کتابهایرمقدس (قرآن): در جستجوی سالکان حقیقی
در جستجوی سالکان حقیقی
بسیار می شنویم که از سالک، سالکان ، سیر و سلوک و...سخن می رود. ولی براستی سالک حقیقی خدا کیست؟ چه کسی سیر و سلوکی حقیقی به سنت خدا دارد.؟ قرآن می گوید:
قرآن
-"و آنانند كه در حال سجده يا ايستاده برای خدا شب زنده داری می کنند. "
(۶۴)آیه سوره فرقان
- "ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا را بسیار یاد کنید و صبح و شام او را تسبیح گویید! او کسی است که بر شما درود و رحمت می فرستد، وفرشتگان او نیز برای شما تقاضای رحمت می کنندگتا شما را از ظلمات به سوی نور رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است" .
آیه (۴۱ )سوره احزاب
-"مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات به خود مشغول نمى دارد و از روزى كه دلها و ديده ها در آن زيرورو مى شود مى هراسند."
آیه (۳۷) سوره نور
-"مؤمنان همان كسانى اند كه چون خدا ياد شود دلهايشان بترسد و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگار خود توكل مى کنند.
(۲)
"همانان كه نماز را به پا مى دارند و از آنچه به ايشان روزى داده ايم انفاق مى كنند" (۳)
" آنان هستند كه حقا مؤمنند براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزى نيكو خواهد بود"
سوره انفال آیات ۲ الی ۴
بدان که سلوک عبارت از سير است،
وسير الى اللهّ باشد،
و سير فی اللهّ باشد.
سير الى اللهّ نهایت دارد اماّ سير فی اللهّ نهایت ندارد.
و سير الى اللهّ عبارت از آن است که سالک چندان سير کند که ازهستی خود نیست شود و بهستی خدا هست شود، و بخدا زنده و دانا و بینا و شنوا و گویا گردد.
ای درویش! اگرچه سالک هرگز هیچ هستی نداشت، اماّ می پنداشت که مگردارد آن پندار برخیزد و بیقين بداند که هستی خداراست و بس.
چون دانست و دید که هستی خدای راست، سير الى اللهّ تمام شد،
اکنون ابتداء سير فی اللهّ است
و سير فی اللهّ عبارت از آن است که سالک چون بهستی خدا هست شد و بخدا زنده و دانا و بینا و گویا و شنوا گشت، چندان دیگر سير کند که اشیاء را کماهی و حکمت اشیاء را کماهی بتفصیل وبتحقیق بداند و ببیند چنانکه هیچ چیزی در ملک و ملکوت و جبروت بروی پوشیده نماند.
بعضی گفتهاند که ممکن است که یک آدمی این همه بداند، و هیچ چیز نماند که نداند؛ و بعضی گفتهاند که ممکن نیست که یک آدمی این همه بداند، از جهت آن که عمر آدمی اندک است و علم و حکمت خدای بسیار است،
و ازینجا گفته اند که سير فی اللهّ نهایت ندارد.
ای درویش! چون معنی سلوک رادانستی، اکنون بدان که اهل حکمت گویند که از تو تا بخدای راه بطریق طول است، از جهت آنکه نسبت هر فردی از افراد موجودات با خدای همچنان است که نسبت هر مرتبه ئی از مراتب درخت با تخم درخت
و اهل تصوّف میگویند که از تو تا بخدای راه بطریق عرض است از جهت آنکه نسبت هر فردی از افراد موجودات با خدای همچنان است که نسبت هرحرفی از حروف این کتاب با کاتب ،
و اهل وحدت میگویند که از تو تا بخدای راه نیست، نه بطریق طول و نه بطریق عرض از جهت آنکه نسبت هر فردی از افراد موجودات با خدای همچنان است که نسبت هر حرفی از حروف این کتاب با مداد،
و ازینجا گفته اند که وجود یکی بیش نیست و آن وجود خدای است- تعالى و تقدسّ- و بغير از وجود خدای وجودی دیگر نیست و امکان ندارد که باشد.
ای درویش! این پنج فصل را در مسجد جمعۀ ابرقوه جمع کردم ونوشتم. والحمدللهّ رب العالمين.
کتاب انسان کامل نوشته نسفی