کتابهایرمقدس (قرآن): در جستجوی سالکان حقیقی



در جستجوی سالکان  حقیقی

بسیار می شنویم که از سالک، سالکان ، سیر و سلوک و...سخن می رود. ولی براستی سالک حقیقی خدا کیست؟ چه کسی سیر و سلوکی حقیقی به سنت خدا دارد.؟ قرآن می گوید:

قرآن

-"و آنانند كه   در حال سجده يا ايستاده  برای خدا شب زنده داری می کنند. "

(۶۴)آیه سوره فرقان

- "ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا را بسیار یاد کنید و صبح و شام او را تسبیح گویید! او کسی است که بر شما درود و رحمت می فرستد، وفرشتگان او نیز برای شما تقاضای رحمت می کنندگتا شما را از ظلمات  به سوی نور رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است" .
آیه (۴۱ )سوره احزاب

 

-"مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات به خود مشغول نمى دارد و از روزى كه دلها و ديده ‏ها در آن زيرورو مى ‏شود مى‏ هراسند."
آیه (۳۷) سوره نور

-"مؤمنان همان كسانى‏ اند كه چون خدا ياد شود دلهايشان بترسد و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگار خود توكل مى کنند.

(۲)
"همانان كه نماز را به پا مى دارند و از آنچه به ايشان روزى داده‏ ايم انفاق مى كنند" (۳)

" آنان هستند كه حقا مؤمنند براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزى نيكو خواهد بود" 
سوره انفال آیات ۲ الی ۴

 

بدان که سلوک عبارت از سير است، 

وسير الى اللهّ باشد،

و سير فی اللهّ باشد.

سير الى اللهّ نهایت دارد اماّ سير فی اللهّ نهایت ندارد.

و سير الى اللهّ عبارت از آن است که سالک چندان سير کند که ازهستی خود نیست شود و بهستی خدا هست شود، و بخدا زنده و دانا و بینا و شنوا و گویا گردد.

ای درویش! اگرچه سالک هرگز هیچ هستی نداشت، اماّ می پنداشت که مگردارد آن پندار برخیزد و بیقين بداند که هستی خداراست و بس.

چون دانست و دید که هستی خدای راست، سير الى اللهّ تمام شد،

اکنون ابتداء سير فی اللهّ است 
و سير فی اللهّ عبارت از آن است که سالک چون بهستی خدا هست شد و بخدا زنده و دانا و بینا و گویا و شنوا گشت، چندان دیگر سير کند که اشیاء را کماهی و حکمت اشیاء را کماهی بتفصیل وبتحقیق بداند و ببیند چنانکه هیچ چیزی در ملک و ملکوت و جبروت بروی پوشیده نماند.
بعضی گفتهاند که ممکن است که یک آدمی این همه بداند، و هیچ چیز نماند که نداند؛ و بعضی گفتهاند که ممکن نیست که یک آدمی این همه بداند، از جهت آن که عمر آدمی اندک است و علم و حکمت خدای بسیار است، 
و ازینجا گفته اند که سير فی اللهّ نهایت ندارد.

ای درویش! چون معنی سلوک رادانستی، اکنون بدان که اهل حکمت گویند که از تو تا بخدای راه بطریق طول است، از جهت آنکه نسبت هر فردی از افراد موجودات با خدای همچنان است که نسبت هر مرتبه ئی از مراتب درخت با تخم درخت
و اهل تصوّف میگویند که از تو تا بخدای راه بطریق عرض است از جهت آنکه نسبت هر فردی از افراد موجودات با خدای همچنان است که نسبت هرحرفی از حروف این کتاب با کاتب ،

و اهل وحدت میگویند که از تو تا بخدای راه نیست، نه بطریق طول و نه بطریق عرض از جهت آنکه نسبت هر فردی از افراد موجودات با خدای همچنان است که نسبت هر حرفی از حروف این کتاب با مداد،

و ازینجا گفته اند که وجود یکی بیش نیست و آن وجود خدای است- تعالى و تقدسّ- و بغير از وجود خدای وجودی دیگر نیست و امکان ندارد که باشد. 

ای درویش! این پنج فصل را در مسجد جمعۀ ابرقوه جمع کردم ونوشتم. والحمدللهّ رب العالمين.

 

کتاب انسان کامل نوشته نسفی

کتابها مقدس(انجیل بارنابا): فصل ۲۵ ، دستورات مسیح برای زندگی

کتابها مقدس(انجیل بارنابا): فصل ۲۵ ، دستورات مسیح برای زندگی

 

ادامه از نوشتار پیشین

انجیل بارنابا فصل ۲۵

 

(۱در این وقت نگارنده گفت: ای معلم، به درستی که کلام تو حق است و از این رو به تحقیق ترک نمودیم هر چیزی را، تا پیروی تو کنیم.

(۲) پس بفرما ما را، چگونه بر ما واجب است که جسد خود را دشمن بداریم؟

(۳)چون  خود کشی  جایز نیست و ما چون زنده‌ایم واجب است بر ما که او را بپروریم.

(۴)یسوع جواب داد «جسد خود را مانند اسب نگهداری کن تا در امن زندگانی کنی.»

(۵) «زیرا با پیمانه اسب قوت داده می‌شود؛ ولی کارش  بی‌اندازه است .»

(۶) «در دهان او لگام نهاده می‌شود تا بر حسب ارادهٔ تو راه رود.»

(۷) «بسته می‌شود تا نیازارد کسی را.»

(۸) «در جای حقیری حبس می‌شود و هر گاه نافرمانی کند زده می‌شود.»

(۹) «پس ای برنابا، در این صورت طوری زجدگی کن که گویی  همیشه با خدای زندگی خواهی کرد.»

(۱۰) « سخن من تو را به خشم نیاورد ؛ زیرا داوود پیغمبر خود همین کار کرد؛ چنان که اعتراف نموده، می‌گوید: به درستی که من نزد تو مثل اسبم و به درستی که من همیشه با توام.»

(۱۱) «همانا با من بگو کدام یک از این دو فقیرتر است، کسی که به کم قناعت دارد یا آن کس که به زیاد میل دارد؟»

(۱۲) حق می‌گویم شما را که اگر جهان عقل درستی می‌داشت، هیچ کس چیزی برای خود جمع نمی‌کرد.»

(۱۳) «بلکه هر چیزی مشترک بود.»

(۱۴) «لیکن دیوانگی او به این معلوم می‌شود که هر قدر جمع می‌کند رغبتش بیشتر می‌شود.»

(۱۵) «حال این که هر چه جمع می‌کند آن را، جز این نیست که جمع می‌کند آن را برای راحت جسد دیگران.»

(۱۶) «پس باید  شما را در این صورت یک جامه کفایت کند.»

(۱۷) «کیسه‌های خود را بیندازید.»

(۱۸) «برندارید توشه‌دان و نه کفشی در پای خود.»

(۱۹) «و اندیشه مکنید که بگویید برای ما از این پس چه اتفاق خواهد افتاد.»

(۲۰) «بلکه اندیشه نمایید در این که به عمل آورید خواست خدای را.»

(۲۱) «او حاجتتان را برای شما پیش خواهد آورد تا جایی که شما  محتاج به چیزی نخواهید بود.»

(۲۲) «حق می‌گویم به شما، که همانا بسیار جمع نمودن در این زندگانی نااستوار، گواهی است بر نداشتن چیزی که به کار آید در زندگانی دیگر.»

(۲۳) «زیرا هر کس اورشلیم وطن او باشد، در سامره خانه‌ها نمی‌سازد.»

(۲۴) «زیرا میان دو شهر دشمنی پیداست.»

(۲۵) «آیا می فهمید؟»

 

ادامه دارد

کتابها مقدس(انجیل بارنابا): فصل ۲۵ ، دستورات مسیح برای زندگی

 

ادامه از نوشتار پیشین

انجیل بارنابا فصل ۲۵

 

(۱در این وقت نگارنده گفت: ای معلم، به درستی که کلام تو حق است و از این رو به تحقیق ترک نمودیم هر چیزی را، تا پیروی تو کنیم.

(۲) پس بفرما ما را، چگونه بر ما واجب است که جسد خود را دشمن بداریم؟

(۳)چون  خود کشی  جایز نیست و ما چون زنده‌ایم واجب است بر ما که او را بپروریم.

(۴)یسوع جواب داد «جسد خود را مانند اسب نگهداری کن تا در امن زندگانی کنی.»

(۵) «زیرا با پیمانه اسب قوت داده می‌شود؛ ولی کارش  بی‌اندازه است .»

(۶) «در دهان او لگام نهاده می‌شود تا بر حسب ارادهٔ تو راه رود.»

(۷) «بسته می‌شود تا نیازارد کسی را.»

(۸) «در جای حقیری حبس می‌شود و هر گاه نافرمانی کند زده می‌شود.»

(۹) «پس ای برنابا، در این صورت طوری زجدگی کن که گویی  همیشه با خدای زندگی خواهی کرد.»

(۱۰) « سخن من تو را به خشم نیاورد ؛ زیرا داوود پیغمبر خود همین کار کرد؛ چنان که اعتراف نموده، می‌گوید: به درستی که من نزد تو مثل اسبم و به درستی که من همیشه با توام.»

(۱۱) «همانا با من بگو کدام یک از این دو فقیرتر است، کسی که به کم قناعت دارد یا آن کس که به زیاد میل دارد؟»

(۱۲) حق می‌گویم شما را که اگر جهان عقل درستی می‌داشت، هیچ کس چیزی برای خود جمع نمی‌کرد.»

(۱۳) «بلکه هر چیزی مشترک بود.»

(۱۴) «لیکن دیوانگی او به این معلوم می‌شود که هر قدر جمع می‌کند رغبتش بیشتر می‌شود.»

(۱۵) «حال این که هر چه جمع می‌کند آن را، جز این نیست که جمع می‌کند آن را برای راحت جسد دیگران.»

(۱۶) «پس باید  شما را در این صورت یک جامه کفایت کند.»

(۱۷) «کیسه‌های خود را بیندازید.»

(۱۸) «برندارید توشه‌دان و نه کفشی در پای خود.»

(۱۹) «و اندیشه مکنید که بگویید برای ما از این پس چه اتفاق خواهد افتاد.»

(۲۰) «بلکه اندیشه نمایید در این که به عمل آورید خواست خدای را.»

(۲۱) «او حاجتتان را برای شما پیش خواهد آورد تا جایی که شما  محتاج به چیزی نخواهید بود.»

(۲۲) «حق می‌گویم به شما، که همانا بسیار جمع نمودن در این زندگانی نااستوار، گواهی است بر نداشتن چیزی که به کار آید در زندگانی دیگر.»

(۲۳) «زیرا هر کس اورشلیم وطن او باشد، در سامره خانه‌ها نمی‌سازد.»

(۲۴) «زیرا میان دو شهر دشمنی پیداست.»

(۲۵) «آیا می فهمید؟»

 

ادامه دارد

کتابهای مقدس(قرآن): در جستجوی دانایان باش!

  

 

 

در جستجوی دانایان

"(موسی و همراه او) بنده‏ اى از بندگان ما را يافتند كه از جانب خود به او رحمتى عطا كرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بوديم ."   آیه  (۶۵)  سوره کهف
 

...در کتاب "انسان کامل" لزوم هم صحبتی  با انسانهای دانا و آگاه را بزبان عرفان و ادب این گونه بیان کرده است:

"...بدان که صحبت اثرهای قوی و خاصیتّهای عظیم دارد. هر سالکی که بمقصد نرسید و مقصود حاصل نکرد، از آن بود که بصحبت دانائی نرسید. 

کار صحبت دانا دارد. هر که هر چه یافت، از صحبت دانا یافت، باقی این همه ریاضات و مجاهدات بسیار، و این همه آداب و شرایط بی شمار از جهت آن است که تا سالک شایسته صحبت دانا گردد که سالک چون شایسته بصحبت دانا گشت کار سالک تمام شد. 

ای درویش، اگر سالکی یک روز، بلکه یک لحظه بصحبت دانائی رسد، و مستعد و شایستۀ صحبت دانا باشد بهتر از آن بود که صد سال، بلکه هزار سال بریاضات و مجاهدات مشغول باشد، و ان یوماً عند ربکّ کالف سنة ممّا تعدوّن.

امکان ندارد که کسی بی صحبت دانا بمقصد رسد و مقصود حاصل کند، اگرچه مستعد باشد و اگرچه بریاضات و مجاهدات بسیار مشغول بود. 

ای درویش! بسیار کس باشد که به دانا رسد، و او را از آن دانا هیچ فایده نباشد؛ و این از دو حال خالى نباشد، یا استعداد ندارد یا هم مقصود نباشد.

آنکه استعداد ندارد از اهل صحبت نیست. و آنکه استعداد دارد و هم مقصود نیست هم صحبت نباشد از جهت آنکه هم صحبت هم مقصود است. 

هرگاه دو کس یا زیادت با هم باشند و مقصود ایشان یکی باشد، هم صحبت باشند؛ و اگر مقصود ایشان یکی نباشد، هم صحبت نباشند. 

چون معنی صحبت را دانستی، اکنون بدان که چون بصحبت درویشان رسی، باید که سخن کم گوئی، و سخنی که ازتو سؤال نکنند جواب نگوئی.

و اگر چیزی از تو سؤال کنند و جواب ندانی باید که زود بگوئی که نمیدانم و شرم نداری و اگر جواب دانی جوابی مختصر با فایده بگوئی و دراز نکشی ودر بند بحث و مجادله نباشی و در میان درویشان تکبر نکنی ودر نشستن بالا نطلبی بلکه ایثار کنی و چون اصحاب حاضر باشند و خلوت باشد یعنی بغير اصحاب کسی دیگر در میان نباشد، باید که تکلفّ نکنی و در ادب مبالغة ننمائی که در چند موضع تکلّف نمیباید کرد؛ بی تکلفّی آزادی است.

ای درویش! نه آنکه بی ادبی کنی که بی ادبی در همه زمان و در همه مکان حرام است.
مراد ما آن است که در خلوت بی تکلفّ زندگانی کنی، که اگر تو تکلفّ کنی دیگران را هم تکلفّ باید کرد و بدین سبب درویشان گران بار شوند، و از آن صحبت لذّت نیابند و آن را سبب تو باشی .
و باید که بت پرست نباشی و چیزی را بت خود نسازی آن چنانکه دیگران میکنند تو نیز میکن.

ای دوریش! هر کاری که مباحست در کردن و ناکردن آن ضرورتی نیست، در آن کار موافقت کردن با اصحاب از کرم و مروتّ است، و اگر موافقت نکنی، بی مروتّ باشی. و بر هر کاری که عادت کنی، آن کار بت تو شود ودر

میان اصحاب بت پرست باشی. ای درویش! هر کاری که نه ضرورت باشد و نه سبب راحت اصحاب بود، بر آن کار عادت نباید کرد که چون عادت کردی بت شد.

 

کتابهای مقدس (قرآن): بلاهای دوران فرعون: تحقیقات جدید

 

بلاهای دوران فرعون

در نوشتار های پیشین از بلاهای دوران فرعون بر حسب گزارش انجیل عهد عتیق سخن گفتیم. در این نوشتار مروری دیگر  بر این حوادث می کنیم البته بر حسب گزارشات قرآنی!

در سوره اعراف آیاتی وجود دارند  که به صراحت ولی به صورت فهرست به این بلاها اشاره دارند:

 

خشکسالی و کمبود محصولات

-"و در حقیقت ما فرعونیان را به خشکسالى و کمبود محصولات دچار کردیم باشد که عبرت گیرند."

آیه ۱۳۰ سوره اعراف

 

۵ بلا : طوفان ، ملخ، کنه ، وزغ و خون

-"پس بر آنان طوفان و ملخ و کنه ریز و غوکها و خون را به صورت نشانه‏ هایى آشکار فرستادیم و باز سرکشى کردند و گروهى بدکار بودند ."
آیه ۱۳۳ سوره  اعراف

-چون بلا و بدبختى بر آنان واقع شد، (نزد موسى آمده) گفتند: اى موسى! براى ما نزد پروردگارت به خاطر عهدى که نزد تو دارد (و دعاى تو را مستجاب مى‌کند)، دعا کن که اگر این بلا را از ما برگردانى، قطعاً به تو ایمان مى‌آوریم و حتماً بنى‌اسرائیل را (آزاد کرده و) با تو روانه مى‌کنیم.

 

فَلَمَّا کَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ یَنْکُثُونَ «135»

-پس همین که نکبت و بدبختى را (به خاطر دعاى موسى) از آنان تا مدّتى که باید به آن مى‌رسیدند برداشتیم، باز هم پیمان خود را مى‌شکستند.

 

رجز چه بود؟

-"و هنگامى که رجز( عذاب، بلا ، نکبت) بر آنان فرود آمد گفتند اى موسى پروردگارت را به عهدى که نزد تو دارد براى ما بخوان اگر این  رجز  را از ما برطرف کنى حتما به تو ایمان خواهیم آورد و بنى‏ اسرائیل را قطعا با تو روانه خواهیم ساخت ."
آیه ۱۳۴ سوره اعراف

فرهنگهای لغت رجز را این گونه ترجمه کرده اند

رجز.  پلیدی. (ناظم الاطباء) 

رجس (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). قذر. (اقرب الموارد). رجس. (یادداشت مرحوم دهخدا)

طاعون : یکشف اﷲ عنکم الرجز. (از اقرب الموارد). || (اِ) طاعون. 

عذاب: (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || عذاب. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء)

 

-"چون عذاب را تا سررسیدى که آنان بدان رسیدند از آنها برداشتیم باز هم پیمان‏شکنى کردند ."
آیه ۱۳۵ سوره اعراف

 

غرق شدن در د ریا

-"سرانجام از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان ساختیم چرا که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل بودند."

آیه ۱۳۶ اعراف

تحقیقات اخیر

توسط دکتر استفان مورتلاک مدیر آسیب شناسی بیمارستان Nuffield Health Guildford است.بیمارستان Nuffield Health ، بیمارستان گیلدفورد 

بلاهای ده دهگانه مصر 

7 ژانویه 2019

استفان مرتلوک می پرسد که آیا 10 آفت مصر نتیجه یک اثر دومینوی اکولوژیکی یا مداخله الهی بوده است؟

 

در کودکی ، بسیاری از ما خواندیم  که مردم عبرانی که در مصر زندگی می کردند ، تحت حکومت ظالمانه فرعون رنج می بردند.  موسی از فرعون خواست که اجازه دهد آنها به وطن خود در کنعان برگردند ، اما او نپذیرفت. 

 در نتیجه ، در یک نمایش الهی از قدرت و نارضایتی 10 طاعون برای مصری ها ایجاد شد که فرعون را ترغیب کرد تا تصمیم خود را لغو کند.  

اما آیا این آفت ها رویدادهای تاریخی بوده اند یا همانطور که برخی از مورخان گفته اند ، به سادگی گزارش هایی از چندین بلایای طبیعی منتقل شده است؟  

برخی از محققان اذعان می کنند که از دیدگاه تاریخی ، 9 طاعون اول شبیه رویدادهای طبیعی است و در حالی که برخی از آنها   این گونه نیستند ،

 به نظر می رسد برخی دیگر بخشی از یک واکنش زنجیره ای با الگوهای تعیین شده و یک جانشینی سریع هستند.  مصریان به دلیل ثبت هر واقعه ای ، چه از لحاظ زمانی و چه از نظر مذهبی ، مشهور بودند ، اما در ادبیات مصر باستان اشاره کمی به آفت وجود دارد.  چه می شد اگر آفت ها روستاها و حومه اطراف گوشن را درگیر می کرد؟  ، شاید هم این موارد برای درج در تواریخ رسمی به دربار سلطنتی ارجاع نمی شدند.

 

ثبت تاریخ

"یک سقوط گسترده آتشفشانی ساده ترین و منطقی ترین توضیح علمی را برای این آلودگی ارائه می دهد"

چه زمانی آفت ها اتفاق افتاد ؟

و چه کسی فرعون مستبد بود؟ 

 مورخ یونانی هرودوت تاریخ ها را در حدود 1570-1550 قبل از میلاد مسیح قرار داد ، زمانی که مصر تحت حکومت هیکسوس (یک قبیله آسیایی) بود ، اما هیچ فرعونی وجود نداشت ،

 تا اینکه آهوموس اول (1550-1525 قبل از میلاد) شورش کرد و مهاجمان را سرنگون کرد.  در طی این مدت طوفان های آخرالزمانی ، بیشتر مصر را ویران کرد و در ستون  و یا همان کتیبه طوفان اهموس اول توصیف شد ،

 

آتشفشان

 این تغییرات به دلیل تغییرات کوتاه مدت آب و هوایی ناشی از فوران آتشفشان ترا در جزیره سانتورینی در حدود سال 1630 قبل از میلاد نسبت داده شده است (اگرچه  همچنین گفته شده است که مرجع طوفان صرفاً استعاره از هرج و مرج ایجاد شده در طول جنگ است). 

 

 Trevisanato (در کتاب آفت های مصر: باستان شناسی ، تاریخ و علم به کتاب مقدس نگاه می کند) ، پیشنهاد کرد که این فوران نیز عامل اصلی آفت ها بود.  

 

نشانه هایی وجود دارد که تأثیرات زیست محیطی این فوران را در سراسر جهان احساس کرده است - برخی از محققان نیز این فوران را با افسانه آتلانتیس مرتبط دانسته اند.  

 

خاکستر آتشفشان

Trevisanato معتقد است که خاکستر آتشفشانی رود نیل را آلوده کرده و باعث اسیدی شدن آن شده بود.

 هم چنین به نظر می رسد رسوبات موجود در کف دریاچه ها در امتداد دلتای نیل نشان می دهد که در دوره ای از عصر مفرغ میانه رسوب خاکستر آتشفشانی وجود دارد ، که با فوران آن مطابقت دارد 

 در جزیره آتشفشانی یونان.  در مصر باستان پیش صنعتی ، سولفاتهای ناشی از ریزش گسترده آتشفشان ، ساده ترین و منطقی ترین توضیح علمی را برای این آلودگی ارائه می دهند. 

رود  نیل قرمز و اسیدی می توانست ماهی ها را از بین ببرد ، مردم را از نوشیدن آب از رودخانه باز دارد و طبق اسناد معاصر باعث سوختگی شود که بعداً به لارو آلوده شد.

 

زخمهای بدن فرعون

با این حال ، آلفرد ادرسهایم در کتاب مقدس عهد عتیق خود عنوان کرد که توتموز دوم (1509-1479 پیش از میلاد) ممکن است قهرمان داستان باشد.

  در سال 1886 هنگامی که مومیایی توتموز دوم توسط گاستون ماسپرو باز نشد ، اسکارهای ناشی از نوعی عفونت وجود داشت که حتی پس از مومیایی کردن نیز هنوز قابل مشاهده بودند.

  ماسپرو مومیایی را چنین توصیف کرد: "پر از  تکه های زخم ، و با زخم پوشیده شده است".  

ضایعات پشت ، کمر ، بازوها و پاهای بدن را پوشانده و مخلوطی از پاپول ، دلمه و زخم وجود دارد. 

 آیا در آن زمان توتموز دوم به دلیل شیوع بیماری در منطقه مرده بود؟  

شواهدی وجود دارد که پرستار بچه ملکه ، Sitre In ، از یک وضعیت مشابه رنج می برد.  

 

جزئیات بسیار شبیه به توصیف طاعون ششم است که "جوش در سراسر سرزمین مصر بر روی انسان و جانور جاری می شود!"  (خروج 9.9).

 

یک رودخانه سرخ

نامزد دیگر فراعنه Ramesses II (1303 - 1213 قبل از میلاد) است که توسط حماسه هالیوود ده فرمان محبوب شد.  

در این زمان آب و هوای پایتخت شهر پی رامسس مرطوب و گرمسیری بود ، اما در اواخر سلطنت او آب و هوا خشک و بیابانی شد. 

 این مطالعه با مطالعه استالاگمیت ها در غارهای محلی مصر ، که سابقه ای از الگوی آب و هوای آن زمان را ارائه کرده است ، تأیید شده است.  

 

خون بورگوندی

این احتمال وجود دارد که:

 به دلیل افزایش دما و شرایط خشک ، رود نیل از رودخانه ای که به سرعت در جریان است به یک رودخانه تنبل و گل آلود تبدیل شده است. 

 این مبنای نظریه ناتورالیستی دهه 1950 توسط گرتا هورت بود ، که پیشنهاد کرد بعضی از جلبکها بخصوص Haematococcus pluvialis و Euglena sanguinea در این شرایط بتوانند رشد کنند.  

رنگ قرمز به دلیل وجود آستاگزانتین است و در شرایط مناسب سلول ها می توانند به قدری پرجمعیت شوند که آب قرمز شود.  

 

همچنین Euglena sanguinea به عنوان تولید کننده ایکلوتوکسین euglenophycin قوی شناخته شده است. 

 ایده شکوفایی جلبک نیز توسط دکتر استفان پفلوگماخر ارائه شده است ، که معتقد است هنگامی که رود نیل تغییر کرد ، به جلبک های سمی Planktothrix rubescens اجازه می دهد تا در آب گرم و آهسته رشد کنند.  وقتی جلبک از بین رفت ، آب آن قرمز شد و باعث ایجاد پدیده ای به نام "خون بورگوندی" شد.

 

در کارولینای شمالی اتفاق افتاد

 JoAnn Burkholder نیز در کارولینای شمالی وضعیت مشابهی را در سال 1996 ذکر کرده است که ناشی از Pfiesteria piscidia(  عفونت ماهی کش) است.  

 

بنابراین شواهدی ثبت شده برای این نوع رویدادها وجود دارد. :

 یوزفوس فلاویوس ، مورخ باستان گزارش داد که آب قرمز خونی شده و  قابل نوشیدن نبوده است  ، ماهی ها  مرده  و هوا از بوی متعفن پر شد ه بود.

 

خطرات جلبکها

.  شکوفه جلبک می تواند برای حیات وحش مضر باشد ، -

-زیرا جلبک ها دارای سمی هستند که می تواند در صدف های دریایی جمع شده و حیواناتی را که از آنها تغذیه می کنند مسموم کند. 

- بخارات حاصل از شکوفه های جلبکی متراکم نیز می تواند سموم موجود در هوا را پراکنده کرده و باعث مشکلات تنفسی در افراد شود. 

- مهمتر از همه ، شکوفایی  جلبکها در آب باعث از بین رفتن ماهی می شود .

- به دوزیستان اجازه می دهد تا تولید مثل کنند .

- و ماهی ها تخمهای خود را می خورند.  

 

استرس و قورباغه ها

مطالعات همچنین نشان داده است که بچه قورباغه ها وقتی به دلیل تغییر در محیط خود دچار استرس می شوند ، به سرعت به قورباغه تبدیل می شوند.

 

  آب سمی باعث شده بود که تعداد زیادی از دوزیستان از زمین خارج شوند و بر روی زمین جمع شوند. 

 دوزیستان باید از رودخانه کشنده دور می ماندند و البته  بسیاری از آنها  هم می مردند ، که منجر به آفت سوم می شود -

 

 شپش

 (این می تواند به معنی شپش ، کک یا مایع باشد ، بر اساس کلمه عبری kînnîm).  اگر جلبک سمی منجر به اولین طاعون شود و قورباغه های مرده به دنبال آن بیایند ، تعجب آور نیست که دسته ای از حشرات نیز به دنبال آن می آیند.


حال به گزارش عهد عتیق توجه می کنیم

10 آفت موجود در کتاب Exodus

01 خون
آبها به خون تبدیل شدند - ماهی های رودخانه مردند و مصری ها نمی توانند آب ناپاک را بنوشند.

02 قورباغه
قورباغه ها سر به فلک کشیدند و هر اینچ زمین را پوشاندند و وارد خانه ها و اتاق های خواب شدند.

03 شپش
در سرتاسر مصر ، اشکالی از گرد و غبار بیرون می آمد تا زمین را بپوشاند.

04 حیوانات وحشی
انبوهی از حیوانات وحشی همه چیز را در سر راه خود نابود کردند.

05 بیماری
یک گرفتاری مهلک باعث مرگ بیشتر حیوانات اهلی مصر شد.

06 می جوشد
فرعون ، خادمانش ، مصری ها و حتی حیوانات آنها در سراسر بدنشان جوش های دردناکی ایجاد کردند.

07 تگرگ آتشین
تگرگ تمام محصولات مزارع را از بین برد و همه درختان را خرد کرد.

08 ملخ
ملخ ها صورت زمین را پوشاندند و هر محصول و همه میوه های درختان را بلعیدند.

09 تاریکی
تاریکی غلیظ بر فراز سرزمین مصر ، به حدی کامل که مردم مصر مجبور بودند که مسیر خود را احساس کنند.

10 مرگ اولاد
همه پسران مصر (و گاوهای نخست زاده) از دنیا رفتند.  بنی اسرائیل خون بره را بالای در خود مشخص کردند و از آنجا عبور کردند.

 

 

آفت ها همچنان ادامه دارد

دلایل بیشتر

-کمبود قورباغه در رودخانه باعث می شود جمعیت حشرات ، که معمولاً تحت کنترل قورباغه ها هستند ، به طور گسترده افزایش یابد.

-  اجساد پوسیده ماهی و قورباغه می توانستند حشرات را به میزان قابل توجهی به مناطق نزدیک رود نیل جذب کنند.  

 

بیماری اسب آفریقایی

در این صورت ، آلودگی به برخی از حشرات می تواند زمینه ساز آفت های بعدی شود.  

دانشمندان این نظریه را مطرح کرده اند که بیماری که جانوران این مزارع را برای مصری ها در آفتهای بعدی کشته است ، می تواند بیماری زبان آبی یا بیماری اسب آفریقایی (AHS) باشد ، اینها Orbiviruses از خانواده Reoviridae هستند ، که هر دو توسط حشرات Culicoides قابل شیوع هستند.

 

  گونه ها.  مگس های پایدار

مار و مالوی استدلال کردند که آفت چهارم نشان دهنده انبوهی از مگس ها مانند مگس پایدار است (Stomoxys calcitrans).  

 

مطالعات نشان داده است که گاوهایی که مگس های پایدار به آن آلوده شده اند می توانند کم خون شوند و از شیر تولیدی کمتری برخوردار باشند.  

مگس پایدار همچنین انسان را گاز می گیرد و می تواند منجر به جوشهایی شود که در بخشی از طاعون ششم رخ داده است.  

در بسیاری از نقاط جهان ، این گونه حامل انگلهای تریپانوزومید از جمله Trypanosoma evansi و Trypanosoma brucei است.

 

مگس های برزخی

  همچنین ممکن است در مگس خانگی مشترک (Musca domestica) که متعلق به گروهی از مگس ها است که اغلب به آنها "مگس های برزخی" گفته می شود ، افزایش یافته است. 

 

مگس عامل ۱۰۰ بیماری

 مگس خانه از زمان پیدایش زندگی بشر وجود داشته است ، به خوبی با زندگی در محل زندگی انسان سازگار است و به عنوان بردار بالقوه بیماری ها عمل می کند. 

 یک مطالعه اخیر نشان داده است که بیش از 100 عامل بیماری زا از جمله باکتری مانند E. coli و S. aureus ، ویروس ها ، قارچ ها و انگل ها با این حشره پربار در ارتباط هستند ، بنابراین تعجب آور نیست که مردم از افزایش بیماری رنج می برند.  آیا ممکن است جوش توسط S.aureus ایجاد شده باشد؟

 

طاعون پنجم ، که دام های مصر را از بین برد ، شباهت هایی با سموم دفع آفات ، از اعضای نژاد موربیلیو ویروس ، از خانواده Paramyxoviridae دارد.

  این امر باعث تب شدید ، اسهال و زخم در دهان و بینی می شود.  آفت سوزن از طریق تماس مستقیم و احتمالاً آئروسل در فواصل محدود بین حیوانات پخش می شود. 

 این ویروس می تواند از طریق ترشحات چشم ، بینی یا دهان و مدفوع ، ادرار ، خون ، شیر یا مایعات تولید مثل حیوانات آلوده منتشر شود.

 

سپس ، حدود 1600 سال قبل از میلاد ، ممکن است ستون فوران دیگری از سانتورینی عامل آفت های هفتم ، هشتم و نهم باشد - تگرگ آتشین ، ملخ ها و روزهای تاریکی.  به گفته باستان شناس چارلز پلگرینو ، فوران سانتورینی با فوران کوه سنت هلنس در سال 1980 قابل مقایسه بود و این توده آتشفشانی همراه با طوفان های گرد و غبار با سرعت بالا می توانست در مصر باریده باشد ،

 

 در نتیجه روزها را به شب تبدیل کرده و باعث افزایش ناهنجاری های هوا می شود.  

بارندگی و رطوبت بالاتر.  ممکن است وقتی خاکستر آتشفشانی با طوفان های رعد و برق در بالای مصر مخلوط شود ، منجر به طوفان های تگرگ چشمگیر شود.  

 

ملخ های بیابان

این می توانست شرایطی را ایجاد کند که باعث شد ملخ بدنام بیابان (Schistocerca gregaria) از حالت انفرادی به شکل جمعی  تبدیل شود ، نه تنها از نظر اجتماعی نیز تغییر شکل می دهند ، قویتر ، تیره تر و متحرک می شوند.  آنها می توانند در مسافت های طولانی ازدحام کنند و طبق گفته سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد ، هنگام گرسنگی ، انبوهی از یک  ملخ می تواند در یک روز به همان میزان 2500 انسان غذا بخورد. 

 

چنین آفتی تمام گیاهان باقیمانده را که تگرگ از بین نبرد ، می بلعد.

 

مرگ ا ولین نوزاد نر و قارچ

باستان شناسان همیشه بر این عقیده بودند که آخرین آفت ، یعنی مرگ اولین نوزاد نر ، ناشی از گندم آلوده به قارچ بوده است. 

 

 اما این بعید به نظر می رسد ، زیرا نوزادانی نیز مردند که احتمالاً غلات نخورده بودند.  

همچنین چرا برخی از کودکان در امان ماندند؟  یک سابقه تاریخی مشابه وجود دارد که در آن قارچهای ارگوت (Claviceps purpurea) ، دانه چاودار آلوده ، وجود  داشته است.

 

و اعتقاد بر این است که آزمایشات  جادوگران سالم   که در آن از قارچ استفاده شدهوبود باعث شدند در زمستان 1692 موادی این چنین  رسوب داده باشدو، همین ها  ممکن است دلیل توهم ، ترانزیت ، تشنج و خشونت شده  باشد.  

 

رفتارهایی که نشانه های فرضی جادوگر بودن بود.  اگرچه ارگوت باعث مرگ در شهرک نشینان نشده است ، اما مشخص نیست که چرا برخی افراد و دیگران را تحت تأثیر قرار نداده است.  قارچ مشابه می تواند دانه مصر را آلوده کند.

"کنار آمدن با حوادث طبیعی ، کنار گذاشتن آفت ها به عنوان یک افسانه بسیار آسان است"

نتیجه گیری

آیا آفت ها یک اثر دومینوی اکولوژیکی یا یک مداخله الهی بود؟  در صورت مواجهه با حوادث طبیعی مانند فوران آتشفشان ، رعد و برق و طوفان های شن بیابانی که ملخ ها را به مصر می راند ، کنار گذاشتن آفت ها به عنوان یک افسانه بسیار آسان است. 

 اما تلاش برای تحلیل وقایع تاریخی از سوابق معاصر ، مشکلات زیادی دارد.  غالباً دشوار است که بفهمید در کجا یا چه زمانی اتفاق افتاده است.  در این نمونه ، دوره آفت مصر بین سالهای 1570 و 1440 قبل از میلاد بستگی دارد ، بسته به اینکه چه کسی در مورد آنها می نوشت.  اوزبیوس پامفیلی (263-339 میلادی) ، اولین مورخ کلیسا ، تاریخ مشخص را 1446 ق.م.  بله ، در حدود 1630-1600 سال قبل از میلاد فوران های آتشفشانی ترا اتفاق افتاد ، یکی از آنها بزرگترین مورد ثبت شده توصیف شده است ، اما 1050 کیلومتر (650 مایل) از شمال غربی مصر فاصله داشت.  و فوران سالها قبل از وقوع هجرت بود.  اگر یکی از خرما اشتباه باشد ، فوران فقط باعث برخی از آفت ها می شود.  من یک خداشناس نیستم و برای تصمیم گیری به شواهد تجربی اعتماد می کنم ، اما گاهی اوقات سوالی پیش می آید که شما می پرسید: "اگر چه؟"

دکتر استفان مورتلاک مدیر آسیب شناسی بیمارستان Nuffield Health Guildford است.  او مایل است از مادر و همه کارمندان بیمارستان Nuffield Health ، بیمارستان گیلدفورد برای ادامه پشتیبانی حمایت کند. 

thebiomedicalscientist.ne

 

منابع:

Bechtel F. (2013) ‘Plagues of Egypt.’ The Encyclopedia Catholic.  جلد  12. نیویورک: شرکت رابرت اپلتون ، 1911. 13 ژوئیه. Newadvent.org.  1 ژوئن 1911. بازیابی شده در 17 ژوئن 2018.

Trevisanato SI (2005) "آفتهای مصر: باستان شناسی ، تاریخ و علوم به کتاب مقدس نگاه می کنند." Georgia Press

Marr JS and Malloy CD (1996).  "یک تحلیل اپیدمیولوژیک از ده آفت مصر".  کادوسئوس (Springfield، Ill.).  12: 7–24.

Walsby AE Schanz F and Schmid M (2005).  "پدیده خون بورگوندی: یک مدل از تغییر شنا ، شکوفایی آب پاییزی توسط Planktothrix rubescens در دریاچه زوریخ را توضیح می دهد".  متخصص گیاه شناسی جدید  169: 1469–8137

Edersheim A. عهد عتیق تاریخ کتاب مقدس ، شابک 1-56563-165-X

Ehrenkranz ، NJ و Sampson DA.  (2008).  ‘منشأ آفتهای عهد عتیق: توضیحات و مفاهیم.’ مجله زیست شناسی و پزشکی ییل ، ​​81: 31–42.

Earle DP (1989)  ‘یک بیماری کتاب مقدس به روز شد.’ معاملات انجمن بالینی و اقلیم شناسی آمریکا ، 100 ، 132–141.

Sabbatani S and Fiorino S (2010) ‘آفت فلسطینیان و دیگر آزارها در جهان باستان: کاوش در روابط بین سنت دینی-ادبی ، شواهد هنری و اثبات علمی.’ Infez Med.  18: 199-207.

Trevisanato SI (2005).  doctors پزشکان مصر باستان و ماهیت آفتهای کتاب مقدس. ’

فرضیه های پزشکی 65: 811 - 813

Maspero، G. History Of Egypt، Chaldaea، Syria، Babylonia، and Assyria، جلد 4 (از 12) پروژه گوتنبرگ کتاب الکترونیکی ، تاریخ انتشار: 16 دسامبر 2005.

بالداچینو ، فردریک ؛  Muenworn ، Vithee ؛  دسکینس ، مارک ؛  دسولی ، فلوریان ؛  Charoenviriyaphap ، Theeraphap ؛  Duvallet ، Gérard (2013).  "انتقال عوامل بیماری زا توسط مگس های Stomoxys (Diptera ، Muscidae): مروری" (PDF).  انگل  20: 26.

Mongoh ، MN ؛  Dyer ، NW ؛  Stoltenow ، CL ؛  Khaitsa، ML (2008).  "عوامل خطر مرتبط با شیوع سیاه زخم در حیوانات در داکوتای شمالی ، 2005: یک مطالعه موردی با گذشته نگر".  گزارش های بهداشت عمومی.  123 (3): 352–359.

تورل ، ام جی  Knudson، GB (1987)  "انتقال مکانیکی Bacillus anthracis توسط مگسهای پایدار (Stomoxys calcitrans) و پشه ها (Aedes aegypti و Aedes taeniorhynchus)".  عفونت و مصونیت  55 (8): 1859–1861.

Marr JS ، CD Malloy (1996).  "یک تحلیل اپیدمیولوژیک از ده آفت مصر".  کادوسئوس (Springfield، Ill.).  12 (1): 7–24.

Khamesipour، F.، Lankarani، K. B.، Honarvar، B.، & Kwenti، T. E. (2018).  یک بررسی سیستماتیک از عوامل بیماری زای انسانی که توسط مگس خانگی انجام می شود (Musca domestica L.).  BMC بهداشت عمومی ، 18 (1) ، 1049

کتابهای مقدس (قرآن)،: ذهن یا قلب و یا هردو؟

 

مغز ، ذهن و قلب

در یک مقاله اینترنتی  مطلبی خواندم  که در آن نوشته بود  اگر قرآن به مغز  اشاره نکرده در  عوض از واژه"  فواد "  استفاده کرده که با قلب در ارتباط است.

اتفاقا قران بیش از بیست بار از واژه " یعقلون"  و " تعقلون " و به همین تعداد از " "یتفکرون " استفاده نموده که با تعقل و تفکر سرو کار دارد.
اگر از عر بهای بی سواد همان زمان هم می پرسیدید که شما با کمک چه جیزی  تفکر و تعقل می کنید و می اندیشید مسلما آنها می گفتند با ذهن و مغزمان فکر می کنیم و می اندیشیم. یعنی وجود ذهن و مغز  بدیهی بوده است.

 

قرآن

-"و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما تسخیر  کرد همه از اوست قطعا در این   ان  براى مردمى که تفکر می کنندنشانه‏ هایى است ."

  سوره جاثیه آیه ۱۳

وقتی سخن از تفکر به میان می آید هر انسانی حتی تحصیل ناکرده می داند که تفکر و اندیشیدن در مغز صورت می گیرد. و هیچ دلیلی وجود ندارد که حتما با ید در این آیه گفته می شد...و مردمی که با مغز خود می اندیشیدند.

 

قرآن 

-" از نشانه‏ هاى او اینکه از نوع  خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در کنار آنان  آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد،  آرى در این انر   براى مردمى که تفکر می کنند  قطعا نشانه‏ هایى است."

سوره روم  آیه ۲۱

 یک نتیجه دیگر از این آیه علت خلق زن است که قرآن آن را مایه "آرامش" زندگی است و مرد در کنار زن چه مادر و چه همسر آرامش می یابد. و دیگر این که بر خلاف کتاب عهد عتیق انجیل که می گوید زن از دنده چپ مرد خلق شده، قرآن   می گوید که زن از همان نوعی خلق شده که مرد خلق شده است.

قرآن 

-"و از نشانه‏ هاى  وجود و کار های او  این است که برق را براى شما بیآور(برقی در آسمان زده می شود)  و امیدبخش مى ‏نمایاند و از آسمان به تدریج آبى فرو مى‏ فرستد که به وسیله آن زمین را پس از مرگش زنده مى‏ گرداند در این  هم  براى مردمى که تعقل مى کنند قطعا نشانه‏ هایى است "

سوره روم آیه ۲۴

 

اما در باره فواد

قرآن

-"از آنچه که هیچ علمى بدان ندارى، پیروى مکن  چرا که گوش و چشم و فواد(دل و یا قلب)از همگى آن ها   پرسیده مى‏شوند."

آیه ۳۶ سوره اسراء

 

-" آنچه چشم دید قلب تکذیب نکرد. "
آیه ۱۱ سوره نجم

فواد بیشتر معنی " قلب" را می دهد و با اموری در ارتباط است که ما در زبان روز مره از آن با اصطلاحاتی  نام می بریم مانند؛ به قلبم نشست، قلبا راضی نبود، قلب مرا آتش زد. ..

 

کتابهای مقدس(قرآن): سفر کنید، بررسی و تحقیق کنید، و به دیگران تهمت بی دینی نزنید!

 

رفتار خود را با دیگران اصلاح کنید!

"اى مؤمنان چون در راه خدا سفر كنيد، به درستى پرس و جو كنيد، و به كسى كه با شما از در تسليم و اسلام وارد شود، مگوييد كه مؤمن نيستى تا بدين وسيله بهره دنيوى ببريد، چرا كه غنايم بسيار در نزد خداوند است، در گذشته اين گونه  بوديد، ولى خداوند بر شما منت نهاد، پس به درستى پرس و جو كنيد، كه خداوند به آنچه مى‏كنيد آگاه است‏ ."

سوره نساء آیه(۹۴)

شرح

- نخست آنکه سفر کنید به مسافرت بروید و دیگر سرزمین ها را ببینید!

- در سفر نیز به جستجو و کسب آگاهی بپردازید، اگاه شوید و سپس سخن بگویید و یا اقدامی کنید!

-در سفر با کسانی که بر خورد می کنید، و یا  با شما ملاقات می کنند، سخن آغاز می کنند، بر شما سلام      می کنند، ادعای بی دینی و بی ایمانی نزنید. 

- اگر برای سود های دنیایی چنین رفتاری دارید(می ترسی شغل ، کار ،  در آمد ،  کسب و مقام خود  را از دست بدهی)  باید بدانی که غنایم اصلی نزد خداوند است.

- از جستجو و کسب  دانایی و بررسی امور جهت رسیدن به حقیقت دست بر ندارید!

 

 

کتابهای مقدس (قرآن): من خدا هستم : نور آسمانها و زمین!

 

آیا ازخدا باید وحشت داشت؟

پاسخ به پرسش فوق تا آنجا که به قرآن مربوط می شود از آیا ت زیر بدست می آید:

"خدا نور آسمانها و زمین است مثل نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى و آن چراغ در شیشه‏ اى است آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت‏ خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى افروخته مى ‏شود نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشى نرسیده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است‏ خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى ‏کند و این مثلها را خدا براى مردم مى‏ زند و خدا به هر چیزى داناست"

  آیه ۳۵ سوره نور

نتایج:

-خدا نور است،

-خدا نور آسمانها و زمین است،
-نور او روشنی به توان روشنی است ،
-او با نور خویش مردمان را هدایت می کند.

-چه کسی از نور می ترسد؟ چه کسی از روشنی می ترسد.؟
-من خداوند  روشنی چشم و قلب بشریتم،
-من خورشید همیشه رخشان هدایتم ،

 

 

به بیان دیگر :

او می گوید من خداوند حمایت کننده و پشتیبان و هدایت کننده انسانها هستم. من همان نوری هستم که در ایام غم و غصه و گرفتاری در قلب میلیونها میلیون انسان می درخشم  و آنان را به زندگی و کوشش امید وار می کنم . من همان نور ی هستم که نمی گذارم انسانها برای یک مشکل گذرا خود کشی کنند.من همان نوری هستم که لشگر ناامیدی را که به وجود انسان حمله می کند در هم می شکنم ....

 

 

"بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏ اید از رحمت‏ خدا نومید مشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است."

سوره زمر آیه  (۵۳)

 

نتایج

- خداوند گناهان شخصی را می بخشد. یعنی گناهانی که به خود انسان و خدایش مربوط شود. خطا ها و گناهانی که متعدی نیستند. یعنی به دیگران نرسیده اند. 

ظلم، حق کشی، قتل، پرونده سازی، خیانت در امانت، گرانفروشی، کم فروشی ، احتکار، دزدی ، تهمت زدن و زندگی دیگران را برباد دادن ، دروعگویی و...گناهان شخصی نیستند و اسراف بر خود انسان به شمار نمی آیند بلکه همه مصداق ظلمند و هر گز بخشیده نمی شوند. 

پس مشخص می شود چه کسی باید از خدا وحشت داشته باشد.

 اگر خدا یی چنان باشد که مرتکبین چنایات فوق هیچ ترسی از او بدل را ندهند و بگویند او به ما اطمینان داده که هیتلر و چنگیز و تیمور و کالیگولا و نرون را هم می بخشد واقعا باید از چنین خدایی ترسید.

اما خدایی که قرآن معرفی می کند در انتظار ظالمان است تا آنان را به عذاب ابد تنبیه کند

 

 

"...بدانید که قلبها با یاد خداوند ارامش می یابد."

 

" کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏ گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد آیه (۲۸) سور ره رعد

 

نتایج

-خدای قرآن نام و ذکرش و یادش آرامش دلهای خداباوران است.

- اگر هزاران نفر در سراسر جهان برای مشکلات گذرا که ممکن است فردا دیگر موجود نباشند خود کشی نمی کنند بخاطر آن است که نور خدا در قلبشان می در خشد و آنانرا به زندگی امید وتر می سازد.

 

از برتراندراسل فیلسوف و ریاضیدان انگلیسی پرسیدند : بهترین کشور جهان کدام است.

وی پاسخ داد : سوئد

پرسشگر گفت: ولی در آنجا خود کشی زیاد صورت می گیرد.

راسل پاسخ داد: بله بخاطر این که مردم سوئد لا مذهب و خدا ناباور هستند و به همین دلیل خودکشی        می کنند.

ادامه دارد.

 

کتابهای مقدس (قرآن): آی

 

 

 

آیا ازخدا باید وحشت داشت؟

 

پاسخ به پرسش فوق تا آنجا که به قرآن مربوط می شود از آیا ت زیر بدست می آید:

 

 

"خدا نور آسمانها و زمین است مثل نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى و آن چراغ در شیشه‏ اى است آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت‏ خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى افروخته مى ‏شود نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشى نرسیده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است‏ خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى ‏کند و این مثلها را خدا براى مردم مى‏ زند و خدا به هر چیزى داناست"

  آیه ۳۵ سوره نور

 

نتایج:

 

-خدا نور است،

-خدا نور آسمانها و زمین است،
-نور او روشنی به توان روشنی است ،
-او با نور خویش مردمان را هدایت می کند.

 

-چه کسی از نور می ترسد؟ چه کسی از روشنی می ترسد.؟
-من خداوند  روشنی چشم و قلب بشریتم،

-من خورشید همیشه رخشان هدایتم ،
 

 

به بیان دیگر :

او می گوید من خداوند حمایت کننده و پشتیبان و هدایت کننده انسانها هستم. من همان نوری هستم که در ایام غم و غصه و گرفتاری در قلب میلیونها میلیون انسان می درخشم  و آنان را به زندگی و کوشش امید وار می کنم . من همان نور ی هستم که نمی گذارم انسانها برای یک مشکل گذرا خود کشی کنند.من همان نوری هستم که لشگر ناامیدی را که به وجود انسان حمله می کند در هم می شکنم ....

 

 

"بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏ اید از رحمت‏ خدا نومید مشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است."

سوره زمر آیه  (۵۳)

 

نتایج

- خداوند گناهان شخصی را می بخشد. یعنی گناهانی که به خود انسان و خدایش مربوط شود. خطا ها و گناهانی که متعدی نیستند. یعنی به دیگران نرسیده اند. 

ظلم، حق کشی، قتل، پرونده سازی، خیانت در امانت، گرانفروشی، کم فروشی ، احتکار، دزدی ، تهمت زدن و زندگی دیگران را برباد دادن ، دروعگویی و...گناهان شخصی نیستند و اسراف بر خود انسان به شمار نمی آیند بلکه همه مصداق ظلمند و هر گز بخشیده نمی شوند. 

پس مشخص می شود چه کسی باید از خدا وحشت داشته باشد.

 اگر خدا یی چنان باشد که مرتکبین چنایات فوق هیچ ترسی از او بدل را ندهند و بگویند او به ما اطمینان داده که هیتلر و چنگیز و تیمور و کالیگولا و نرون را هم می بخشد واقعا باید از چنین خدایی ترسید.

اما خدایی که قرآن معرفی می کند در انتظار ظالمان است تا آنان را به عذاب ابد تنبیه کند

 

 

"...بدانید که قلبها با یاد خداوند ارامش می یابد."

 

" کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏ گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد آیه (۲۸) سور ره رعد

 

نتایج

-خدای قرآن نام و ذکرش و یادش آرامش دلهای خداباوران است.

- اگر هزاران نفر در سراسر جهان برای مشکلات گذرا که ممکن است فردا دیگر موجود نباشند خود کشی نمی کنند بخاطر آن است که نور خدا در قلبشان می در خشد و آنانرا به زندگی امید وتر می سازد.

 

از برتراندراسل فیلسوف و ریاضیدان انگلیسی پرسیدند : بهترین کشور جهان کدام است.

 

وی پاسخ داد : سوئد

 

پرسشگر گفت: ولی در آنجا خود کشی زیاد صورت می گیرد.

 

راسل پاسخ داد: بله بخاطر این که مردم سوئد لا مذهب و خدا ناباور هستند و به همین دلیل خودکشی        می کنند.

 

ادامه

کتابهای مقدس(انجیل بارنابا): فصل ۲۳ ارتباط جسم انسان با گناهی که آدم در بهشت مرتکب شد

 

ادامه از نوشتار پیشین

انجیل بارنابا

فصل ۲۳

)۱چون یسوع این بفرمود، نشست نزدیک کوهی که بر آن مشرِف بودند.

(۲) شاگردان نزد او آمدند تا سخن او را بشنوند.

(۳) آن وقت یسوع فرمود: «به درستی که چون آدم، انسان نخستین،  طعامی را خورد که خدایش از آن نهی فرموده بود در فردوس، در حالتی که فریب شیطان خورده بود، جسد او روح را نافرمانی نمود.»

(۴) «پس سوگند یاد کرد و گفت: به خدای که می‌برم تو را.»

(۵) «پس پاره‌ای از سنگ بشکست و جسد خود را گرفت تا آن را ببرد به نوک آن پارهٔ سنگ.»

(۶) «او را فرشته جبرئیل ملامت کرد بر این کار.»

(۷) «جواب داد: که هر آینه به تحقیق سوگند خورده‌ام به خدای که بِبرم آن را؛ پس نخواهم شکست قسم را.»

(۸) «آن گاه فرشته به او زیادی جسد او را  نشان داد ؛ پس برید آن را.»

(۹) «همچنان که جسد هر انسانی از جسد آدم است، واجب است بر او این که مراعات کند هر پیمانی را که آدم سوگند خورده که هر آینه عمل خواهد کرد.»

(۱۰) «محافظت نمود آدم بر فعل این، در اولاد خود.»

(۱۱) «پس پیوسته شد سنت ختنه از قرن به قرن.»

 

((این نکته که در  انجیل بارنابا و در ارتباط با گناه آدم در بهشت آمده در کتابهای مقدس دیگر وجود ندارد. چون می گوید خوردن آن میوه و یا غذای ممنوعه باعث شد که جسد و جسم آدم نافرمانی کند و او زیادی آنرا برید. بر این اساس این گناه باید به طریقی با حس شهوانی انسان در ارتباط باشد که آدم تصمیم به ختنه می گیرد. و این ارتباط بین غذا و قوای شهوانی و جنسی انسان را حکایت می کند.))

(۱۲) «جز این که نبود در زمانهٔ ابراهیم، مگر عده اندکی  بودند که ختنه شده بودند.»

(۱۳) «زیرا پرستش بتان در زمین فراوان شد.»

(۱۴) «از این رو خداوندابراهیم را به   حقیقت ختنه آگاه کرد.»

(۱۵)«استوار نمود این پیمان را که فرمود: هر نفسی که جسد خود را ختنه نکند او را از طایفهٔ خود جدا سازم تا ابد.»

(۱۶) این هنگام شاگردان لرزیدند از ترس کلمات یسوع؛ زیرا او به حرارت روح تکلم فرمود.

(۱۷) آن گاه یسوع فرمود: «بگذارید ترس را، چون آن کس که پوست ختنه‌گاه او بریده نشده؛ از فردوس محروم است.»

(۱۸) باز تکلم نموده، فرمود: «به درستی که روح در بسیاری نشاط است در خدمت خدای؛ اما جسد ضعیف است.»

(۱۹) «بر هر که از خدای می‌ترسد واجب است که نیک بنگرد که جسد چیست و اصل آن کجا بوده و بازگشت آن به کجاست.»

(۲۰) «خدای از گل زمین  جسد را آفرید.»

(۲۱) «سپس در آن دم زندگانی دمید به نفخه‌ای در آن.»

(۲۲) «پس گاهی که جسد منع می‌کند خدمت خدای را، واجب است خوار و پایمال شود چون گل.»

(۳۳) «زیرا هر کس دشمن بدارد نفس خود را در این جهان، او را در حیات جاودانی خواهد یافت.»

(۲۴) «اما ماهیت جسد الان از خواهش‌های او آشکار است؛ این که او دشمن سخت است هر صلاحی را؛ زیرا او تنها میل دارد به گناه.»

(۲۵) «آیا در این صورت واجب است بر انسان به جهت خشنودی یکی از دشمنانش ترک کند خشنودی خدای آفریدگار خود را؟«

(۲۶) در این نیک بنگرید، که همهٔ قدیسین و پیغمبران برای خدمت به خدای دشمنان جسد خود بودند.»

(۲۷) «تا تجاوز نکرده باشند از شریعت خدای، که داده شده بود به بنده‌اش موسی و خدمت نموده باشند خدایان باطل و دروغ را.»

(۲۹) «به یاد آرید ایلیا را که گریخت در حالتی که می‌گشت در کوه‌های خالی و گیاه قوت می‌فرمود و پوست بز را ردا کرد.»

(۳۰) «آوخ[۱] چه بسیار روزهایی که نخورد.»

(۳۱) «آوخ چه سخت سرمایی که متحمّل آن شد.»

(۳۲) «آوخ چه بسیار بارانی که او را تر کرد.»

(۳۳) «او مدت هفت سال متحمل شد بیداد سخت ایزابل ناپاک را.»

(۳۴) «به یاد آرید الیشع را که نان جو خورد و درشت‌ترین جامه‌ها را پوشید.»

(۳۵) «حق می‌گویم به شما؛ به درستی که ایشان چون نترسیدند از این که جسد را خوار کنند، ترسانیدند پادشاهان و رؤسا را و این بس است برای خواری جسد،ای مردم.

(۳۶) «هرگاه به قبرها نظر اندازید، می‌دانید که جسد چیست.»

 

ادامه دارد

کتابهای مقدس (قرآن): آیا باید از خدا وحشت داشت: خدا نور آسمانها و زمین

 

آیا ازخدا باید وحشت داشت؟

 

پاسخ به پرسش فوق تا آنجا که به قرآن مربوط می شود از آیا ت زیر بدست می آید:

"خدا نور آسمانها و زمین است مثل نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى و آن چراغ در شیشه‏ اى است آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت‏ خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى افروخته مى ‏شود نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشى نرسیده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است‏ خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى ‏کند و این مثلها را خدا براى مردم مى‏ زند و خدا به هر چیزى داناست"

  آیه ۳۵ سوره نور

 

نتایج:

-خدا نور است،

-خدا نور آسمانها و زمین است،
-نور او روشنی به توان روشنی است ،
-او با نور خویش مردمان را هدایت می کند.

-چه کسی از نور می ترسد؟ چه کسی از روشنی می ترسد.؟
-من خداوند  روشنی چشم و قلب بشریتم،
-من خورشید همیشه رخشان هدایتم ،

 

 

به بیان دیگر :

او می گوید من خداوند حمایت کننده و پشتیبان و هدایت کننده انسانها هستم. من همان نوری هستم که در ایام غم و غصه و گرفتاری در قلب میلیونها میلیون انسان می درخشم  و آنان را به زندگی و کوشش امید وار می کنم . من همان نور ی هستم که نمی گذارم انسانها برای یک مشکل گذرا خود کشی کنند.من همان نوری هستم که لشگر ناامیدی را که به وجود انسان حمله می کند در هم می شکنم ....

"بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏ اید از رحمت‏ خدا نومید مشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است."

سوره زمر آیه  (۵۳)

 

نتایج

- خداوند گناهان شخصی را می بخشد. یعنی گناهانی که به خود انسان و خدایش مربوط شود. خطا ها و گناهانی که متعدی نیستند. یعنی به دیگران نرسیده اند. 

ظلم، حق کشی، قتل، پرونده سازی، خیانت در امانت، گرانفروشی، کم فروشی ، احتکار، دزدی ، تهمت زدن و زندگی دیگران را برباد دادن ، دروعگویی و...گناهان شخصی نیستند و اسراف بر خود انسان به شمار نمی آیند بلکه همه مصداق ظلمند و هر گز بخشیده نمی شوند. 

پس مشخص می شود چه کسی باید از خدا وحشت داشته باشد.

 اگر خدا یی چنان باشد که مرتکبین چنایات فوق هیچ ترسی از او بدل را ندهند و بگویند او به ما اطمینان داده که هیتلر و چنگیز و تیمور و کالیگولا و نرون را هم می بخشد واقعا باید از چنین خدایی ترسید.

اما خدایی که قرآن معرفی می کند در انتظار ظالمان است تا آنان را به عذاب ابد تنبیه کند

"...بدانید که قلبها با یاد خداوند ارامش می یابد."

 

" کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏ گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد آیه (۲۸) سور ره رعد

 

نتایج

-خدای قرآن نام و ذکرش و یادش آرامش دلهای خداباوران است.

- اگر هزاران نفر در سراسر جهان برای مشکلات گذرا که ممکن است فردا دیگر موجود نباشند خود کشی نمی کنند بخاطر آن است که نور خدا در قلبشان می در خشد و آنانرا به زندگی امید وتر می سازد.

 

از برتراندراسل فیلسوف و ریاضیدان انگلیسی پرسیدند : بهترین کشور جهان کدام است.

 

وی پاسخ داد : سوئد

پرسشگر گفت: ولی در آنجا خود کشی زیاد صورت می گیرد.

راسل پاسخ داد: بله بخاطر این که مردم سوئد لا مذهب و خدا ناباور هستند و به همین دلیل خودکشی می کنند.

 

ادامه دارد

کتابهای مقدس (قرآن): آیا باید از خدا وحشت داشت؟

 

آیا ازخدا باید وحشت داشت؟

پاسخ به پرسش فوق تا آنجا که به قرآن مربوط می شود از آیا ت زیر بدست می آید:

"خدا نور آسمانها و زمین است مثل نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى و آن چراغ در شیشه‏ اى است آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت‏ خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى افروخته مى ‏شود نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشى نرسیده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است‏ خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى ‏کند و این مثلها را خدا براى مردم مى‏ زند و خدا به هر چیزى داناست"

  آیه ۳۵ سوره نور

 

نتایج:

 

-خدا نور است،

-خدا نور آسمانها و زمین است،
-نور او روشنی به توان روشنی است ،
-او با نور خویش مردمان را هدایت می کند.

-چه کسی از نور می ترسد؟ چه کسی از روشنی می ترسد.؟
-من خداوند  روشنی چشم و قلب بشریتم،

-من خورشید همیشه رخشان هدایتم ،
 

به بیان دیگر :

او می گوید من خداوند حمایت کننده و پشتیبان و هدایت کننده انسانها هستم. من همان نوری هستم که در ایام غم و غصه و گرفتاری در قلب میلیونها میلیون انسان می درخشم  و آنان را به زندگی و کوشش امید وار می کنم . من همان نور ی هستم که نمی گذارم انسانها برای یک مشکل گذرا خود کشی کنند.من همان نوری هستم که لشگر ناامیدی را که به وجود انسان حمله می کند در هم می شکنم ....

"بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏ اید از رحمت‏ خدا نومید مشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است."

سوره زمر آیه  (۵۳)

 

نتایج

- خداوند گناهان شخصی را می بخشد. یعنی گناهانی که به خود انسان و خدایش مربوط شود. خطا ها و گناهانی که متعدی نیستند. یعنی به دیگران نرسیده اند. 

ظلم، حق کشی، قتل، پرونده سازی، خیانت در امانت، گرانفروشی، کم فروشی ، احتکار، دزدی ، تهمت زدن و زندگی دیگران را برباد دادن ، دروعگویی و...گناهان شخصی نیستند و اسراف بر خود انسان به شمار نمی آیند بلکه همه مصداق ظلمند و هر گز بخشیده نمی شوند. 

پس مشخص می شود چه کسی باید از خدا وحشت داشته باشد.

 اگر خدا یی چنان باشد که مرتکبین چنایات فوق هیچ ترسی از او بدل را ندهند و بگویند او به ما اطمینان داده که هیتلر و چنگیز و تیمور و کالیگولا و نرون را هم می بخشد واقعا باید از چنین خدایی ترسید.

اما خدایی که قرآن معرفی می کند در انتظار ظالمان است تا آنان را به عذاب ابد تنبیه کند

 

"...بدانید که قلبها با یاد خداوند ارامش می یابد."

 

" کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏ گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد آیه (۲۸) سور ره رعد

 

نتایج

-خدای قرآن نام و ذکرش و یادش آرامش دلهای خداباوران است.

- اگر هزاران نفر در سراسر جهان برای مشکلات گذرا که ممکن است فردا دیگر موجود نباشند خود کشی نمی کنند بخاطر آن است که نور خدا در قلبشان می در خشد و آنانرا به زندگی امید وتر می سازد.

 

از برتراندراسل فیلسوف و ریاضیدان انگلیسی پرسیدند : بهترین کشور جهان کدام است.

وی پاسخ داد : سوئد

پرسشگر گفت: ولی در آنجا خود کشی زیاد صورت می گیرد.

راسل پاسخ داد: بله بخاطر این که مردم سوئد لا مذهب و خدا ناباور هستند و به همین دلیل خودکشی می کنند.

 

ادامه دارد

کتابهای مقدس(انجیل بارنابا): فصل ۲۳: ار تباط جسم با گناه  آدم د ر بهشت

ادامه از نوشتار پیشین

انجیل بارنابا

فصل ۲۳

)۱چون یسوع این بفرمود، نشست نزدیک کوهی که بر آن مشرِف بودند.

(۲) شاگردان نزد او آمدند تا سخن او را بشنوند.

(۳) آن وقت یسوع فرمود: «به درستی که چون آدم، انسان نخستین،  طعامی را خورد که خدایش از آن نهی فرموده بود در فردوس، در حالتی که فریب شیطان خورده بود، جسد او روح را نافرمانی نمود.»

(۴) «پس سوگند یاد کرد و گفت: به خدای که می‌برم تو را.»

(۵) «پس پاره‌ای از سنگ بشکست و جسد خود را گرفت تا آن را ببرد به نوک آن پارهٔ سنگ.»

(۶) «او را فرشته جبرئیل ملامت کرد بر این کار.»

(۷) «جواب داد: که هر آینه به تحقیق سوگند خورده‌ام به خدای که بِبرم آن را؛ پس نخواهم شکست قسم را.»

(۸) «آن گاه فرشته به او زیادی جسد او را  نشان داد ؛ پس برید آن را.»

(۹) «همچنان که جسد هر انسانی از جسد آدم است، واجب است بر او این که مراعات کند هر پیمانی را که آدم سوگند خورده که هر آینه عمل خواهد کرد.»

(۱۰) «محافظت نمود آدم بر فعل این، در اولاد خود.»

(۱۱) «پس پیوسته شد سنت ختنه از قرن به قرن.»

 

((این نکته که در  انجیل بارنابا و در ارتباط با گناه آدم در بهشت آمده در کتابهای مقدس دیگر وجود ندارد. چون می گوید خوردن آن میوه و یا غذای ممنوعه باعث شد که جسد و جسم آدم نافرمانی کند و او زیادی آنرا برید. بر این اساس این گناه باید به طریقی با حس شهوانی انسان در ارتباط باشد که آدم تصمیم به ختنه می گیرد. و این ارتباط بین غذا و قوای شهوانی و جنسی انسان را حکایت می کند.))

(۱۲) «جز این که نبود در زمانهٔ ابراهیم، مگر عده اندکی  بودند که ختنه شده بودند.»

(۱۳) «زیرا پرستش بتان در زمین فراوان شد.»

(۱۴) «از این رو خداوندابراهیم را به   حقیقت ختنه آگاه کرد.»

(۱۵)«استوار نمود این پیمان را که فرمود: هر نفسی که جسد خود را ختنه نکند او را از طایفهٔ خود جدا سازم تا ابد.»

(۱۶) این هنگام شاگردان لرزیدند از ترس کلمات یسوع؛ زیرا او به حرارت روح تکلم فرمود.

(۱۷) آن گاه یسوع فرمود: «بگذارید ترس را، چون آن کس که پوست ختنه‌گاه او بریده نشده؛ از فردوس محروم است.»

(۱۸) باز تکلم نموده، فرمود: «به درستی که روح در بسیاری نشاط است در خدمت خدای؛ اما جسد ضعیف است.»

(۱۹) «بر هر که از خدای می‌ترسد واجب است که نیک بنگرد که جسد چیست و اصل آن کجا بوده و بازگشت آن به کجاست.»

(۲۰) «خدای از گل زمین  جسد را آفرید.»

(۲۱) «سپس در آن دم زندگانی دمید به نفخه‌ای در آن.»

(۲۲) «پس گاهی که جسد منع می‌کند خدمت خدای را، واجب است خوار و پایمال شود چون گل.»

(۳۳) «زیرا هر کس دشمن بدارد نفس خود را در این جهان، او را در حیات جاودانی خواهد یافت.»

(۲۴) «اما ماهیت جسد الان از خواهش‌های او آشکار است؛ این که او دشمن سخت است هر صلاحی را؛ زیرا او تنها میل دارد به گناه.»

(۲۵) «آیا در این صورت واجب است بر انسان به جهت خشنودی یکی از دشمنانش ترک کند خشنودی خدای آفریدگار خود را؟«

(۲۶) در این نیک بنگرید، که همهٔ قدیسین و پیغمبران برای خدمت به خدای دشمنان جسد خود بودند.»

(۲۷) «تا تجاوز نکرده باشند از شریعت خدای، که داده شده بود به بنده‌اش موسی و خدمت نموده باشند خدایان باطل و دروغ را.»

(۲۹) «به یاد آرید ایلیا را که گریخت در حالتی که می‌گشت در کوه‌های خالی و گیاه قوت می‌فرمود و پوست بز را ردا کرد.»

(۳۰) «آوخ[۱] چه بسیار روزهایی که نخورد.»

(۳۱) «آوخ چه سخت سرمایی که متحمّل آن شد.»

(۳۲) «آوخ چه بسیار بارانی که او را تر کرد.»

(۳۳) «او مدت هفت سال متحمل شد بیداد سخت ایزابل ناپاک را.»

(۳۴) «به یاد آرید الیشع را که نان جو خورد و درشت‌ترین جامه‌ها را پوشید.»

(۳۵) «حق می‌گویم به شما؛ به درستی که ایشان چون نترسیدند از این که جسد را خوار کنند، ترسانیدند پادشاهان و رؤسا را و این بس است برای خواری جسد،ای مردم.

(۳۶) «هرگاه به قبرها نظر اندازید، می‌دانید که جسد چیست.»

 

ادامه دارد...

کتابهای مقدس (قرآن): آیا باید از خدا وحشت داشت؟

 

آیا ازخدا باید وحشت داشت؟

پاسخ به پرسش فوق تا آنجا که به قرآن مربوط می شود از آیا ت زیر بدست می آید:

"خدا نور آسمانها و زمین است مثل نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى و آن چراغ در شیشه‏ اى است آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت‏ خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى افروخته مى ‏شود نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشى نرسیده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است‏ خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى ‏کند و این مثلها را خدا براى مردم مى‏ زند و خدا به هر چیزى داناست"

  آیه ۳۵ سوره نور

 

نتایج:

 

-خدا نور است،

-خدا نور آسمانها و زمین است،
-نور او روشنی به توان روشنی است ،
-او با نور خویش مردمان را هدایت می کند.

-چه کسی از نور می ترسد؟ چه کسی از روشنی می ترسد.؟
-من خداوند  روشنی چشم و قلب بشریتم،

-من خورشید همیشه رخشان هدایتم ،
 

به بیان دیگر :

او می گوید من خداوند حمایت کننده و پشتیبان و هدایت کننده انسانها هستم. من همان نوری هستم که در ایام غم و غصه و گرفتاری در قلب میلیونها میلیون انسان می درخشم  و آنان را به زندگی و کوشش امید وار می کنم . من همان نور ی هستم که نمی گذارم انسانها برای یک مشکل گذرا خود کشی کنند.من همان نوری هستم که لشگر ناامیدی را که به وجود انسان حمله می کند در هم می شکنم ....

 

"بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏ اید از رحمت‏ خدا نومید مشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است."

سوره زمر آیه  (۵۳)

 

نتایج

- خداوند گناهان شخصی را می بخشد. یعنی گناهانی که به خود انسان و خدایش مربوط شود. خطا ها و گناهانی که متعدی نیستند. یعنی به دیگران نرسیده اند. 

ظلم، حق کشی، قتل، پرونده سازی، خیانت در امانت، گرانفروشی، کم فروشی ، احتکار، دزدی ، تهمت زدن و زندگی دیگران را برباد دادن ، دروعگویی و...گناهان شخصی نیستند و اسراف بر خود انسان به شمار نمی آیند بلکه همه مصداق ظلمند و هر گز بخشیده نمی شوند. 

پس مشخص می شود چه کسی باید از خدا وحشت داشته باشد.

 اگر خدا یی چنان باشد که مرتکبین چنایات فوق هیچ ترسی از او بدل را ندهند و بگویند او به ما اطمینان داده که هیتلر و چنگیز و تیمور و کالیگولا و نرون را هم می بخشد واقعا باید از چنین خدایی ترسید.

اما خدایی که قرآن معرفی می کند در انتظار ظالمان است تا آنان را به عذاب ابد تنبیه کند

"...بدانید که قلبها با یاد خداوند ارامش می یابد."

 

" کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏ گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد آیه (۲۸) سور ره رعد

 

نتایج

-خدای قرآن نام و ذکرش و یادش آرامش دلهای خداباوران است.

- اگر هزاران نفر در سراسر جهان برای مشکلات گذرا که ممکن است فردا دیگر موجود نباشند خود کشی نمی کنند بخاطر آن است که نور خدا در قلبشان می در خشد و آنانرا به زندگی امید وتر می سازد.

 

از برتراندراسل فیلسوف و ریاضیدان انگلیسی پرسیدند : بهترین کشور جهان کدام است.

 

وی پاسخ داد : سوئد

پرسشگر گفت: ولی در آنجا خود کشی زیاد صورت می گیرد.

راسل پاسخ داد: بله بخاطر این که مردم سوئد لا مذهب و خدا ناباور هستند و به همین دلیل خودکشی  می کنند.

 

ادامه دارد...

کتابهای مقدس (قرآن): آیا باید از خدا وحشت داشت؟(1)

 

آیا ازخدا باید وحشت داشت؟

پاسخ به پرسش فوق تا آنجا که به قرآن مربوط می شود از آیا ت زیر بدست می آید:

 

"خدا نور آسمانها و زمین است مثل نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى و آن چراغ در شیشه‏ اى است آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت‏ خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى افروخته مى ‏شود نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشى نرسیده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است‏ خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى ‏کند و این مثلها را خدا براى مردم مى‏ زند و خدا به هر چیزى داناست"

  آیه ۳۵ سوره نور

 

نتایج:

 

-خدا نور است،

-خدا نور آسمانها و زمین است،
-نور او روشنی به توان روشنی است ،
-او با نور خویش مردمان را هدایت می کند.

 

-چه کسی از نور می ترسد؟ چه کسی از روشنی می ترسد.؟
-من خداوند  روشنی چشم و قلب بشریتم،

-من خورشید همیشه رخشان هدایتم ،
 

 

به بیان دیگر :

او می گوید من خداوند حمایت کننده و پشتیبان و هدایت کننده انسانها هستم. من همان نوری هستم که در ایام غم و غصه و گرفتاری در قلب میلیونها میلیون انسان می درخشم  و آنان را به زندگی و کوشش امید وار می کنم . من همان نور ی هستم که نمی گذارم انسانها برای یک مشکل گذرا خود کشی کنند.من همان نوری هستم که لشگر ناامیدی را که به وجود انسان حمله می کند در هم می شکنم ....

 

 

"بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏ اید از رحمت‏ خدا نومید مشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است."

سوره زمر آیه  (۵۳)

 

نتایج

- خداوند گناهان شخصی را می بخشد. یعنی گناهانی که به خود انسان و خدایش مربوط شود. خطا ها و گناهانی که متعدی نیستند. یعنی به دیگران نرسیده اند. 

ظلم، حق کشی، قتل، پرونده سازی، خیانت در امانت، گرانفروشی، کم فروشی ، احتکار، دزدی ، تهمت زدن و زندگی دیگران را برباد دادن ، دروعگویی و...گناهان شخصی نیستند و اسراف بر خود انسان به شمار نمی آیند بلکه همه مصداق ظلمند و هر گز بخشیده نمی شوند. 

پس مشخص می شود چه کسی باید از خدا وحشت داشته باشد.

 اگر خدا یی چنان باشد که مرتکبین چنایات فوق هیچ ترسی از او بدل را ندهند و بگویند او به ما اطمینان داده که هیتلر و چنگیز و تیمور و کالیگولا و نرون را هم می بخشد واقعا باید از چنین خدایی ترسید.

اما خدایی که قرآن معرفی می کند در انتظار ظالمان است تا آنان را به عذاب ابد تنبیه کند

 

 

"...بدانید که قلبها با یاد خداوند ارامش می یابد."

 

" کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏ گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد آیه (۲۸) سور ره رعد

 

نتایج

-خدای قرآن نام و ذکرش و یادش آرامش دلهای خداباوران است.

- اگر هزاران نفر در سراسر جهان برای مشکلات گذرا که ممکن است فردا دیگر موجود نباشند خود کشی نمی کنند بخاطر آن است که نور خدا در قلبشان می در خشد و آنانرا به زندگی امید وتر می سازد.

 

از برتراندراسل فیلسوف و ریاضیدان انگلیسی پرسیدند : بهترین کشور جهان کدام است.

وی پاسخ داد : سوئد

پرسشگر گفت: ولی در آنجا خود کشی زیاد صورت می گیرد.

راسل پاسخ داد: بله بخاطر این که مردم سوئد لا مذهب و خدا ناباور هستند و به همین دلیل خودکشی  می کنند.(کتاب Bertrand Russel Speaks himself  Up) این کتاب در ایر ان توسط نجف دریابندری ترجمه شده است.

 

ادامه دارد..

کتاب انجیل: عهد عتیق: بلای خون و آب سمی:  و تحقیقات اخیر

انجیل عهد عتیق

باب ۷

ده بلای دوره فرعون و تحقیقات اخیر دانشمندان

هارون نبی

۱ و خداوند به موسی گفت: «ببین تو را بر فرعون خدا ساخته‌ام، و برادرت، هارون، نبی تو خواهد بود.

۲ هر آنچه به تو امر نمایم تو آن را بگو، و برادرت هارون، آن را به فرعون باز گوید، تا بنی‌اسرائیل را از زمین خود رهایی دهد.

۳ و من دل فرعون را سخت می‌کنم، و آیات و علامات خود را در زمین مصر بسیار می‌سازم.

۴ و فرعون به شما گوش نخواهد گرفت، و دست خود را بر مصر خواهم انداخت، تا جنود خود، یعنی قوم خویش بنی‌اسرائیل را از زمین مصر به داوری‌های عظیم بیرون آورم.

۵ و مصریان خواهند دانست که من یهوه هستم، چون دست خود را بر مصر دراز کرده، بنی‌اسرائیل را از میان ایشان بیرون آوردم.»

۶ و موسی و هارون چنانکه خداوند بدیشان امر فرموده بود کردند، و هم چنین عمل نمودند.

۷ و موسی هشتاد ساله بود و هارون هشتاد و سه ساله، وقتی که به فرعون سخن گفتند.

۸ پس خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت:

۹ «چون فرعون شما را خطاب کرده، گوید معجزه‌ای برای خود ظاهر کنید، آنگاه به هارون بگو عصای خود را بگیر، و آن را پیش روی فرعون بینداز، تا اژدها شود.»

۱۰ آنگاه موسی و هارون نزد فرعون رفتند، و آنچه خداوند فرموده بود کردند. و هارون عصای خود را پیش روی فرعون و پیش روی ملازمانش انداخت، و اژدها شد.

۱۱ و فرعون نیز حکیمان و جادوگران را طلبید و ساحران مصر هم به افسون‌های خود چنین کردند،

۱۲ هر یک عصای خود را انداختند و اژدها شد، ولی عصای هارون عصاهای ایشان را بلعید.

۱۳ و دل فرعون سخت شد و ایشان را نشنید، چنانکه خداوند گفته بود.

بلای خون

۱۴ و خداوند موسی را گفت: «دل فرعون سخت شده، و از رها کردن قوم ابا کرده است.

۱۵ بامدادان نزد فرعون برو؛ اینک به سوی آب بیرون می‌آید؛ و برای ملاقات وی به کنار نهر بایست، و عصا را که به مار مبدل گشت، بدست خود بگیر.

۱۶ و او را بگو: یهوه خدای عبرانیان مرا نزد تو فرستاده، گفت: قوم مرا رها کن تا مرا در صحرا عبادت نمایند و اینک تا بحال نشنیده‌ای؛

۱۷ پس خداوند چنین می‌گوید، از این خواهی دانست که من یهوه هستم، همانا من به عصایی که در دست دارم آبِ نهر را می‌زنم و به خون مبدل خواهد شد.

۱۸ و ماهیانی که در نهرند خواهند مرد، و نهر گندیده شود و مصریان نوشیدن آب نهر را مکروه خواهند داشت.»

۱۹ و خداوند به موسی گفت: «به هارون بگو عصای خود را بگیر و دست خود را بر آب‌های مصر دراز کن، بر نهرهای ایشان، و جوی‌های ایشان، و دریاچه‌های ایشان، و همه حوض‌های آب ایشان، تا خون شود، و در تمامی زمین مصر در ظروف چوبی و ظروف سنگی، خون خواهد بود.»

۲۰ و موسی و هارون چنانکه خداوند امر فرموده بود، کردند و عصا را بلند کرده، آب نهر را به حضور فرعون و به حضور ملازمانش زد، وتمامی آب نهر به خون مبدّل شد.

۲۱ و ماهیانی که در نهر بودند، مردند. و نهر بگندید، و مصریان از آب نهر نتوانستند نوشید، و در تمامی زمین مصر خون بود.

۲۲ و جادوگران مصر به افسون‌های خویش هم چنین کردند، و دل فرعون سخت شد، که بدیشان گوش نگرفت، چنانکه خداوند گفته بود.

۲۳ و فرعون برگشته، به خانه خود رفت و بر این نیز دل خود را متوجه نساخت.

۲۴ و همه مصریان گرداگرد نهر برای آب خوردن حفره می‌زدند زیرا که از آب نهر نتوانستند نوشید.

۲۵ و بعد از آنکه خداوند نهر را زده بود، هفت روز سپری شد.

 

تحقیقات علمی در باره بلای خون در دوران فرعون

استفان مرتلوک می پرسد که آیا 10 آفت مصر نتیجه یک اثر دومینوی اکولوژیکی یا مداخله الهی بوده است؟

در کودکی ، بسیاری از ما خواهیم خواند که مردم عبرانی که در مصر زندگی می کردند ، تحت حکومت ظالمانه فرعون رنج می بردند.  

موسی از فرعون خواست که اجازه دهد آنها به وطن خود در کنعان برگردند ، اما او نپذیرفت.  در نتیجه ، در یک نمایش الهی از قدرت و نارضایتی 10 طاعون برای مصری ها ایجاد شد که فرعون را ترغیب کرد تا تصمیم خود را لغو کند.  

اما آیا این آفت ها رویدادهای تاریخی بوده اند یا همانطور که برخی از مورخان گفته اند ، به سادگی گزارش هایی از چندین بلایای طبیعی منتقل شده است؟

  برخی از محققان اذعان می کنند که از دیدگاه تاریخی ، 9 طاعون اول شبیه رویدادهای طبیعی است و در حالی که برخی از آنها جدا نیستند ،

 به نظر می رسد برخی دیگر بخشی از یک واکنش زنجیره ای با الگوهای تعیین شده و یک جانشینی سریع هستند.  مصریان به دلیل ثبت هر واقعه ای ، چه از لحاظ زمانی و چه از نظر مذهبی ، مشهور بودند ، اما در ادبیات مصر باستان اشاره کمی به آفت وجود دارد. 

 چه می شد اگر آفت ها روستاها و حومه اطراف گوشن را درگیر می کرد ، شاید این موارد برای درج در تواریخ رسمی به دربار سلطنتی ارجاع نمی شدند.

 

ثبت تاریخ

 "آیا یک سقوط گسترده آتشفشانی ساده ترین و منطقی ترین توضیح علمی را برای این آلودگی ارائه می دهد؟"

 

چه زمانی آفت ها اتفاق افتاد و چه کسی فرعون مستبد بود؟ 

 

 مورخ یونانی هرودوت تاریخ ها را در حدود 1570-1550 قبل از میلاد مسیح قرار داد ، زمانی که مصر تحت حکومت هیکسوس (یک قبیله آسیایی) بود ، اما هیچ فرعونی وجود نداشت ، 

 

تا اینکه آهوموس اول (1550-1525 قبل از میلاد) شورش کرد و مهاجمان را سرنگون کرد.  در طی این مدت طوفان های آخرالزمانی ، بیشتر مصر را ویران کرد و درکتیبه طوفان اهموس اول توصیف شد ه است،

 

 این تغییرات به دلیل تغییرات کوتاه مدت آب و هوایی ناشی از فوران آتشفشان ترا در جزیره سانتورینی در حدود سال 1630 قبل از میلاد نسبت داده شده است (اگرچه  همچنین گفته شده است که مرجع طوفان صرفاً استعاره از هرج و مرج ایجاد شده در طول جنگ است).  

Trevisanato (در کتاب 2005 آفت های مصر: باستان شناسی ، تاریخ و علم به کتاب مقدس نگاه می کند) ، پیشنهاد کرد که این فوران نیز عامل اصلی آفت ها بود.

 

  نشانه هایی وجود دارد که تأثیرات زیست محیطی این فوران را در سراسر جهان احساس کرده است - برخی از محققان نیز این فوران را با افسانه آتلانتیس مرتبط دانسته اند.

  Trevisanato معتقد است که خاکستر آتشفشانی رود نیل را آلوده کرده و باعث اسیدی شدن آن می شود و به نظر می رسد رسوبات موجود در کف دریاچه ها در امتداد دلتای نیل نشان می دهد که در دوره ای از عصر مفرغ میانه رسوب خاکستر آتشفشانی وجود دارد ، که با فوران آن مطابقت دارد  در جزیره آتشفشانی یونان. 

 

 در یک مصر باستان پیش صنعتی ، سولفاتهای ناشی از ریزش گسترده آتشفشان ، ساده ترین و منطقی ترین توضیح علمی را برای این آلودگی ارائه می دهند. 

 

 نیل قرمز و اسیدی می توانست ماهی ها را از بین ببرد ، مردم را از نوشیدن آب از رودخانه باز دارد و طبق اسناد معاصر باعث سوختگی شود که بعداً به لارو آلوده شد.

با این حال ، آلفرد ادرسهایم در کتاب مقدس عهد عتیق خود عنوان کرد که توتموز دوم (1509-1479 پیش از میلاد) ممکن است قهرمان داستان باشد.  

 

فرعون بلا کشیده و طاعون زده که بود؟

در سال 1886 هنگامی که مومیایی توتموز دوم توسط گاستون ماسپرو باز نشد ، اسکارهای ناشی از نوعی عفونت وجود داشت که حتی پس از مومیایی کردن نیز هنوز قابل مشاهده بودند.  ماسپرو مومیایی را چنین توصیف کرد: "در تکه های زخم وجود دارد  ، و یا  از زخم پوشیده شده است". 

 

 ضایعات پشت ، کمر ، بازوها و پاهای بدن را پوشانده و مخلوطی از پاپول ، دلمه و زخم وجود دارد.  آیا در آن زمان توتموز دوم به دلیل شیوع بیماری در منطقه مرده بود؟

  شواهدی وجود دارد که پرستار بچه ملکه ، Sitre In ، از یک وضعیت مشابه رنج می برد.  جزئیات بسیار شبیه به توصیف طاعون ششم است که "جوش در سراسر سرزمین مصر بر روی انسان و جانور جاری می شود!"  (خروج 9.9).

 

یک رودخانه سرخ و یا تنبل؟

نامزد دیگر فراعنه Ramesses II (1303 - 1213 قبل از میلاد) است که توسط حماسه هالیوود ده فرمان محبوب شد.  

در این زمان آب و هوای پایتخت شهر پی رامسس مرطوب و گرمسیری بود ، اما در اواخر سلطنت او آب و هوا خشک و بیابانی شد.  این مطالعه با مطالعه استالاگمیت ها در غارهای محلی مصر ، که سابقه ای از الگوی آب و هوای آن زمان را ارائه کرده است ، تأیید شده است.  

این احتمال وجود دارد که به دلیل افزایش دما و شرایط خشک ، رود نیل از رودخانه ای که به سرعت در جریان است به یک رودخانه تنبل و گل آلود تبدیل شده است.

 

رنگ قرمز و خون بور گوندی چه بود؟

  این مبنای نظریه ناتورالیستی دهه 1950 توسط گرتا هورت بود ، كه پیشنهاد كرد بعضی از جلبكها بخصوص Haematococcus pluvialis و Euglena sanguinea در این شرایط بتوانند رشد كنند.  رنگ قرمز به دلیل وجود آستاگزانتین است و در شرایط مناسب سلول ها می توانند به قدری پرجمعیت شوند که آب قرمز شود

 

 Euglena sanguinea همچنین به عنوان تولید کننده ایکلوتوکسین euglenophycin قوی شناخته شده است.  ایده شکوفایی جلبک نیز توسط دکتر استفان پفلوگماخر ارائه شده است ، که معتقد است هنگامی که رود نیل تغییر کرد ، به جلبک های سمی Planktothrix rubescens اجازه می دهد تا در آب گرم و آهسته رشد کنند.  وقتی جلبک از بین رفت ، آب آن قرمز شد و باعث ایجاد پدیده ای به نام "خون بورگوندی" شد.

 

دکتر JoAnn Burkholder نیز در کارولینای شمالی وضعیت مشابهی را در سال 1996 ذکر کرده است که ناشی از Pfiesteria piscidia است.  بنابراین شواهدی ثبت شده برای این نوع رویدادها وجود دارد. 

 

 

گزارش ناریخنگار مشهور باستان

 جوزفوس فلاویوس ، مورخ باستان گزارش داده است  که آب قرمز خونی قابل نوشیدن نبوده  ، ماهی ها مرده بودند  و هوا از بوی متعفن پر شده بود.

 

آیا زیر سر جلبکها بود؟

شکوفه جلبک می تواند برای حیات وحش مضر باشد ، زیرا جلبک ها دارای سمی هستند که می تواند در صدف های دریایی جمع شده و حیواناتی را که از آنها تغذیه می کنند مسموم کند.  بخارات حاصل از شکوفه های جلبکی متراکم نیز می تواند سموم موجود در هوا را پراکنده کرده و باعث مشکلات تنفسی در افراد شود.

 

  مهمتر از همه  شکوفایی  در آب باعث از بین رفتن ماهی می شود ، به دوزیستان اجازه می دهد تا تولید مثل کنند ، چون ماهی تخمهای خود را می خورند.  مطالعات همچنین نشان داده است که بچه قورباغه ها وقتی به دلیل تغییر در محیط خود دچار استرس می شوند ، به سرعت به قورباغه تبدیل می شوند.  

 

آب سمی 

آب سمی باعث شده بود كه تعداد زیادی از دوزیستان از زمین خارج شوند و بر روی زمین جمع شوند.  دوزیستان باید از رودخانه کشنده دور می ماندند و بسیاری از آنها می میرند ، که منجر به آفت سوم می شود - 

 

شپش (این می تواند به معنی شپش ، کک یا مایع باشد ، بر اساس کلمه عبری kînnîm).  اگر جلبک سمی منجر به اولین طاعون شود و قورباغه های مرده به دنبال آن بیایند ، تعجب آور نیست که دسته ای از حشرات نیز به دنبال آن می آیند.

 

10 آفت موجود در کتاب Exodus

01 خون
آبها به خون تبدیل شدند - ماهی های رودخانه مردند و مصری ها نمی توانند آب ناپاک را بنوشند.

02 قورباغه
قورباغه ها سر به فلک کشیدند و هر اینچ زمین را پوشاندند و وارد خانه ها و اتاق های خواب شدند.

03 شپش
در سرتاسر مصر ، اشکالی از گرد و غبار بیرون می آمد تا زمین را بپوشاند.

04 حیوانات وحشی
انبوهی از حیوانات وحشی همه چیز را در سر راه خود نابود کردند.

 

05 بیماری....

 

ادامه دارد...

کتابهای مقدس(قرآن): فکر سپید و روشن و فکر تاریک و خوره مانند

 

ما در زندگی دو طرز فکر داریم :

۱- طرز فکر  روشن و سفید :

هر گز نا امید مباش!

" بگو:ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است."
  قرآن سوره زمر آیه ۵۳
((ستم و اسراف بر خود همان خطاه ها و گناهان شخصی است  که فقط به خود انسان مربوط می شو د. در نتیجه ظلم ، حق کشی ، کشتن دیگران ، خیانت به دیگران و...از این فهرست خارج می باشند.))

 

"آنانی که به خدا ایمان اورده اند  قلبهایشان را با ذکر و یاد خداوند از امید و اطمینان سر شار می سازند."

قرآن ( سوره رعد: ۲۸)

یعقوب به فرزندانش :

کوشش کنید، جستجو کنید و از رحمت خدا نا امید نباشید!

اى پسران من بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت‏ خدا نومید مباشید زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت‏ خدا نومید نمى ‏شود  ." قرآن  سوره یوسف 
 

شما تغییر کنید خدا نیز وضعیت شما را تغییر می دهد!

"براى او فرشتگانى است که پى در پى او را به فرمان خدا از پیش رو و از پشت‏ سرش پاسدارى مى کنند در حقیقت ‏خدا حال قومى را تغییر نمى‏ دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند و چون خدا براى قومى آسیبى بخواهد هیچ برگشتى براى آن نیست و غیر از او حمایتگرى براى آنان نخواهد بود ."

آیه (۱۱)  سوره رعد

سهم خود را از دنیا فر اموش مکن!

"و با آنچه خدایت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنیا فراموش مکن و همچنانکه خدا به تو نیکى کرده نیکى کن و در زمین فساد مجوى که خدا فسادگران را دوست نمى دارد  "
قرآن آیه (۷۷)  سوره قصص

 

 

طرز فکر تاریک و خوره مانند

امید بزرگترین مصیبت است! 

خدا مرده است! 

حقیقت خطایی است که اما بدون آن نمی‌شود زیست! 

دشمن حقیقت نه دروغ، که ایمان است! 

پاداش مرده این است که دیگر نمی‌میرد! 

هیچ طبیبی نمی‌تواند حق مردن را از انسانی سلب کند! 

دروغ، همیشه دروغ‌هایی بیشتر به بار می‌آورد! 

فکر سایه‌ای از احساس ماست: ولی تیره‌تر، تهی‌تر و ساده‌تر!

 این روزها حقیقت دیگر مرگبار نیست، چون که پادزهرهای زیادی برایش تدارک دیده‌اند!

 از کتابی که ما را به ورای نوشته‌های دیگر رهنمون سازد چه سود؟! ...»

 

از گفتارهای نیچه نویسنده سرخورده آلمان به نقل از کتاب وقتی نیچه گریست.

کتابهای مقدس(قرآن): پنهانیهای فضای بیکران و زمین

 

پنهانیهای فضای بیکران و زمین

قرآن

"و هيچ پنهانى در آسمان و زمين نيست مگر اينكه در كتابى روشن   نوشته شده  است."

 سوره نمل آیه (۷۵)

آیه فوق به طرز  روشنی تایید می کند که در فضا ی بیکران و در زمین چیزهایی پنها  ن از چشم انسان وجود دارد. اگر از لحاظ علمی به این موضوع نگاه کنیم ،برای آن که در فضا ی بیکران پنهانی های وجود داشته باشند  که به چشم نیایند یا باید از جنس ماده طبیعی و معمولی نبوده و مثلا به شکل ذرات بنیادی باشند و یا باید ابعاد فضایی گوناگون هم وجود داشته باشد. 

چون انسان فقط می تواند اشیاء و موجودات درون فضای با چهار  بعد (سه بعد طول ، و عرض  و ارتفاع بعلاوه زمان ) را ببیند. بنابر این لازم می آید که پنهانی های نادیدنی در فضاهای با ابعاد چهار، پنج، شش ...قرار داشته باشند. 

این فضاها از لحاط ر یاضیات عالی همگی قابل اثبات  هستند. و این که موجودات و اشیاء درون این فضا چه شکلی داشته باشند بحث جالبی است که اخیرا مشخص شده است . بدین صورت که مثلا یک توپ فوتبال یا چی،ی شبیه به آن ممکن است به شکل یک اسفنج هشت پر دیده شود ، در حالی که واقعا چنین نیست.

در زمین و برروی زمین نیز می نوانند چیزهایی وجود داشته باشند که بشر با چشم نمی تواند آنها را مساهده کند. برای مثال ما ویروس و میکروبها را نمی ببینیم ولی اینها هم در فضا و هم در زمین وجود دارند. اگر به درون زمین فکر کنیم که آن وقت فهرست نادیدنیها فراوان می شود.

 

توجه خواننده عزیز را به مقاله علمی زیر جلب می کنم:

یک تحقیق جالب علمی

وجود بعد پنجم یکی از جذاب ترین احتمالات دنیاست که البته شاید در طبیعت محقق نشود. در واقع بعد دیگری که مثل فضا (به جای زمان) رفتار کند، اما فشرده و متناهی باشد، در بسیاری از نظریه های فیزیک ذرات به چشم می خورد.

بعد اضافه احتمالاً می تواند بعضی ویژگی های ذراتی که در آزمایشات به آنها برخورده ایم را توضیح دهد، یا وجود دیگر ذرات را پیش بینی نماید، یا رفتار جاذبه را تفسیر کند.

بعد پنجم، چه واقعی باشد و چه نباشد، مبنای محاسباتی فوق العاده ارزشمندی محسوب می شود. تصویر پنج بعدی امکان اجرای محاسباتی را برای ما ممکن می کند که در فضای چهاربعدی میسر نخواهد بود.

احتمالاً هیچوقت بعد پنجم را به شکل مستقیم نخواهیم دید، اما شاید بتوانیم شواهدی برای وجود آن به دست بیاوریم. مثلاً هیچکس تابحال یک کوارک را به صورت مجزا ندیده، اما مدل کوارک به راحتی ویژگی های ذرات بزرگ تر و ترکیبی یعنی هادرون ها را توضیح می دهد. به همین خاطر دانشمندان، کوارک ها را به عنوان ذرات بنیادی در نظر می گیرند.

به همین صورت اگر شواهد کافی برای نظریات فضای پنج بعدی به دست آوریم، یعنی اطلاعات موجود را تفسیر کرده و پیش بینی های دقیقی انجام دهیم، آنگاه وجود بعد پنجم بسیار محتمل خواهد بود.

تیم راس

فیزیکدان مؤسسه فیزیک نظری دانشگاه فناوری وین

 

 

من در حوزه نظریه ریسمان کار می کنم و به همین دلیل، باید نظریه نسبیت عام اینشتین را با مکانیک کوانتوم تلفیق کنم. نظریه ریسمان تنها در صورتی برقرار است که نه تنها بعد پنجم، بلکه بعدهای ششم، هفتم، هشتم، نهم و دهم هم داشته باشیم. بدون این بعدهای اضافه نمی توانیم تئوری منسجمی برای توضیح جهان هستی بنا کنیم.

نی  و هندسه اسر آمیز آن

بعدهای اضافه چگونه هستند؟ از آنجا که این بعدها را نمی بینیم، باید خیلی کوچک باشند. ساده ترین مثال برای روشن ساختن این موضوع، نِی است. نِی از دور شبیه یک شیء تک بعدی به نظر می رسد ولی وقتی به آن نزدیک شوید، بعد دیگری را به شکل دایره داخل آن می بینید. شاید بعد پنجم در فضا به شکل همین دایره کوچک حضور دارد، اما به قدری کوچک است که آن را نمی بینیم.

روش های پیچیده تری برای جستجوی بعدهای اضافه وجود دارد که در آنها از نور یا میکروسکوپ استفاده نمی شود، اما تمام این روش ها فقط کران بالای طول این بعد حلقوی را مشخص می کنند. بسته به ابعاد این بعد اضافه، شاید بتوانیم در آینده آن را کشف کنیم.

اگر بیش از یک بعد اضافه داشته باشیم، همگی آنها می توانند حلقوی باشند اما وجود شکل های دیگر هم ممکن است. مثلاً دو بعد اضافه به شکل یک دونات (دو دایره مرتبط با هم) یا حتی یک کره را در نظر بگیرید.

سؤال اصلی این است که چرا بعدهای اضافه با سه بعد کنونی تفاوت اساسی دارند؟ فرض کنید بعدهای اضافه خیلی بزرگ باشند. مثلاً دایره های غول آسایی را در نظر بگیرید که اگر با فضاپیما به مدت طولانی درون یکی از آنها پرواز کنید، دوباره به جای اول خود بر می گردید. البته هنوز شواهدی برای تأیید حلقوی بودن این ابعاد در اختیار نداریم، به همین دلیل رد کردن آنها هم ممکن نیست.

واضح است که سه بعد اصلی با بعدهای اضافه تفاوت دارند و فرضیاتی هم در این زمینه وجود دارد، اما نمی توان با اطمینان در مورد آنها صحبت کرد. یکی از مشکلات جهان دوبعدی این است که حیات به شکل کنونی در آن شکل نمی گیرد. همین مسئله برای بعدهای اضافه هم وجود دارد، یعنی شاید حیاتی که ما می شناسیم فقط با یک زمان و سه بعد مکانی سازگار است.

حیات در جهان دوبعدی

... «جیمز اسکارگیل» محقق دانشگاه UC Davis کالیفرنیا این فرض را زیر سؤال برده و می گوید تشکیل 

حیات در جهان دوبعدی هم ممکن است.

سابین هاسنفلدر

پژوهشگر مؤسسه تحقیقات پیشرفته فرانکفورت

هم اکنون ثابت شده سیا ه چاله های فضایی  واقعا وجود دارند و لی این سیاه چاله ها دیده نمی شوند و هر چه به درون آنها بیافتد نیز دیده نخواهد شد و بر حسب گزارشات امروزی شاید به آنسوی فضا منتقل شود.

 

منبع  .digiato. com   نوشته حمید مقدسی

کتابهای مقدس(انجیل بارنابا)  فصل ۲۱ و ۲۲

 

ادامه از نوشتار پیشین

انجیل بار نابا

فصل ۲۱ و ۲۲

شاگردان در آن روز از یسوع پرسیدند و گفتند: ای معلم، چرا به آن زن این جواب گفتی که ایشان سگانند؟

(۲) یسوع جواب داد: «حق می‌گویم به شما که سگ برتر است از مرد ختنه نشده.»

(۳) شاگردان محزون شدند و گفتند: به درستی که این کلام هر آینه سنگین است و چه کس توانِ پذیرفتن آن را دارد.

(۴) یسوع جواب فرمود: «هر گاه ملاحظه نمایید ای نادان آنچه را می‌کند سگی، که او را عقل نیست از برای خدمت به صاحب خود، می‌دانید که سخن من راست است.»

(۵) «به من بگویید که آیا سگ پاسبانی خانهٔ صاحب خود می‌کند و خود را به دزد عرضه میدارد؟»

(۶) «آری؛ لیکن جزای او چیست؟»

(۷) «زدن بسیار و آزردن، با کمی از نان و او برای صاحب خود خوشرویی ظاهر می‌سازد.آیا این درست است؟»

(۸) شاگردان جواب دادند: به درستی که این درست است ای معلم.

(۹) آن وقت یسوع فرمود: «حالا به نیکی بنگرید که چه بزرگ است آن چه خدای به انسان داده تا ببیند چه ناسپاس است او از برای وفا ننمودن به پیمان خدای و بنده‌اش ایراهیم.»

(۱۰) «به یاد آورید آن چه را گفت داوود به شائول، پادشاه اسراییل، بر ضد جلیاتِ فلسطینی.»

(۱۱) داوود گفت: «ای آقای من، در بین این که بندهٔ تو گله را می‌چرانید، گرگی و خرسی و شیری آمدند و بر گوسفندان بندهٔ تو فرود شدند.»

(۱۲) «بندهٔ تو آمد و آن‌ها را کشت و گوسفندان را رهانید.»

(۱۳) «و این ختنه ناشده نیست مگر چون یکی از آن‌ها.»

(۱۴) «از این جهت بنده‌ی تو به نام خداوند اسراییل، می‌رود و می‌کشد این ناپاکی را که بر طایفهٔ پاک خدای کفران میکند.»

(۱۵) آن وقت شاگردان گفتند: به ما بگو ای معلم، چرا بر انسان ختنه واجب است؟

(۱۶) یسوع جواب داد: «کفایت می‌کند شما را این که، خدای ابراهیم را امر نموده و فرموده: ای ابراهیم، بِبر پوست ختنه‌گاه خود و پوست ختنه‌گاه تمام خانوادهٔ خود را؛ زیرا این پیمانی است میان من و تو تا ابد.

 

ادامه دارد...

آیا فقط توکل کافی است و یا باید کار هم انجام داد؟


  آیا فقط باید  توکل کرد و یا کار هم لازم است؟

قران:

"در انجام كارها، با آنان مشورت كن! اما هنگامى كه تصمیم گرفتى، بر خدا توكل كن! زیرا خداوند متوكلان را دوست دارد."

آل عمران ۱۵۹
 

در قرآن سه دستور العمل کلی به پیامبر داده شده که از این سه دستور العمل که طی سه آیه از آیات قرآن بیان شده چندین دستور العمل بدست می آید. بر ای مثال از آیه فوق نتایج زیر بدست می آید: 

- در انجام کار ها باید با دیگران مشورت کرد، حتی اگر پیامبر خدا باشد.

 

- بدون انجام کار ، بدون اقدام ، بدون کوشش ، آب از آب تکان نخواهد خورد و کاروان زندگی و پیشرفت جلو نخواهد رفت.

 

-یک انسان خدا باور وقتی تصمیم به انجام کاری می گیرد به خداوند توکل می کند که قدرتمند و قادر حقیقی است و از مشکلات نمی هراسد.

 

-توکل برای بیکاری و بی خیالی و خفتگی و رهاکردن امور به خودشان نتیجه ندارد.

 

-

 

قرآن

"از مکر و حیله هایی که آنان انجام می دهند دلتنگ و اندوهگین مباش....و بر خداوند توکل کن!"

نمل ۷۰
 

- توکل بر  خداوند به انسان نیرویی می دهد که از نگرانی برهد و با دلی آسوده زندگی کند.   فقط هر کس باید وظیفه خود را با شرایط مشورت و تحقیق لازم دهد و موانع را یکی پس از دیگری از سر راه بردارد. 

 

قرآن:

"پس به خداوند توکل کن ، زیرا تو آشکار بر مسیر حق هستی!"

نمل ۷۹

 

- توکل بر خداوند زمانی قابل قبول است که انسان بر اساس  حق و عدالت رفتار کند.

 

گفت آری گر توکل رهبرست

این سبب هم سنت پیغمبرست

 

گفت پیغامبر به آواز بلند

با توکل زانوی اشتر ببند

 

رمز الکاسب حبیب الله شنو

 

از توکل در سبب کاهل مشو

 

کتاب عهد عتیق : موسی و عصای معجزه و باز گشت به مصر

انجیل عهد عتیق باب چهارم

عصای معجزه ها

از متن کتاب

"۰موسی در جواب گفت: «همانا مرا تصدیق نخواهند کرد، و سخن مرا نخواهند شنید، بلکه خواهند گفت یهوه بر تو ظاهر نشده است.»

۲ پس خداوند به وی گفت: «آن چیست در دست تو؟» گفت: «عصا.»

۳ گفت: «آن را بر زمین بینداز.» و چون آن را به زمین انداخت، ماری گردید و موسی از نزدش گریخت.

۴ پس خداوند به موسی گفت: «دست خود را دراز کن و دُمش را بگیر.» پس دست خود را دراز کرده، آن را بگرفت، که در دستش عصا شد.

۵ «تا آنکه باور کنند که یهوه خدای پدران ایشان، خدای اب اهیم ، خدای اسحاق ، و خدای یعقوب ، به تو ظاهر شد.»

۶ و خداوند دیگرباره وی را گفت: «دست خود را در گریبان خود بگذار.» چون دست به گریبان خود برد، و آن را بیرون آورد، اینک دست او مثل برف مبروص[۱۲] شد.

۷ پس گفت: «دست خود را باز به گریبان خود بگذار.» چون دست به گریبان خود باز برد، و آن را بیرون آورد، اینک مثل سایر بدنش باز آمده بود.

۸ «و واقع خواهد شد که اگر تو را تصدیق نکنند، و آواز آیت[۱۳] نخستین را نشنوند، همانا آواز آیت دوم را باور خواهند کرد.

۹ و هر گاه این دو آیت را باور نکردند و سخن تو را نشنیدند، آنگاه از آب نهر گرفته، به خشکی بریز، و آبی که از نهر گرفتی بر روی خشکی به خون مبدل خواهد شد.»

۱۰ پس موسی به خداوند گفت: «ای خداوند، من مردی فصیح[۱۴] نیستم، نه در سابق و نه از وقتی که به بنده خود سخن گفتی، بلکه بطی‌الکلام و کندزبان.»

۱۱ خداوند گفت: «کیست که زبان به انسان داد، و گنگ و کر و بینا و نابینا را که آفرید؟ آیا نه من که یهوه هستم؟

۱۲ پس الان برو و من با زبانت خواهم بود، و هر چه باید بگویی تو را خواهم آموخت.»

۱۳ گفت: «استدعا دارم ای خداوند که بفرستی به دست هر که می‌فرستی.»

۱۴ آنگاه خشم خداوند بر موسی مشتعل شد و گفت: «آیا برادرت، هارون لاوی  را نمی‌دانم که او فصیح‌الکلام است؟ و اینک او نیز به استقبال تو بیرون می‌آید، و چون تو را بیند، در دل خود شاد خواهد گردید.

۱۵ و بدو سخن خواهی گفت و کلام را به زبان وی القا خواهی کرد، و من با زبان تو و با زبان او خواهم بود، و آنچه باید بکنید شما را خواهم آموخت.

۱۶ و او برای تو به قوم سخن خواهد گفت، و او مر تو را به جای زبان خواهد بود، و تو او را به جای خدا خواهی بود.

۱۷ و این عصا را به دست خود بگیر که به آن آیات را ظاهر سازی.»

بازگشت موسی به مصر

۱۸ پس موسی روانه شده، نزد پدرزن خود، یترون، برگشت و به وی گفت: «بروم و نزد برادران خود که در مصرند برگردم، و ببینم که تا کنون زنده‌اند.» یترون به موسی گفت: «به سلامتی برو.»

۱۹ و خداوند در مدیان به موسی گفت: «روانه شده به مصر برگرد، زیرا آنانی که در قصد جان تو بودند، مرده‌اند.»

۲۰ پس موسی زن خویش و پسران خود را برداشته، ایشان را بر الاغ سوار کرده، به زمین مصر مراجعت نمود، و موسی عصای خدا را به دست خود گرفت.

۲۱ و خداوند به موسی گفت: «چون روانه شده، به مصر مراجعت کردی، آگاه باش که همه علاماتی را که به دستت سپرده‌ام به حضور فرعون ظاهر سازی، و من دل او را سخت خواهم ساخت تا قوم را رها نکند.

۲۲ و به فرعون بگو خداوند چنین می‌گوید: اسرائیل  پسر من و نخست‌زاده من است،

۲۳ و به تو می‌گویم پسرم را رها کن تا مرا عبادت نماید، و اگر از رها کردنش اِبا نمایی، همانا پسر تو، یعنی نخست‌زاده تو را می‌کشم.»

۲۴ و واقع شد در بین راه که خداوند در منزل بدو برخورده، قصد قتل وی نمود.

۲۵ آنگاه صفوره سنگی تیز گرفته، غلفه پسر  خود را ختنه کرد و نزد پای وی انداخته، گفت: «تو مرا شوهر خون هستی.»

۲۶ پس او وی را رها کرد. آنگاه (صفوره) گفت: «شوهر خون هستی،» به سبب ختنه.

۲۷ و خداوند به هارون گفت: «به سوی صحرا به استقبال موسی برو.» پس روانه شد و او را در جبل‌الله ملاقات کرده، او را بوسید.

۲۸ و موسی از جمیع کلمات خداوند که او را فرستاده بود، و از همه آیاتی که به وی امر فرموده بود، هارون را خبر داد.

۲۹ پس موسی و هارون رفته، کل مشایخ بنی‌اسرائیل را جمع کردند.

۳۰ و هارون همه سخنانی را که خداوند به موسی فرموده بود، باز گفت، و آیات را به نظر قوم ظاهر ساخت.

۳۱ و قوم ایمان آوردند. و چون شنیدند که خداوند از بنی‌اسرائیل تفقد نموده، و به مصیبت ایشان نظر انداخته است، به روی در افتاده، سجده کردند.

 

ادامه دارد

 

 

کتابهای مقدس(انجیل بارنابا) : فصل بیست ویکم: یسوع: شیطان باید برود و نه من!

 

ادامه از نوشتار پیشین

انجیل بارنابا فصل بیست و یکم

۱(یسوع بر شد به کفر ناحوم و نزدیک شهر شد.

(۲) ناگهان شخصی از میان قبرها برآمد. در او دیوی بود که بر او چیره شده بود؛ به اندازه‌ای که هیچ زنجیری تاب نگهداری او  را نداشت و به مردم زیان بسیاری می  رسانید.

(۳) دیوها از دهان او فریاد برآوردند و گفتند: ای قدوس خدای، پیش از وقت چرا آمدی تا ما را از جا برکنی.؟

(۴) آن گاه زاری نمودند به او که بیرونشان ننماید،

(۵) یسوع از ایشان پرسید: «شمارتان چند است؟»

(۶) جواب دادند: شش هزار و ششصد و شصت و شش.

(۷) پس چون شاگردان این بشنیدند هراسان شدند و به یسوع زاری کردند که برود.

(۸) در این وقت یسوع جواب داد «کجا شد ایمان شما؟ بر شیطان واجب است که برود، نه بر من.»

(۹) پس در این وقت دیوها فریاد کردند و گفتند: به درستی که ما بیرون می‌شویم؛ لیکن بگذار ما را که در این گرازها در آییم.

(۱۰) در آن جا پهلوی دریا قریب ده هزار گراز کنعانیان را بود که می‌چرخیدند.

(۱۱) پس یسوع فرمود: «بیرون شوید و در گرازها داخل شوید.»

(۱۲) پس دیوها در گرازها داخل شدند با فریاد وآن‌ها را به دریا انداختند.

(۱۳) آن وقت شبانانِ گرازها به شهر ریختند و حکایت نمودند هر آن چه بر دست یسوع جاری شده بود.

(۱۴) از آن جا مردمان شهر بیرون آمدند و یسوع و آن مردی را که شفا گرفته بود یافتند.

(۱۵) هراسان شدند مردان و زاری نمودند به یسوع که از حدود ایشان بیرون رود.

(۱۶) پس از آن جا برگشت از ایشان و به نواحی صور و صیدا بر آمد.

(۱۷) ناگاه زنی از کنعان با دو فرزندش از بلاد خود آمد تا یسوع را ببیند.

(۱۸) دید او را با شاگردانش می‌آید فریاد بر آورد: ای یسوع، پسر داوود، رحم کن بر دختر من که شیطان رنجه‌اش می‌دارد.

(۱۹) یسوع هیچ جواب نداد زیرا ایشان از اهل ختنه نبودند.

(۲۰) شاگردان ترحم کردند و گفتند: ای معلم، ترحم کن بر ایشان و نظر کن که چه سخت داد و فریاد دارند.

(۲۱) یسوع جواب داد: «به درستی که من فرستاده نشده‌ام، مگر به طایفهٔ اسراییل.»

(۲۲) پس آن زن و دو پسرش پیش رفتند به سوی یسوع ناله‌کنان و آن زن گفت: ای یسوع، پسر داوود، به من رحم کن.

(۲۳) یسوع جواب داد: «خوش نیست که نان از دست کودکان گرفته و برای سگان انداخته شود.»

(۲۴) و این را محض نجاست ایشان بفرمود؛ زیرا ایشان اهل ختنه نبودند.

(۲۵) زن جواب داد: ای آقای من، به درستی که سگان می‌خورند از خورده‌هایی که می‌ریزد از سفره‌ی صاحبانشان.

(۲۶) آن هنگام یسوع از سخن زن دگرگون شد و فرمود: «ای زن، به درستی که ایمان تو هر آینه عظیم است.»

(۲۷) آن گاه دست‌های خویش را به سوی آسمان بلند نمود و خدای را بخواند. سپس فرمود: «ای زن دختر تو را آزادکردم؛ پس برو به راه خویش بسلامت.»

(۲۸)آن زن رفت چون به خانهٔ خویش باز آمد، دختر خود را یافت که تسبیح خدای می‌کند.

(۲۹)از این بود که آن زن گفت: حقاً خدایی به جز خداوند اسراییل نیست.

(۳۰) از این جهت خویشان او به شریعت پیوستند، به جهت عمل به شریعتی که در کتاب موسی نوشته شده

کتابهای مقدس(قرآن): ۷ پرسش مهم در باره روح

 

 

روح و رازهای آن

"و در باره روح از تو مى ‏پرسند بگو روح امر    پرودگار من  است و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است "

آیه ۸۵ سوره اسراء قرآن

روح شناسی
هنوز که هنوز است کسی نمی داند که روح چیست.؟
از کجا میآید. ؟
چگونه می آید. ؟
در کجای بدن قرار دارد؟
آیا درتمام بدن انسان قرار می گیرد؟
چگونه بدن ما را ترک می کند؟
و پس از مرگ به کجا می رود؟

یک پزشک محقق غربی سالها بیماران محتضر را با استفاده از دقیق ترین ابزار اندازه گیری لحظاتی پیش از مرگ و بلافاصله بعد از آن مورد بررسی قرار داده است. در همه این افراد یک نکته بارز دیده شده است و آن این که از وزن آنها بین شانزده تا حدود بیست دو گرم کم شده است.

آیا روح ما وزن دارد؟ 

اگر دارد بیست دو گرم می باشد.

.. اگر وزن داشته باشد باید آنهم از سنخ ماده باشد؟

 ولی چرا قابل پیگری و ردیابی نیست..

 چرا شکلی ندارد؟

 اگر بر اساس آیه فوق مطلب را تجزیه و تحلیل کنیم دو چیز مشخص می شود:

۱-روح چیزی است که فقط خدا حقیقت آنرخ  می داند و بس ! و کنترل آن نیز در دست اوست.

۲-روح نیز در محدوده دانش و علم قرار دارد. چرا که خداوند در همین آیه می گوید: به شما از دانش میزان اندکی داده شده است. به بیان دیگر باید علمی پوشیده و مخفی باشد که "روح" را بتوان با آن شناخت.

 

کتابهای مقدس(قرآن): ۹ اصل سخن گفت درست

 

 

چه گونه سخن گوییم

 

سخن بر اساس عدالت

۱-.چون سخن گویید دادگرى کنید هر چند در باره خویشاوند شما باشد و به پیمان خدا وفا کنید اینهاست که خدا شما را به آن سفارش کرده است باشد که پند گیرید

آیه (۱۵۲) انعام

سخن بر اساس حق و حقیقت

۲-اى کسانى که ایمان آورده‏ اید از خدا پروا دارید و سخنى استوار(بجا و درست) گویید
آیه (۷۰) سوره انعام

سخنی که به آن علم و آگاهی داریم
۳-و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد
آیه (۳۶) سوره اسرا

سخنی که خود به آن عمل می کنیم
۴_اى کسانى که ایمان آورده‏ اید چرا چیزى مى‏ گویید که انجام نمى‏ دهید
آیه (۲) سوره صف

سخن به نرمی گفتن
و اگر به امید رحمتى که از پروردگارت جویاى آنى از ایشان روى مى‏ گردانى پس با آنان سخنى نرم بگوى
آیه (۲۸) سوره اسراء

سخن از روی کرامت و شایستگی
پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر احسان کنید اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتی اوف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى
آیه (۲۳) سوره اسرا

زبان خوش
...و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید و با مردم به زبان خوش سخن بگویید ...
آیه (۸۳)  بقره

سخنان پسندیده
اموال خود را که خداوند آن را وسیله قوام زندگی شما قرار داده به سفیهان مدهید ولی از عواید آن به ایشان بخورانید و آنان را پوشاک دهید و با آنان سخنى پسندیده بگویید
آیه( ۵ )سوره نساء

به نرمی سخن گفتن
با او سخنى نرم گویید شاید که پند پذیرد یا بترسد

 

 

آیه  (۴۴ ) سوره طه


سخن پسندیده بدون قرار پنهانی
در باره آنچه شما به طور سربسته از آنان [در عده وفات] خواستگارى کرده یا [آن را] در دل پوشیده داشته‏ اید بر شما گناهى نیست‏ خدا مى‏ دانست که [شما] به زودى به یاد آنان خواهید افتاد ولى با آنان قول و قرار پنهانى مگذارید مگر آنکه سخنى پسندیده بگویید و به عقد زناشویى تصمیم مگیرید تا زمان مقرر به سرآید و بدانید که خداوند آنچه را در دل دارید مى‏ داند پس از [مخالفت] او بترسید و بدانید که خداوند آمرزنده و بردبار است

 

 

آیه  (۲۳۵) نساء


سخن رسا
اینان همان کسانند که خدا مى‏ داند چه در دل دارند پس از آنان روى برتاب و[لى] پندشان ده و با آنها سخنى رسا که در دلشان [مؤثر] افتد بگوى 

 

ایه (۶۳)


سخن بجا و درست
آنان که اگر فرزندان ناتوانى از خود بر جاى بگذارند بر [آینده] آنان بیم دارند باید [از ستم بر یتیمان مردم نیز] بترسند پس باید از خدا پروا دارند و سخنى بجا ودرست گویند

آیه  (۹) سوره نساء

کتابهای مقدس(انجیل عهد عتیق): موسی پیامبر و بوته مشتعل

 

ادامه از نوشتار پیشین

بوته مشتعل

انجیل کتاب عهد عتیق فصل چهارم

۱ و اما موسی گله پدر زن خود، یترون ، کاهن مدیان را شبانی می‌کرد؛ و گله را بدان طرف صحرا راند و به حوریب که جبل الله باشد آمد.

۲ و فرشته خداوند در شعله آتش از میان بوته‌ای بر وی ظاهر شد. و چون او نگریست، اینک آن بوته به آتش مشتعل است اما سوخته نمی‌شود.

۳ و موسی گفت: «اکنون بدان طرف شوم، و این امر غریب را ببینم، که بوته چرا سوخته نمی‌شود.»

۴ چون خداوند دید که برای دیدن مایل بدان سو می‌شود، خدا از میان بوته به وی ندا در داد و گفت: «ای موسی! ای موسی!» گفت: «لبیک»

۵ گفت: «بدین جا نزدیک میا، نعلین خود را از پای‌هایت بیرون کن، زیرا مکانی که در آن ایستاده‌ای زمین مقدس است.»

۶ و گفت: «من هستم خدای پدرت، خدای ابراهیم، و خدای اسحاق، و خدای یعقوب.» آن‌گاه موسی روی خود را پوشانید، زیرا ترسید که به خدا بنگرد.

۷ و خداوند گفت: «هر آینه مصیبت قوم خود را که در مصرند دیدم، و استغاثه ایشان را از دست سرکاران ایشان شنیدم، زیرا غم‌های ایشان را می‌دانم.

۸ و نزول کردم تا ایشان را از دست مصریان خلاصی دهم، و ایشان را از آن زمین به زمین نیکو و وسیع برآورم، به زمینی که به شیر و شهد جاری است، به مکان کنعانیان  و حتیان  و اموریان  و فرزیان  و حویان و یبوسیان.

۹ و الان اینک استغاثه بنی اسرائیل  نزد من رسیده است، و ظلمی را نیز که مصریان  بر ایشان می‌کنند، دیده‌ام.

۱۰ پس اکنون بیا تا تو را نزد فرعون بفرستم، و قوم من، بنی‌اسرائیل را از مصر بیرون آوری.»

۱۱ موسی به خدا گفت: «من کیستم که نزد فرعون بروم، و بنی‌اسرائیل را از مصر بیرون آورم؟»

۱۲ گفت: «البته با تو خواهم بود. و علامتی که من تو را فرستاده‌ام، این باشد که چون قوم را از مصر بیرون آوردی، خدا را بر این کوه عبادت خواهید کرد.»

۱۳ موسی به خدا گفت: «اینک چون من نزد بنی‌اسرائیل برسم، و بدیشان گویم خدای پدران شما مرا نزد شما فرستاده است، و از من بپرسند که نام او چیست، بدیشان چه گویم؟»

۱۴ خدا به موسی گفت: هستم آنکه هستم.» و گفت: «به بنی‌اسرائیل چنین بگو: اهیه (هستم) مرا نزد شما فرستاد.»

۱۵ و خدا باز به موسی گفت: «به بنی‌اسرائیل چنین بگو، یهوه خدای پدران شما، خدای ابراهیم  و خدای اسحاق و خداییعقوب ، مرا نزد شما فرستاده. این است نام من تا ابدالاباد، و این است یادگاری من نسلاً بعد نسل.

۱۶ برو و مشایخ بنی‌اسرائیل را جمع کرده، بدیشان بگو: یهوه خدای پدران شما، خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، به من ظاهر شده، گفت: هر آینه از شما و از آنچه به شما در مصر کرده‌اند، تفقد کرده‌ام.

۱۷ و گفتم شما را از مصیبت مصر بیرون خواهم آورد، به زمین کنعانیان و حتیان و اموریان و فرزیان و حویان و یبوسیان، به زمینی که به شیر و شهد جاری است.

۱۸ و سخن تو را خواهند شنید، و تو با مشایخ اسرائیل، نزد پادشاه مصر بروید، و به وی گویید: یهوه خدای عبرانیان ما را ملاقات کرده است. و الان سفر سه‌روزه به صحرا برویم، تا برای یهوه خدای خود قربانی بگذرانیم.

۱۹ و من می‌دانم که پادشاه مصر شما را نمی‌گذارد بروید، و نه هم به دست زورآور.

۲۰ پس دست خود را دراز خواهم کرد، و مصر را به همه عجایب خود که در میانش به ظهور می‌آورم خواهم زد، و بعد از آن شما را رها خواهد کرد.

۲۱ و این قوم را در نظر مصریان مکرّم خواهم ساخت، و واقع خواهد شد که چون بروید تهی‌دست نخواهید رفت.

۲۲ بلکه هر زنی از همسایه خود و مهمانِ‌خانه خویش آلات نقره و آلات طلا و رخت خواهد خواست، و به پسران و دختران خود خواهید پوشانید، و مصریان را غارت خواهید نمود.»

 

ادامه دارد...

کتابهای مقدس(قرآن): خدا کجاست؟

 

 

 

 

به هر سو که رو کنی...

به صحرا بنگرم صحرا تو بینم     به دریا بنگرم دریا تو بینم 

به هر جا بنگرم کوه و درو دشت   نشان روی زیبای تو بینم

بابا طاهر

قرآن 

"مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست! خداوند بی‌نیاز و داناست!

 "آیه ۱۱۵ سوره بقره

شرح

این که کجا باشی ، در چه سر زمینی باشی ، در چه مکانی باشی فرق نمی کند به هر طرف که رو کنی و بگویی خدایا ! او همان جاست.

او همان جاست که تو هستی و بیاد اوئی و با اوئی .

 اگر او به حقیقت تمام در قلب توست و دروازه قلب تو محل فرمانراویی خداوند است و او بر تخت عزت در قلبت نشسته بدان که توجه همه اولیآء خدا و حتی فرشتگانی چون جبرئیل و میکاییل نیز به سوی توست.

کعبه در قلب توست چون خدای کعبه و خدای همه عالم و موجودات در قلب تو ست.

برای آن که خود را محک بزنی و ببینی و بدانی که آیا خدا در قلبت نشسته و او در آنجا جای گرفته باید چند ویژگی را در خود بیابی:

خدا را اصل بدانی!

هر چه انجام می دهی حتی فکرت برای او و در را ه او باشد. !

نسبت به بندگان و حتی حیوانات که مخلوق خدایند مهربان باشی!

حسود نباشی!

متکبر نباشی!

لطف و خشمت خدایی باشد!

ببخشی چون او بخشاینده است!

به فریاد برسی چون او فریاد رس است!

غم مردمان خوری چون او غم خور بندگان است!

خطای دیگران بپوشی چون او خطا پوش است! 

همواره بیاد او باشی در ست مانند آن اولیاءکه همیشه در نمازند.

 

خوشا آنان که دایم در نمازند     ...و این ممکن نخواهد بود مگر این که همیشه یاد خدا باشیم .

 

 

 

 

 

 

 

پیامبر از کوچه ما گذشت ولی...

 

"مباد آن که کسی بگويد دريغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهى ورزيدم بى‏ ترديد من از ريشخندكنندگان بودم." 

آیه 56 سوره زمر

شرح

این آیه بدنبال آیاتی آمده که می گویند :

هر کس بر خود ستم کرده( گناه شخصی انجام داده که به خودش مربوط می شده و هرگونه ظلم و تجاوز و حق کشی و... از این قاعده بدور و مستثنی است.) می تواند از آن گناه شخصی باز گردد و توبه کند و از رحمت خداوند نا امید نگردد.

و الا در روز قیامت انسانهای خطا کار  بخود خواهند گفت:

ما در حضور خدا بودیم  و او را انکار کردیم و نادیده گرفتیم؟

چگونه پیامبر خدا با کتاب و نامه الهی در دست از کوچه ما گذشت و ما حضور او را نادیده گرفتیم.؟

 

دو کار همیشگی یک خدا پرست حقیقی

دو کار همیشگی یک خدا پرست حقیقی:

"آنانی  كه خدا را  ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مى كنند و در آفرينش آسمانها و زمين مى‏ انديشند  (و می گویند) پروردگارا اينها را بيهوده نيافريده‏ اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار" 

آیه (۱۹۱) سوره آل عمران

شرح

بر اساس آیه فوق  خداباور حقیقی همیشه و همواره بیاد خداوند است 

اگر راه میرود

اگر ایستاده است 

اگر نشسته است

اگر کار می کند

اگر استراحت می کند

همواره بیاد خداست و... 

و  به آفرینش جهان  آسمانی که بالای سر ماست 

زمینی که بر ان زندگی می کنیم

کهکشانها

ستارگان و سیارات

و... می اندیشد  و درباره   جهان هستی  و رازهای آن  تفکر می کند    از خرد و عقل خود بهره می گیرد... این چنین انسانی با هستی هم گام است و  هوشیار. 

او اهل لق لقه زبان و تکرار کلمات بدون فکر و اندیشه نیست بلکه او موجودی خردمند و عقلگراست که خدای خالق در زندگی او محوریت دارد. 

خدای را سجده کن تا از غم رها شوی

سه دستور خدا برای رهایی از دلتنگی و افسردگی:

 

"قطعا مى‏ دانيم كه سينه تو از آنچه مى‏ گويند تنگ مى ‏شود (۹۷)

پس با ستايش پروردگارت تسبيح گوى و از سجده‏ كنندگان باش (۹۸)

و پروردگارت را پرستش كن تا اينكه یقین تو فرا رسد (۹۹)"

سوره حجر

شرح

در آغاز کا ر رسالت   پیامبر اسلام با مشکلات فراوان روبرو بود. از جمله  تعداد زیاد و قدرت مادی و نظامی  و اجتماعی خدا ناباوران و اذیتها  و طعنه های آنان که روز افزدن بود. از همین روی پیامبر دلتنگ و دل آزرده می شد.

خداوند به او گفت که تسبیح خدای گوی و سجده کن و از پرستند گان خدای باش تا روزهای یقین فرار رسد. 

یکی از بزرگان اهل معنی می گفت : بطری چون پر و سرریز شود باید آنرا به سمت زمین برگرداند تا خالی شود و به تعادل برسد.

انسان هم همینطور است برای خالی شدن از غمها باید به خدا سجده کند و تسبیح خداوند گوید تاغمهایش از دل بیرون روند.

کتایهای مقدس(عهد عتیق) : فرار موسی

فرار موسی

۱۱ و واقع شد در آن ایام که چون موسی بزرگ شد، نزد برادران خود بیرون آمد، و به کارهای دشوار ایشان نظر انداخته، شخصی مصری را دید که شخصی عبرانی را که از برادران او بود، می‌زند.

۱۲ پس به هر طرف نظر افکنده، چون کسی را ندید، آن مصری را کشت، و او را در ریگ پنهان ساخت.

۱۳ و روز دیگر بیرون آمد، که ناگاه دو مرد عبرانی منازعه می‌کنند، پس به ظالم گفت: «چرا همسایه خود را می‌زنی.»

۱۴ گفت: «کیست که تو را بر ما حاکم یا داور ساخته است؟ مگر تو می‌خواهی مرا بکشی چنانکه آن مصری را کشتی؟» پس موسی ترسید و گفت: «یقیناً این امر شیوع یافته است.»

۱۵ و چون فرعون این ماجرا را بشنید، قصد قتل موسی کرد. و موسی از حضور فرعون فرار کرده، در زمین مدین ساکن شد؛ و بر سر چاهی بنشست.

۱۶ و کاهن مدیان را هفت دختر بود که آمدند و آب کشیده، آبخورهارا پر کردند، تا گله پدر خویش را سیراب کنند.

۱۷ و شبانان نزدیک آمدند، تا ایشان را دور کنند. آنگاه موسی برخاسته، ایشان را مدد کرد، و گله ایشان را سیراب نمود.

۱۸ و چون نزد پدر خود رعوییل  آمدند، او گفت: «چگونه امروز بدین زودی برگشتید؟»

۱۹ گفتند: «شخصی مصری ما را از دست شبانان رهایی داد، و آب نیز برای ما کشیده، گله را سیراب نمود.»

۲۰ پس به دختران خود گفت: «او کجاست؟ چرا آن مرد را ترک کردید؟ وی را بخوانید تا نان خورَد.»

۲۱ و موسی راضی شد که با آن مرد ساکن شود. و او دختر خود، صفورهذرا به موسی داد.

۲۲ و آن زن پسری زایید، و (موسی) او را جرشون نام نهاد، چه گفت: «در زمین بیگانه نزیل شدم.»

۲۳ و واقع شد بعد از ایام بسیار که پادشاه مصر بمرد، و بنی‌اسرائیل به سبب بندگی آه کشیده، استغاثهکردند، و ناله ایشان به سبب بندگی نزد خدا برآمد.

۲۴ و خدا ناله ایشان را شنید، و خدا عهد خود را با ابراهیم و اسحاق و یعقوب به یاد آورد.

۲۵ و خدا بر بنی‌اسرائیل نظر کرد و خدا دانست...

ادامه دارد