و انا الیه راجعون سوره ۲ آیه ۱۵۶
هر کس به گروهی و دسته ای و حزبی و محله ای و شهری و کشوری و قومی تعلق دارد. واما عارف حقیقی فقط به خدا تعلق دارد.
و این هنر مردان حق است که هر کس را نصیب نگردد مگر به لطف خدا و همتی بزرگ
و ششمین امام که درود حدا بر او باد فرمود:
شخص عارف نفس می کشد برای خدا! نطق می کند برای خدا! و حتی ایماء و اشاره او برای خداست...به خدا.. برای خدا..و.بسوی خدا...
خودمانیم چند نفر را در عمرمان دیدیم که برای خدا نفس می کشیدند؟
دفاع و نبرد و شرایط آن
شرایط دفاع و جنگ
سه آیه ۱۹۰ تا ۱۹۲ سوره بقره دستور العمل های اصلی دفاع و نبرد هستند.
مسلمانان طبق این سه آیه اجازه دارند!
با کسانی که بر علیه مسلمانان به جنگ بر خاسته اند یعنی اقدام به جنگ بر علیه مسلمانان نموده و فقط در راه خدا به جنگ اقدام نمایند.
پس شرط های اصلی آغاز جنگ توسط مسلمانا ن این است!
-ابتدا دشمن آغاز به جنگ کرده باشد،
- مسلمانان در راه خدا به این جنگ در مقابل جنگ آغاز شده بر علیه اشان اقدام نمایند.
- در همین جنگ نیز مسلمانان نباید از حد تجاوز کنند.
آیه ۱۹۰ بقره
با آنان که به جنگ با شما برخیزند جهاد کنید، لکن از حد تجاوز نکنید که خدا متجاوزان را دوست ندارد. (۱۹۰)
آیه ۱۹۱
و هر کجا مشرکان را یافتید به قتل رسانید و آنان را از همان وطن که شما را آواره کردند برانید، و فتنهگری (آنان) سختتر و فسادش بیشتر از جنگ و کشتار است، و در مسجدالحرام با آنها جنگ مکنید مگر آنکه پیشدستی کنند، در این صورت رواست که در حرم آنها را به قتل برسانید، چنین است کیفر کافران. (۱۹۱)
نکته مهم !
تمامی آنانی که اسلام را دین جنگ معرفی کرده و می کنند فقط آیه ۱۹۱ یعنی آیه فوق را ذکر می کنند و به آیه نخست که شرط اصلی شروع جنگ است اشاره نمی کنند. چون آیه ۱۹۰ به صراحت می گوید مسلمانان می توانند با کسانی بجنگند که آنان جنگ را بر علیه مسلمانان آغاز کرده باشند. حال این چنین کسان اگر در حال جنگ یافته شوند کشته می شوند. مگر دیگر فرهنگها چه می گویند؟وقتی آلمان نازی به اروپا حمله کرد در مقابل آن چه اقدامی صورت گرفت؟ مبارزه و جنگ! دشمن به سرزمین ما حمله کرده پس ما حق داریم با او بجنگیم . این حق همه انسانیت است.
منتهی منتقدین قرآن چون جوانمرد نیستند آیه اول را ذکر نمی کنند و فقط آیه دوم را بعنوان بهانه می آورند.
نکته مهمتر
آیه بعدی می گوید اگر آنها دست از جنگ بر داشتند شما نیز دست از جنگ بر دارید. پس از نظر اسلام صلح و جنگ در دست دشمنان است، جنگ را شروع کنند باید با آنها جنگید ! دست از جنگ برداشتند باید دست از جنگ کشید.
پس اگر دست (از شرک و ستم) بدارند (از آنها درگذرید که) خدا آمرزنده و مهربان است. (۱۹۲)
نکته ای باز مهم تر
در آیه ۱۹۴ گفته شده اگر در ماه های حرام با شما جنگیدند با آنها بجنگید!
اگر کسی به شما ستمی کرد به همان اندازه مقابله مثل کنید!
ماههای حرام را در مقابل ماههای حرام قرار دهید، که اگر حرمت آن را نگاه نداشته و با شما قتال کنند شما نیز قصاص کنید. هر که به ستم بر شما دست دراز کند او را از پای در آورید به قدر ستمی که به شما رسانده است، و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا با پرهیزکاران است. (۱۹۴)
چه کنیم که زندگی بر ما سهل و آسان شود؟
لیل فجر ضحی
سوره الليل
سوره لیل نهمین سوره قرآن است که در شهر مکه بر پیامبر اسلام نازل شد. این سوره نشان می دهد که اسلام، قرآن و پیامبر برای مسلمانان چه کردند. و این که عربها پیش از اسلام آوردن چه بودند. نفاق،تنگ نظری ، بخل ، خست و خسیسی و خود پرستی از ارکان زندگی عربان حجاز بود. بلی بخشنده هم داشتند ولی به تعداد انگشتان دست!اما قرآن و آن هم در کوتاهترین مدت از همان تنگ نظران و بخیلان مردان و زنان بخشنده ای ساخت که ضرب المثل شدند به بخشندگی و فتوت!
ابتدا به خواندن خود سوره می پردازیم و سپس گزارش علت نزول این سوره را مطالعه می کنیم:
به نام خداوند بخشنده مهربان
قسم به شب تار هنگامي که (جهان را در پرده سياه) بپوشاند. ( 1 )
و قسم به روز هنگامي که روشن و فروزان گردد. ( 2 )
و قسم به مخلوقات عالم که خدا همه را جفت نر و ماده بيافريد. ( 3 )
(قسم به اين آيات الهي) که سعي و کوشش شما مردم بسيار مختلف است (برخي بر صلاح و برخي بر فساد ميکوشيد). ( 4 )
اما هر کس عطا و احسان کرد و خدا ترس و پرهيزکار شد. ( 5 )
و به نيکويي (يعني به نعيم آخرت با هر خير و سعادت که در قرآن بيان شده) تصديق کرد. ( 6 )
ما هم البته کار او را (در دو عالم) سهل و آسان ميگردانيم. ( 7 )
اما هر کس بخل ورزيد و خود را (از لطف خدا) بي نياز دانست. ( 8 )
و نيکويي را تکذيب کرد. ( 9 )
پس به زودي کار او را (در دو عالم) دشوار ميکنيم. ( 10 )
و گاه عذاب و هلاکت داراييش وي را هيچ نجات نتواند داد. ( 11 )
و البته بر ماست که (خلق را) هدايت کنيم. ( 12 )
و ملک دنيا و آخرت از ماست (به هر که بخواهيم و صلاح دانيم ميبخشيم). ( 13 )
من شما را از آتش شعلهور دوزخ ترسانيدم و آگاه ساختم. ( 14 )
که هيچ کس در آن آتش در نيفتد مگر شقيترين خلق. ( 15 )
همان کس که (آيات و رسل حق را) تکذيب کرد و روي از آن بگردانيد. ( 16 )
و اهل تقوا را از آن آتش دور سازند. ( 17 )
آن کس که مال خود را (به فقيران اسلام) به وجه زکات بدهد. ( 18 )
و حال آنکه هيچ کس بر وي حق نعمت ندارد تا به پاداش آن بدهد. ( 19 )
(او احسان نکند) جز در طلب رضاي خداي خود که برتر و بالاترين موجودات است. ( 20 )
و البته (در بهشت آخرت به آن نعمتهاي ابدي) خشنود خواهد گرديد. ( 21 )
گزارش علت نزول سوره
در ارتباط با علت نزول سوره لیل که نهمین سوره بر حسب تاریخ نزول آن بر پیامبر اسلام(ص) می باشد این گونه گفته شده که مردى شاخهی يكى از درختان خرمایش بر بالاى خانه شخص فقيرى قرار گرفته بود.
هر زمان که صاحب درخت نخل برای چیدن خرما بالا میرفت، چند دانه ای از آنها درون خانه همسایه فقير مىافتاد و كودکان او آنها را برمىداشتند. ولی آن مرد بخیل از نخل پایین آمده و خرما ها را از دست کودکان صاحبخانه فقیر مىگرفت وحتی اگر دانه ای خرما در دهان يكى از آنها بود انگشتش را بدرون دهان او مى كرد تا خرما را بيرون آورد.
صاحبخانه فقير به پيامبر(ص) شكايت نمود و پیامبر(ص) با صاحب نخل دیدار كرد و به او پیشنهاد داد در ازای مالکیت این نخل، نخلى در بهشت برای او تضمین میکند؛ اما آن شخص بخیل نپذیرفت که نپذیرفت.
در این میان یکی از تربیت شدگان قرآن و از اصحاب پيامبر(ص) بنام «ابوالدّحداح»، آن نخل را به قیمت چهل نخل از مالک بخیل درخت خرید وآنرا در اختیار پیامبر گذاشت تا رسول خدا(ص) آن را به آن خانواده فقیر ببخشد. در اينجا بود که سوره والليل نازل شد.
تحلیل کلامی
این سوره و دو سوره بعدی بر حسب تاریخ نزول با قسم به شب ( همین سوره) و دهمین سوره با قسم به سپیده دم بنام سوره فجر و یازدهمین سوره با قسم به روشنایی روز نازل شدهاند و یک قوس نزولی از تاریکی به سپیده دم و آنگاه به روشنایی روز را نشان می دهند که در حقیقت از لحاظ معنی قوس صعودی است. شاید هرسه اشاره به ان دارند که آیات قرآن می توانند شب تاریک زندگی بشر را به روز روشن مبدل سازند،
تحلیل معنوی
..
علاوه بر قسم به شبانگاه و اهمیت و این که ! شب مردان خدا روز جهان افروز است... خداوند راز مهم سعادتمندی را آشکار می کند و تاکید می کند که سعادتمندی انسان در گرو بخشندگی و بخشش و عطا است. بخشش و عطا بخاطر خداوند که سعادت در دوجهان را به همراه دارد و کار دو دنیا را آسان می سازد. در قرآن آیه مهمی است که ایکاش همه به آن توجه می کردیم .بخصوص در این دوران که جهان لبریز از بلایاست . آن آیه می گوید: " ما بر مردم جامعه ای که صالح و نیکو کار هستند بلا نازل نمی کنیم."
پس شرط دفع بلا نیکوکار بودن و صالح و مصلح بودن است. وگرنه امواج بلا جامعه را در خواهد نوردید. ایا ناله جانسوز گرفتاران و بی خانمانا ن و ضجه کودکان یتیم را نمی شنویم. مسکینان خاک نشین و در ماندگان جامعه را نمی بینیم؟ اگر نمی شنویم بخاطر ان است که ملکوت قرآن در درون قلب ما قرار نگرفته است. اکنون ۱۱۴ سوره و بیش از ۶۰۰۰ آیه در نزد ما به امانت گذارده شده ست. با ابو دحداح عرب تحصیل ناکرده چقدر تفاوت داریم؟ آیا نمی خواهیم براهی که او رفت برویم؟
سوره به وضوح می گوید ! انسان بخیل و خسیس زندگی سالم و راحتی نخواهد داشت. این اصلی است که همه جامعه های بشری پذیرفته اند.
چرا باید حکمت بیاموزیم؟
حکمت و رازهای آن
خداوند به هر کس که بخواهد حکمت هطا می کند و هر کس که به او حکمت عطا شده خیر کثیر به او داده شده است و این حقیقت را خردمندان در می یابند.
سوره بقره آیه ۲۶۹
پروردگارا در ميان آنان فرستاده اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد و پاكيزه شان كند زيرا كه تو خود شكست ناپذير حكيمى
سوره بقره آیه (۱۲۹)
همان طور كه در ميان شما فرستاده اى از خودتان روانه كرديم [كه] آيات ما را بر شما مى خواند و شما را پاك مى گرداند و به شما كتاب و حكمت مى آموزد و آنچه را نمى دانستيد به شما ياد مى دهد
سوره بقره(۱۵۱)
به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل مى آموزد
سوره آل عمران (۴۸)
يقين خدا بر مؤمنان منت نهاد [كه] پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند
سوره آل عمران (۱۶۴
این سفارشها] از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است و با خداى يگانه معبودى ديگر قرار مده و گرنه حسرتزده و مطرود در جهنم افكنده خواهى شد
سوره اسراء(۳۹)
ابن سينا پزشک و حکیم گرانقدر ایران در تعریفی از حکمت می گوید تعریف حکمت متکی بر غایت آن است. چون بنابر باور وی به مدد و یاری حکمت می توان هر آنچه را که شایسته است بشناسیم و زمانی که نظر ما و عمل ما و وجود ما حکیمانه شد آن گاه می توانیم بر حسب طاقتمان به آن کمال نفسانی لازم برسیم و در آن زمان است که به عالمی معقول مبدل خواهیم شد . با تبدیل سیر تبدیل ما نیز آغاز شده و به رستگاری در جهان آخرت نائل می گردیم.
او حکمت را به نظری و عملی تقسیم می کند که حکمت نظری به ما می آموزد تا به یک باور یقینی در ارتباط با موجوداتی برسیم که وجود آنها ربطی به فعل انسان ندارد ولی به کمک آنها ما به شناخت حق نائل می شویم.
حکمت عملی نیز به ما خیر و نیکویی و یا روش زندگی نیکو و پسندیده و عقلانی را می آموزد.
بر این اساس اگر دیدگاه مان عقلانی و الهی شود و عملمان بر اساس خیر و نیکویی باشد این همان خیر کثیری است که قرآن در آیات خود از آن یاد می کند.
قرآن می گوید که یکی از وظایف پیامبران اموزش حکمت یعنی روش فکری عقلانی و الهی و تعلیم حکمت عملی است.
خدا حکیم علی الاطلاق است پس او خیر مخلوق خود را از هر کس بیشتر می داند.
قرآن کتاب دعوت به تعقلون و یعقلون و یتفکرون است. بطوری که واژه یعقلون حدود ۲۲ بار در قرآن یاد شده است. یعنی خداوند در قرآن ۲۲ بار آنانی که عقل خود را بکار می گیرند مورد نمجید قرارداده و ۲۴ بار از واژه تعقلون استفاده کرده که دعوت بشر به تعقل و تفکر است.
اگر در کتابی از کتابهای آسمانی به این میزان از تفکر بر خوردید این نویسنده را با خبر سازید.
به زبان ساده تر می توان مثالهایی زد و توضیح داد که این حکمت و تعقل و تفکر به چه درد می خورد.؟ فرض کنید شما همکاری دارید که اصولا شخص خطرناک و غیر معتقد به اصول اخلاقی و وجدانی است. و او شما را آزرده است. خوب چه تصمیمی می گیرید که با او در افتید؟آیا مطمئن هستید که در افتادن با او باعث ضرر بیشتر نمی شود؟یا آن که شما هم جزو آنانی هستید که در این طور مواقع می گویند! بگذار او را غرق کنیم خودمان هم غرق شویم مانعی ندارید. و این از نظر اصحاب تفکر و خرد به معنی آن است که شما با حکمت تعقلی آشنا نیستید.
ویا تصور کنید که می دانید کشیدن سیگار برای شما ضرر جانی دارد ولی به کشیدن آن ادامه می دهید و می گوید اینها همگی حرفهای بی اساس است. شما نیز از حکمت بدورید.
اما اگر در مورد ا ل بدنبال را ه حل منطقی بودید که آن شخص مزاحم و مخالف را یا به گونه ای جذب کنید که تحت سیطره فکری شما در آید و یا به نحو عاقلانه او را ز خود دور کردید.شما از حکمت بهره برده ابد.
در مورد سیگار اگر آنرا تا سر حد امکان کاهش داده و یا ترک ننودید و بخاطر سلامتی خود آن را کنار گداشتید شما نیز با حکمت آشنایید.
اما اگر در هردو مورد بخاطر خدا و رعایت حال خود و دیگران اقدام عاقلانه کردید بدانید که به شما نیز از حکمت الهی عطا شده و از خیر کثیر بهره بردهاید.