چرا باید حکمت بیاموزیم؟ چرا باید تفکر و تعقل کنیم؟

حکمت و رازهای آن

خداوند به هر کس که بخواهد حکمت هطا می کند و هر کس که به او حکمت عطا شده خیر کثیر به او داده شده است و این حقیقت را خردمندان در می یابند.

سوره بقره آیه ۲۶۹

 

پروردگارا در ميان آنان فرستاده‏ اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد و پاكيزه‏ شان كند زيرا كه تو خود شكست‏ ناپذير حكيمى

سوره بقره آیه (۱۲۹)

 

همان طور كه در ميان شما فرستاده‏ اى از خودتان روانه كرديم [كه] آيات ما را بر شما مى‏ خواند و شما را پاك مى‏ گرداند و به شما كتاب و حكمت مى ‏آموزد و آنچه را نمى‏ دانستيد به شما ياد مى‏ دهد

سوره بقره(۱۵۱)

به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل مى ‏آموزد

سوره آل عمران (۴۸)

 

يقين خدا بر مؤمنان منت نهاد [كه] پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند

سوره آل عمران (۱۶۴

 

  این سفارشها] از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است و با خداى يگانه معبودى ديگر قرار مده و گرنه حسرت‏زده و مطرود در جهنم افكنده خواهى شد

سوره اسراء(۳۹)

 

ابن سينا پزشک و حکیم گرانقدر ایران در تعریفی از حکمت می گوید  تعریف حکمت متکی بر غایت آن است. چون بنابر باور وی به مدد و یاری حکمت می توان هر آنچه را که شایسته است بشناسیم و زمانی که نظر ما و عمل ما و وجود ما حکیمانه شد آن گاه می توانیم بر حسب طاقتمان به آن کمال نفسانی لازم برسیم و در آن زمان است که به عالمی معقول مبدل خواهیم شد . با تبدیل سیر تبدیل ما نیز آغاز شده و به رستگاری در جهان آخرت نائل می گردیم.

او حکمت را به نظری و عملی تقسیم می کند که حکمت نظری به ما می آموزد تا به یک باور یقینی در ارتباط با موجوداتی برسیم که وجود آنها ربطی به فعل انسان ندارد ولی به کمک آنها ما به شناخت حق نائل می شویم.

حکمت عملی نیز  به ما  خیر و نیکویی و یا روش زندگی نیکو و پسندیده و عقلانی را می آموزد.

بر این اساس اگر دیدگاه مان عقلانی و الهی شود و عملمان بر اساس خیر و نیکویی باشد   این همان خیر کثیری است که قرآن در آیات خود از آن یاد می کند.

قرآن می گوید که یکی از وظایف پیامبران اموزش حکمت یعنی روش فکری عقلانی و الهی  و تعلیم حکمت عملی است.

خدا حکیم علی الاطلاق است پس او خیر مخلوق خود را از هر کس بیشتر می داند.

قرآن کتاب دعوت به تعقلون و یعقلون و یتفکرون  است. بطوری که واژه یعقلون حدود ۲۲ بار در قرآن یاد شده است. یعنی خداوند در قرآن ۲۲ بار آنانی که عقل خود را بکار می گیرند مورد نمجید قرارداده و ۲۴ بار از واژه تعقلون استفاده کرده که دعوت بشر به تعقل و تفکر است.

اگر در کتابی از کتابهای آسمانی به این میزان از تفکر بر خوردید این نویسنده را با خبر سازید.

به زبان ساده تر می توان مثالهایی زد  و توضیح داد که این حکمت و تعقل و تفکر به چه درد می خورد.؟ فرض کنید شما همکاری دارید که اصولا شخص خطرناک و غیر معتقد به اصول اخلاقی و وجدانی است. و او شما را آزرده است. خوب چه تصمیمی می گیرید که با او در افتید؟آیا مطمئن هستید که در افتادن با او باعث ضرر بیشتر نمی شود؟یا آن که شما هم جزو آنانی هستید که در این طور مواقع می گویند! بگذار او را غرق کنیم خودمان هم غرق شویم مانعی ندارید. و این از نظر اصحاب تفکر و خرد به معنی آن است که شما با حکمت تعقلی آشنا نیستید. 

ویا تصور کنید که می دانید کشیدن سیگار برای شما ضرر جانی دارد ولی به کشیدن آن ادامه می دهید و می گوید اینها همگی حرفهای بی اساس است. شما نیز از حکمت بدورید.

اما اگر در مورد ا ل بدنبال را ه حل منطقی بودید که آن شخص مزاحم و مخالف را یا به گونه ای جذب کنید که تحت سیطره فکری شما در آید و یا به نحو عاقلانه او را ز خود دور کردید.شما از حکمت بهره برده ابد.

در مورد سیگار اگر آنرا تا سر حد امکان  کاهش داده و یا ترک ننودید و بخاطر سلامتی خود آن را کنار گداشتید شما نیز با حکمت آشنایید.

اما اگر در هردو مورد بخاطر خدا و رعایت حال خود و دیگران اقدام عاقلانه کردید بدانید که به شما نیز از حکمت الهی عطا شده و از خیر کثیر بهره بردهاید.

 

سوره اعلی

 سوره اعلی هشتمین سوره قرآن بر حسب تاریخ نزول

این سوره در مکه بر پیامبر نازل شد.از نخستین آیه تا آخر آیه هشتم خداوند مستقیما پیامبر را طرف خطاب خود ساخته و از او می خواهد که نام خداوند را  که بالاتر از همه موجودات است به پاکی یاد کند.خداوندی که همه چیز را در حد کمال آفریده است.و برای هر چیز قدر و اندازهای در نظر گرفته است.

به نام خداوند بخشنده مهربان 
(اي رسول ما) نام خداي خود را که برتر و بالاتر (از همه موجودات) است به پاکي ياد کن. ( 1 ) آن خدايي که (عالم را) خلق کرد و (همه را) به حد کمال خود رسانيد. ( 2 ) آن خدايي که (هر چيز را) قدر و اندازه‌اي داد و (به راه کمالش) هدايت نمود.

آنگاه خداوند به رویش گیاهان سبز و خرم اشاره می کند که در حقرقت رویاننده اصلی خود اوست.و خشک شدن آن گیاه نیز به امر  الهی است‌.

 

( 3 ) آن خدايي که گياه را سبز و خرم از زمين برويانيد. ( 4 ) و آن گاه خشک و سياهش گردانيد.

سپس خداوند بشارتی بزرگ به پیامبر می دهد و می گوید آن قدر آیات قرآن را بر تو می خوانیم تا هیچ آیه ای از آن فراموشت نگردد. این آیه بزرگترین دلیل بر عدم تحریف قرآن است.

خداوند صاحب و خالق قرآن است و به حکمت الهی خود می داند که چه کند و چگونه کتاب خود را کامل کند.

( 5 ) ما تو را قرائت آيات قرآن چندان آموزيم که هيچ فراموش نکني. ( 6 ) مگر آنچه خدا خواهد (که از يادت برد) که او به امور آشکار و پنهان عالم آگاه است.

سپس طی آیه بعد خداوند بشارتی دیگر به پیامبر می دهد و می گوید که او را بر طریقه ای آسان توفیق می دهد . و در َضمن از او می خواهد اگر گوشهای شنوایی می یابد پیام الهی را به آنان برساند.

( 7 ) و ما تو را بر طريقه (شريعت سهل و) آسان موفق مي‌داريم. ( 8 ) پس (به آيات الهي خلق را) متذکر ساز اگر سودمند افتد.

( 9 ) البته هر که خدا ترس باشد (به اين تذکر) پند مي‌گيرد.

( 10 ) و آن که شقي‌ترين مردم است از آن دوري گزيند.

( 11 ) همان کس که عاقبت به آتش بسيار سخت دوزخ در افتد.

( 12 ) و در آن دوزخ نه بميرد (تا راحت شود) و نه زنده ماند (و برخوردار از زندگاني باشد).

آنگاه پرودگار اهمیت پاک کردن نفس انسان را از بدیها متذکر می گردد که رستگاری انسان به آن وابسته است.و به نماز و ذکر خداوند اهمیت می دهد. احتمالا در این ایام نماز ب  پیامبر تشریع شده بوده است.

( 13 ) حقّا فلاح و رستگاري يافت آن کسي که تزکيه نفس کرد.

( 14 ) و به ذکر نام خدا به نماز و طاعت پرداخت.

و سر انجام خداوند مردمان را هشدار می دهد که از روی جهل و نادانی دنیا را بر سرای جاودان آخرت ترجیح ندهند.هم چنین خدای اشاره می کند که این موضوعات در کتابهای آسمانی مانند صحف ابراهیم و تورات موسی نیز دکر شده بودند. 

( 15 ) (اما شما مردم از جهل و غفلت از پي اين سعادت نرويد) بلکه زندگاني دنيا را بگزينيد و عزيز داريد.

( 16 ) در صورتي که منزل آخرت بسي بهتر و پاينده‌تر (از دنياي چند روزه) است.

( 17 ) اين گفتار به حقيقت در کتب پيشين ذکر شده. ( 18 ) بخصوص در صحف ابراهيم و تورات موسي (مفصل بيان گرديده است). ( 

و زمین را آفریدیم.

 

زمین هم چون گردونه ای در فضا

 

آيا شريكانى كه مى ‏پندارند بهتر است] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن كوه ‏ها را [مانند لنگر] قرار داد و ميان دو دريا برزخى گذاشت آيا معبودى با خداست [نه] بلكه بيشترشان نمى‏ دانند  سوره نمل آیه ۶۱

و زمين را گسترديم و در آن لنگر[آسا كوه]ها فرو افكنديم و در آن از هر گونه جفت دل‏ انگيز رويانيديم [تا] براى هر بنده توبه‏ كارى بينش‏افزا و پندآموز باشد آیه ۸ سوره ق 

[اينها همه] براى روزى بندگان [من] است و با آن [آب] سرزمين مرده‏ اى را زنده گردانيديم رستاخيز [نيز] چنين است آیه ۱۱ سوره ق

========================

خدا زمين را بيافريد، و آن را بسان گردونه يى در فضا نيروى جنبش بخشيد.

سپس روى آن درياهاى نيلگون پديدار ساخت،

و در گوشه و كنار آنها خشكيهايى بصورت نقش و نگارهاى گوناگون انداخت.

خشكيها را از خاكهاى فشرده و سنگهاى بزرگ و خرده استوار كرد، چنانكه آب درياها با همه سركشى كه داشت در برابر آنها سر فرود آورد.

امواج خروشان كه با لبهاى كف آلود بر هم مى غلتيدند، هنوز به آنها نرسيده از فرو شكوهشان ترسيدند، و ناگزير سرهاى پر از باد و بروت خود را به پاهاى آنها ساييدند.

و بدين شيوه خشكيها با تاب و توانايى و پايدارى و شكيبايى لگام بر دهان درياها زدند، و مانع از تاخت و تازها و بلندپروازيهاى آنها شدند. كوههاى افراشته بر پيكرهاى آنها نشستند، و آبهاى شيرين و گوارا از درون آنها برون جستند.

امام علی علیه السلام

 

پوانکاره ریاضیدان د انشمند مشهور فرانسه! مسخره ترین چیز آن است که می گویند ما روی زمینی زندگی می کنیم که می گویند دور خود می چرخد.

پیامبر اسلام برای مردم خود چه کرد؟

 

فهرستی کوتاه از کارهای پیامبر اسلام 

اى پيامبر ما تو را گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم (۴۵)

 

و دعوت‏ كننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناك (۴۶)

سوره احزاب 

هنگامى محمد (صلعم) را براى راهنمايى فرستاد كه مردم در نگرانى و سرگردانى بسر مى بردند، و ندانسته راه آشوب و پريشانى طى مى كردند.

هوى و هوس آنها را فريفته بود، و خودخواهى و بدسگالى از رخسارشان مى نمود.

تاريكى جهل سبكسرشان ساخته، و آنها را در كار خويشتن به حيرت انداخته بود. پيغمبر گرامى- صلى الله عليه و آله- تا آنجا كه  توانست با پند و اندرز خوب و بد را به ايشان بنمود، و همه را بسوى بينش و خرد رهبرى فرمود...

پروردگار مهربان به دست آن پاكروش كينه هاى ديرينه را زير خاك نهاد، و به دشمنيها و ستيزگيهاى ميان اين و آن پايان داد.

همكيشان را به دوستى و برادرى واداشت،

و در درون دژخيمان و بد كاران تخم پراكندگى كاشت.

خواران را به همتش به عزت رسانيد، و عزيزان بدكنش را خوار گردانيد.

همينكه به سخن مى آمد زبانش رسا بود، و چون به خاموشى مى گراييد چشمانش گويا مى نمود.

امام علی علیه السلام

و خورشید خاموش می شود!

سوره التكوير

به نام خداوند بخشنده مهربان

هنگامي که آفتاب تابان تاريک شود. ( 1 ) و هنگامي که ستارگان آسمان تيره شوند (و فرو ريزند). ( 2 ) و آن گاه که گوهها به رفتار آيند. ( 3 ) و آن گاه که شتران ده ماهه آبستن را (که نزد عرب بسيار عزيز است) به کلي رها کنند. ( 4 ) و هنگامي که وحوش (و طيور نيز به عرصه قيامت) محشور شوند. ( 5 ) و هنگامي که درياهاي آب (چون آتش سوزان) شعله‌ور گردد. ( 6 ) و هنگامي که نفوس خلق همه با همجنس خود در پيوندند. ( 7 ) و هنگامي که از دختران زنده به گور شده باز پرسند. ( 8 ) که (آن بي گناهان) به چه جرم و گناه کشته شدند؟! ( 9 ) و هنگامي که نامه اعمال خلق گشوده شود. ( 10 ) و هنگامي که آسمان را از جاي بر کنند. ( 11 ) و هنگامي که آتش دوزخ را سخت بيفروزند. ( 12 ) و هنگامي که بهشت را (به اهلش) نزديک سازند. ( 13 ) در آن هنگام (که روز قيامت است) هر نفسي هر آنچه بر خود حاضر کرده همه را بداند. ( 14 ) چنين نيست (که منکران قرآن پندارند) قسم ياد مي‌کنم به ستارگان باز گردنده. ( 15 ) که به گردش آيند و در مکان خود رخ پنهان کنند. ( 16 ) قسم به شب تار هنگامي که روي جهان را تاريک گرداند. ( 17 ) و قسم به صبح روشن وقتي که دم زند (و عالم را به روي خود بيفروزد). ( 18 ) (قسم به اين آيات) که همانا قرآن کلام رسول بزرگوار حق (جبرئيل) است. ( 19 ) که فرشته با قوّت و قدرت است و نزد خداي مقتدر عرش با جاه و منزلت است. ( 20 ) و در آنجا فرمانده فرشتگان و امين وحي خداست. ( 21 ) و رسول عصر شما هرگز ديوانه نيست. ( 22 ) و او امين وحي را در افق اعلاي مشرق درست مشاهده کرد. ( 23 ) و اين رسول شما بر وحي از عالم غيب بخل نمي‌ورزد (و شما را از علم وحي خود آگاه مي‌سازد). ( 24 ) و قرآن او هرگز کلام شيطاني مردود نيست. ( 25 ) پس شما به کجا مي‌رويد؟ ( 26 ) اين (قرآن عظيم) جز پند و نصيحت اهل عالم هيچ نيست. ( 27 ) تا هر که از شما بندگان بخواهد راه راست (حق پرستي و سعادت ابد) پيش گيرد. ( 28 ) و شما (کافران، راه حق را) نمي‌خواهيد مگر خداي آفريننده عالم بخواهد. ( 29 )

ترجمه استاد الهی قمشه ای

سوره تکویر پرده نخست

در این سوره که هفتمین سوره نازل شده بر پیامبر اسلام است و در شهر مکه بر او نازل شده پرودگار یکتا و خالق جهان سیمای قیامت را در بی نظبر ترین متن کلامی و با عنایت به علم ازلی و ابدی خود که عین ذات او و هستی محض است به تصویر کشیده است.
تو گویی تک تک واژه های آن و تک تک آیاتش قطعات به پیوسته صحنه روز باز پسین می باشد.خداوند می فرماید خورشید سر انجام تاریک شده و به صورت کره ای خاموش در می آید. دانش جدید این سخنرا به تمامی پذیرفته است.اکنون جهان علم دو گزارش تائید شده از سر انجام خورشید دارد که به زمین نیز مربوط می شود.

خورشيد ۴.۶ ميليارد سال سن دارد، و براساس تحقیقاتی كه از ديگر ستارگان صورت گرفته‌است، محققان به اين نتيجه رسيده‌اند كه خورشيد در حدود (برحسب یک گزارش مستند تر)۵ میلیارد سال دیگر و بر اساس گزارش دیگری ۱۰ ميليارد سال ديگر به پايان زندگي خود خواهد رسيد.ولی همین تحقیقات می گویند که طي پنج ميليارد سال خورشيد به يك غول سرخ تبديل خواهد شد، هسته آن كوچك مي‌شود و لايه بيروني آن منبسط خواهد شد تا حدي كه به مدار مريخ خواهد رسيد.

ضمنا درخشش خورشيد هر يك ميليارد سال يكبار ۱۰ درصد افزايش پيدا مي‌كند. شايد ده درصد زياد به نظر نيايد، اما افزايش درخشش خورشيد حيات روي زمين را نابود خواهد كرد، اقيانوس‌ها تبخير خواهند شد و سطح زمين به حدي داغ مي‌شود كه آبي در آن باقي نخواهد ماند.

این اطلاعات در تمامی مقالات و کتابهایی که در زمینه فیزیک خورشید نوشته شده اند از پنجاه سال پیش به این طرف بطور روز افزون مشاهده شده است.
در حالیکه قرآن ۱۴۰۰ سال پیش اعلام نمود که خورشید به پایان عمر در خشش خود می رسد و آب دریا ها بخار می شوند...ایا غیر از خدای خالق در آن روز گار کسی از این چنین موضوعی و ان هم در شهر عقب مانده مکه خبر داشت که فقط به تعداد انگشت دست شاید کسانی در آن یافت می شدند که بخوانند و بنویسند.
آتش گرفتن آب دریاها موضوع علمی است که اخیرا مطرح شده و محققان هرروز اطلاعات جدیدی ور یافت می کنند که نشان می دهد آبهای دریای جوشان شده و تبخیر خواهند شد
 

 سوره تکویر پرده دوم
در بخش دوم پرودگار صحت رسالت اسمانی پیامبر اسلام را تایید می کند که سروش وحی جبرئیل را در با لاترین مرز افق و به وضوح رویت کرده بود.
دیگر آنکه خداوند به تنفس صبحدمان و دم زدن آن قسم یاد می کند که این ایه از لحاظ بلاغت زبان در بالا ترین حد قرار دارد.
در پایان خداوند از بندگان رو گردان از او می پرسد،کجا بدین شتابان؟ما برای همه جهان پایانی رقم زده ایم و شما که در مقابل جهان ذره ای بیش نیستید پایانتان آفتاب لب بام است.پس بسوی ما بگریزید که پناه حقیقی هستیم.

چرا باید نماز خواند؟

 


آنچه از كتاب به سوى تو وحى شده است بخوان و نماز را برپا دار كه نماز از كار زشت و ناپسند باز مى دارد و قطعا ياد خدا بالاتر است و خدا مى‏ داند چه مى ‏كنيد .آیه ۴۵ سوره عنکبوت
 

پور سینا در باره نماز می گوید!

پور سینا پزشک نامدار و حکیم الهی ایر ان نماز را نجات دهنده  روح باز مانده در چاه طبیعت می داند که انسان را از گور جسم خارج ساخته و برای رسیدن به مقام عبوديت و اخلاق، از معبود ذوالجلال و الاكرام ، كمالی خالص را در خواست می کند که حقیقت دین است.

هر نمازي كه با نيت خالص انجام گیرد شخص نمازگزار را در درک اينكه تعدد در صفات خدا راه ندارد ياري مي رساند...از دید گاه ا و اخلاص در نيت به اين معناست كه نمازگزار دریابد که كثرت صفات فقط در مورد مخلوقات و بندگان صدق مي كند.چون قدرتهایی مانند شنيدن، بينا بودن ، قدرت ، علم و دانی بندگان جدای از حیات آنان می باشد. ولی پروردگار عالم يك واحد أحد است كه هیچ كثرتی به ذات اقدس ربوبي او راه ندارد . او ست که تنها جان دهنده به همه ي موجودات و تدبير كننده در این عالَم است.

اگر کسی که نمازمی گذار پرودگار را اين چنين بشناسد و نماز را درپیشگاه او به عنوان حضور در پیشگاه حقيقتي انجام دهد كه محيط بر تمامی كمالات و هستي است و بداند که پرودگار بر نماز گذار احاطه کامل دارد ، چنین نمازگذاری شخص موفق و مؤيد است.

اگر شارع دین نماز را بالاترین عبادت ها دانسته است به این دلیل است که نماز عبادتي است كه متناسب با ظاهر بدن و باطن روح و جان انسان می باشد.چون انسان از ظاهر و باطن تشکیل شده و ترکیبی از این دو است . نماز نيز تركيبي از ظاهر و باطن می باشد . ظاهر نماز ظاهر نماز گذار را که جسم او ست در پیشگاه خدا حاضر می کند و باطن نماز نفس ناطقه ،روح و حقيقت انسانی را به پیشگاه احدیت خلاق متعال متوجه مي سازد ، و به سوي رسم بندگي سوق مي دهد.

دیگر این که اگر پرسیده شود چرا انسانها باید عبادت کنند و نماز بخوانند پاسخ این است که خداوند متعال آگاه است که برخی از بندگان قابلیت رشد برای نیل به مقام والای انسانی را ندارند ولی لازم است که همین ها نیز از سقوط به منزلگاه حیوانی بر حذر داشته شوند و خدا آنان را یله و رها نمی سازد بنابر این از آنان می خواهد که به عبادات بد نی روی آورند تا از آنان تاثیر بگیرند.

پور سینا بر این باور است كساني كه که اهل حکمت اند نیروهای طبیعیشان تحت تاثیر نظام عقلی در آمده و با عالم روحی تشابه پیدا کرده و از ملک به جهان ملکوت پرواز می کنند. ، خواه ناخواه با تبعيت بدن از روح ، مشابهت بين روح و بدن در ايشان ظاهر مي شود آنچنان كه انگار تن به طرف روان پرواز مي نمايد؛ و در نتيجه قواي طبيعي ايشان تحت سرپرستي نظام عقلاني در مي آيد .

پور سینا در ار تباط با آیه "ما جن و انس را خلق نکردیم مگر این که ما را عبادت کنند،" تاویل جالبی دارد و می گوید که عبادت خالص همان متن معرفت الهی است و نماز با اخلاص باعث می گردد که انسان هر گونه کثرتی را از ذات خداوندی دور دانسته و به درک لازم و معرفت حقانی نایل گردد.

دیگر آن که اگر به حقیقت نماز توجه شود و نمازگذار به مدد نفس ناطقه خود در پیشگاه خدا به مناجات ایستد و او را با معرفت شناسد و این معرفت بدون ترکیب و یا اشاره به جهت و امتداد باشد و عقلا و روحا پرودگار را بخواند و از او برای تکمیل نفس خود مدد خواهد آن امر عقلی و آن امر قدسی از سوی پرودگار بر او نازل می شود.

معراج و نماز

پو ر سینا می افزاید که آن شبی که پیامبر بزرگوار ما از تمام آثار مادی و آرزوهای طبیعی خارج شد و در حالت تجرد محض با خداوند مناجات کرد به خداوند عرض نمود :

بار پرودگارا من امشب و اکنون لذتی و سروری عجیب در خود مشاهده می کنم و از نهان گاه روح و از مرکز عقل خود از در خواست کرد تا راهی را به او نشان دهد که همواره این حالت روحانی را تجربه کند خداوند نیز  در آن زمان نماز را بر او واجب کرد و فرمود!ای محمد،! شخص نماز گذار در نماز با خدا مناجات می کند.
پور سینا در ادامه می افزاید این همان نمازی است که در قران از ان سخن رفته و گفته شده که نماز انسان را از زشتیها و منکرات دور می کند.



*

نفرین خدا که در گرفت

 

سرنوشت ابولب

به نام خداوند رحمتگر مهربان

بريده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او باد (۱)

دارايى او و آنچه اندوخت‏ سودش نكرد (۲)

بزودى در آتشى پر زبانه در آید(۳)

و زنش آن هيمه‏ كش [آتش فروز] (۴)

بر گردنش طنابى از ليف خرماست (۵)

 

سوره مسد چهارمین سوره قرآن بر حسب تاریخ نزول

این سوره نهایت خشم پرودگار را بر یکی از بی رحمترین و بی ادب ترین دشمنان پیامبر اسلام و قرآن گزارش می کند.خداوند به وضوح ضربتی بر دست های او با آیات خود فرود اورده است.

اما او که بود؟

 

از مزاحمان و مشرکان درجه یک پامبر و قرآن ابولهب و برای رسیدن به اهداف پلید خود، طوری بر روی جاهای بلند می‌ایستاد تا همه او را ببیند و آنگاه عربده می کشید و می گفت!
«ای مردم! هر کس مرا می شناسد که می‌شناسد؛  هر کس هم که نمی‌شناسد بداند  من عبدالعزی ابولهب ابن عبدالمطلب، عموی محمد هستم و محمد را تکذیب می‌کنم؛ بهوش باشید تا این مرود شما را فریب ندهد. من می‌گویم که او دروغگوست. ا و دروغ می‌گوید که خدای یگانه‌ ای و و معاد ی وجود دارد. در ضمن ا و ادعامی کند که پیامبری از جانب خداست و این که قرآنی هم دارد !»؛
ابولهب جسارتی نیز می کرد و هرگاه به پیامبر تو هین می کرد سنگی به سمت پیامبر پرتاب می کرد . بچه های کوچه های مکه هم چون پرتاب کردن سنگ توسط ابولهب را دیده بودند آنان نیز به پیامبر خدا سنگ پرتاب می کردند.
زمانی که پیامبر مکه را فتح کرد ابولهب مرده بود ولی آن بچه ها که دیگر جوان و نوجوان بودند همراه با همه مردم مکه مورد عفو و بخشش قرار گرفتند. حتی هند جگر خوار مادر معاویه و ابو سفیان همسر او!
همسر ابو سفیان معروف به مادر جمیل خواهر ابوسفیان و هردو از دشمنان در جه یک قران و اسلا م و پیامبر بودند.

چرا کنیه اش را ابولهب یعنی پدر اتش گدارده بودند ریشه در فر هنگ جاهلیت اعراب دارد و بعض بر این باورند که این لقب را خداوند به داده است.البته  فهد به معنی یوز پلنگ است و نام شاه سابق عربستان بود.

اما چه بر سر ابولهب آمد؟

ابولهب، پس از ان که شنید مشرکان در جنگ بدر شکست خوردهاند شنیدن پس از ۷ و  یا۹ روز بر اثر بیمارى پوستى عفونی و بد بو  درگذشت. فرزندانش از ترس آن که مرض پدرشان که همراه با بوی بدی بود از جنازه او خود را دور نگاه می داشتند و حتی در نهایت خفت و خواری او را در بخش بالایی  مكه که گویا دور از مناطق مسکونی آن زمان بود  كنار دیوارى نهاده و از دور بدون آن‌كه انرا لمس کنند بر او آن قدر سنگ ریختند تا مدفون شد.

ابن‌بطوطه در سفرنامه خویش از قبرى در بیرون مكه یاد مى‌كند كه منسوب به ابولهب بود و مردم بر آن سنگ مى‌زدند. ابن‌جبیر از دو قبر در سمت چپ باب العمرة خبر مى‌دهد كه مى‌گفتند: از ابولهب و همسرش ام‌جمیل است. نسل ابولهب از طریق فرزندانش ادامه یافت. دو پسرش عتبه و معتب در فتح مكه به دعوت پیامبر مسلمان شدندو در حنین از ثابت قدمان به ‌شمار آمدند.

خدا سیر و سفر انسان را دوست دارد.

 

 تا می توانید سفر کنید !

یکی از ویژگیهای شگفت انگیز قرآن تشویق انسانها به سیر و سفر است.گویی خداوند که خود نیاز به هیچ حرکتی ندارد میل مبار کش بر این است که بندگان او اهل سیر و سفر و آنهم در همه کره زمین باشند.اما سیر و سفری که خداوند می خواهد ما  بندگان انجام دهیم بر اساس آیاتش سیر و سفر حکیمانه و معرفت آموزی است. د ر این نوع سفر همه چیز مهم است!سرزمین های ویران شده،سرزمین های آباد شده،تمدن های گمشده ،تمدن های پیدا شده ...احتمالا بخاطر دارید که پیکر مومیایی شده رامسس دوم فرعون هم زمان حضرت و در زمان ژسکار دستن برایش پاسپورت صادر شد و با تشریفات خاص در فرودگا ه پاریس در یافت و اسب سواران پلیس پیکر مومیایی او را بدرقه کردند. هدف از این سفر مومیایی بررسی علل رسوبات در برخی از بخشهای پیکر مومیایی بود.

همین چتد روز پیش مسئول بخش مومیایی ها در مصر اعلام نمود که متاسفانه وقتی مومیایی در پاریس بودبخشهایی  ازان و قسمتی از مو های او برداشته شده  و در یک حراج با قیمتهای بالا فروخته شده است. نکته مهم در این ارتباط آیه   سوره   قرآن است که خطاب به فرعون زمان موسی می گوید!ما امروز ب ن تو را نجات می دهیم تا نشانه ای برای مردمان باشد.

آیات ۹۰ تا ۹۲ سوره یونس

فرزندان اسرائيل را از دريا گذرانديم پس فرعون و سپاهيانش از روى ستم و تجاوز آنان را دنبال كردند تا وقتى كه در شرف غرق شدن قرار گرفت گفت ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز آنكه فرزندان اسرائيل به او گرويده‏ اند نيست و من از تسليم ‏شدگانم 

اكنون در حالى كه پيش از اين نافرمانى میکردى و از تباهكاران بودى (۹۱)

 

پس امروز  بدن تو را نجات می دهیم  تا براى كسانى كه از پى تو مى ‏آيند عبرتى باشد و بى‏ گمان بسيارى از مردم از نشانه‏ هاى ما غافلند (۹۲ سوره یونس)

 

بنابر این باید در زمین گشت تا حال پیشینیان را دریافت که چه بودند و چه کردند!

در زمين بگرديد و بنگريد فرجام گنه ‏پيشگان چگونه بوده است (۶۹) نمل

 

بگو در زمين بگرديد و بنگريد فرجام كسانى كه پيشتر بوده [و] بيشترشان مشرك بودند چگونه بوده است (۴۲) روم

 

بگو در زمين بگرديد و بنگريد چگونه آفرينش را آغاز كرده است‏ سپس [باز ] خداست كه نشاه آخرت را پديد مى ‏آورد خداست كه بر هر چيزى تواناست (۲۰) عنکبوت

 

بگو در زمين بگرديد آنگاه بنگريد كه فرجام تكذيب ‏كنندگان چگونه بوده است (۱۱)انعام

 

 

قطعا پيش از شما سنتهايى [بوده و] سپرى شده است پس در زمين بگرديد و بنگريد كه فرجام تكذيب ‏كنندگان چگونه بوده است (۱۳۷)آل عمران

 

آيا در زمين نگشته‏ اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنان بودند چگونه بوده است [آنها به مراتب از حيث تعداد] بيشتر از آنان و [از حيث] نيرو و آثار در روى زمين استوارتر بودند و[لى] آنچه به دست مى ‏آوردند به حالشان سودى نبخشيد (۸۲)غافر

 

 

پيش از تو [نيز] جز مردانى از اهل شهرها را كه به آنان وحى میکرديم نفرستاديم آيا در زمين نگرديده‏ اند تا فرجام كسانى را كه پيش از آنان بوده‏ اند بنگرند و قطعا سراى آخرت براى كسانى كه پرهيزگارى كرده‏ اند بهتر است آيا نمى‏ انديشيد (۱۰۹ یوسف

 

آيا در زمين نگرديده‏ اند تا فرجام [كار] كسانى را كه پيش از ايشان [زيسته] و نيرومندتر از ايشان بودند بنگرند و هيچ چيز نه در آسمانها و نه در زمين خدا را درمانده نكرده است چرا كه او همواره داناى تواناست (۴۴)فاطر

 

آيا در زمين گردش نكرده‏ اند تا دلهايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوشهايى كه با آن بشنوند در حقيقت چشمها كور نيست ليكن دلهايى كه در سينه‏ هاست كور است (۴۶)حج

 

آيا در زمين نگرديده‏ اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها [زيسته]اند چگونه بوده است آنها از ايشان نيرومندتر [بوده] و آثار [پايدارترى] در روى زمين [از خود باقى گذاشتند] با اين همه خدا آنان را به كيفر گناهانشان گرفتار كرد و در برابر خدا حمايتگرى نداشتند (۲۱ سوره غافر)

 

مگر در زمين نگشته‏ اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها بودند به كجا انجاميده ست‏ خدا زير و زبرشان كرد و كافران را نظاير [همين كيفرها در پيش] است (۱۰)محمد

 

در حقيقت در ميان هر امتى فرستاده‏ اى برانگيختيم [تا بگويد] خدا را بپرستيد و از طاغوت [=فريبگر] بپرهيزيد پس از ايشان كسى است كه خدا [او را] هدايت كرده و از ايشان كسى است كه گمراهى بر او سزاوار است بنابراين در زمين بگرديد و ببينيد فرجام تكذيب ‏كنندگان چگونه بوده است (۳۶) نحل

 

 

چرا نباید خودکشی کرد؟


گزارش یک قتل تاریخی
«...هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته است...»

سوره مائده آیه ۳۲

این آیه حکایتی دارد به قدمت طول عمر بشری که از نسل آدم و حوا بودند.حکایت برادری که اولین قتل تاریخ را انجام داد.

قرآن در این ارتباط می گوید!

داستان دو پسر آدم را به درستى بر ايشان بخوان هنگامى كه [هر يك از آن دو] قربانيى پيش داشتند پس از يكى از آن دو پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد [قابيل] گفت‏ حتما تو را خواهم كشت [هابيل] گفت‏ خدا فقط از تقواپيشگان مى ‏پذيرد 

اگر دست ‏خود را به سوى من دراز كنى تا مرا بكشى من دستم را به سوى تو دراز نمى ‏كنم تا تو را بكشم چرا كه من از خداوند پروردگار جهانيان مى‏ ترسم (۲۸)

 

من مى‏ خواهم تو با گناه من و گناه خودت [به سوى خدا] بازگردى و در نتيجه از اهل آتش باشى و اين است‏ سزاى ستمگران 

پس نفس [اماره]اش او را به قتل برادرش ترغيب كرد و وى را كشت و از زيانكاران شد (۳۰)

 

پس خدا زاغى را برانگيخت كه زمين را مى ‏كاويد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان كند [قابيل] گفت واى بر من آيا عاجزم كه مثل اين زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان كنم پس از [زمره] پشيمانان گرديد (۳۱)

 

از اين روى بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كسى را جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادى در زمين بكشد چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد و هر كس كسى را زنده بدارد چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پيامبران ما دلايل آشكار براى آنان آوردند [با اين همه] پس از آن بسيارى از ايشان در زمين زياده‏ روى مى كنند (۳۲)

 

بخشی از آخرین آیات یعنی آنجا که می گوید...!هرکسی که  کس دیگری را که مرتکب قتل نشده بکشد گویی تمام مردمان زنده دنیا را بکشد

وکسی که شخصی را از مرگ نجات دهد گویی تمام مردمان زنده دنیا را از مرگ نجات داده است

این دوجمله کافی است که هیچ انسانی دست به خود کشی نزند.چون عموما کسی که دست به خود کشی می زند در کار ی و یا رابطه ای شکست خورده است که می خواهد خود را بکشد.ولی نمی داند که با کشتن خود که در اصل او نیز بی گناه است دست خود را به خون همه زندگان آلوده است.

پس خوشا بر   آنانکه توانسته و یا می توانند در لحظات جاودانه کسی را از مرگ نجات دهند که گویی همه زندگان را نجات دهتد.

تا آنجا که من اطلاع دارم چنین آیه و گفتاری در هیچ یک از کتابهای آسمانی وجود ندارد.

 

پس اگر قصد خود کشی دارید ابتدا سعی کنید گره از کار کسی باز کنید !به در مانده ای کمکی کنید،!به غمزده ای دلداری دهید،از دوستی احوالپرسی کنید،، بدین کسی که دوستش دا رید بروید! به درد دل کسی مثل گوش دهید و اورا یاری فکری دهید که چگونه نجات پیداکند!به یتیمخانه ای بروید و بر چهره یتیمان لبخندی بزنید و از آنان دلجویی کنید!از بیماران عیادت کنید وبرایشان آرزوی سلامتی کنید...مطمئن باشید که از خودکشی منصرف خواهید شد.

سومین سوره بر حسب نزول سوره

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

الا ای رسولی که در جامه  خفته‌ای. (۱)

شب را   برخیز مگر کمی. (۲)

که نصف یا چیزی کمتر از نصف باشد . (۳)

یا چیزی بر نصف بیفزا و به تلاوت آیات قرآن با توجه کامل مشغول باش. (۴)

ما کلام بسیار سنگین را بر تو القا می‌کنیم. (۵)

البته نماز شب بهترین شاهد اخلاص و صفای قلب و دعوی صدق ایمان است. (۶)

تو را روز روشن وقت کافی و فرصت وسیع است. (۷)

و  نام خدا را یاد کن و به کلی از غیر او علاقه ببر و به او پرداز. (۸)

همان خدای مشرق و مغرب عالم که جز او هیچ خدایی نیست او را بر خود وکیل و نگهبان اختیار کن. (۹)

و بر طعن و یاوه‌گویی کافران و مکذّبان صبور و شکیبا باش و به طرزی نیکو  از آنان دوری گزین. (۱۰)

و کار آن کافران مغرور نعمت و مال  را به من واگذار و اندک زمانی به آنها مهلت ده . (۱۱)

که البته نزد ما غل و زنجیر عذاب و آتش دوزخ مهیّاست. (۱۲)

و طعامی که گلوگیر آنها می‌شود و عذاب دردناک بر آنهاست. (۱۳)

آن روزی که زمین و کوهها به لرزه درآید و کوهها تلّ ریگی شود و چون موج روان گردد. (۱۴)

ما برای شما  رسولی فرستادیم که شاهد اعمال شماست چنانکه بر فرعون هم رسول فرستادیم. (۱۵)

تا فرعون نافرمانی آن رسول کرد ما هم او را به قهر و انتقام سخت بگرفتیم. (۱۶)

پس اگر کافر شوید چگونه نجات یابید در روزی که کودک از هول و سختی آن پیر شود؟ (۱۷)

و آسمان از وحشت آن شکافته شود و وعده الهی به وقوع انجامد. (۱۸)

این آیات (قرآن) برای تذکر و یادآوری فرستاده شد تا هر که بخواهد راهی به سوی خدای خود پیش گیرد. (۱۹)

خدا به حال تو آگاه است که تو و جمعی هم از آنان که با تواند (اغلب) نزدیک دو ثلث یا نصف یا (لا اقل) ثلث شب را همیشه به طاعت و نماز می‌پردازید، و خدا (گردش) شب و روز را مقدّر می‌کند، خدا می‌داند که شما هرگز تمام ساعات شب را (به عبادت) ضبط نخواهید کرد لذا از شما (اوقات خواب و کارهای دیگر را) در گذشت تا هر چه (از شب را بی‌مشقت و) آسان است به تلاوت قرآن پردازید. خدا بر احوال شما آگاه است که برخی مریض و ناتوانند و برخی به سفر از کرم خدا روزی می‌طلبند و برخی در راه خدا به جنگ و جهاد مشغولند، پس در هر حال آنچه میسّر و آسان باشد به قرائت قرآن پردازید و نماز به پا دارید و زکات مالتان (به فقیران) بدهید و به خدا قرض نیکو دهید (یعنی برای خدا به محتاجان احسان کنید و قرض الحسنه دهید)، و هر عمل نیک برای آخرت خود پیش فرستید (پاداش) آن را البته نزد خدا بیابید و آن اجر و ثواب آخرت (که بهشت ابد است، از متاع دنیا) بسی بهتر و بزرگتر است، و دایم از خدا آمرزش طلبید که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. (۲۰)

سوره مزمل سومین سوره نازل شده بر پیامبر است که جمعا بیست آیه را شامل می شود. ده آیه از این بیست آیه به خود پیامبر اختصاص دارد که از و خواسته شده لحاف و بستر را ترک کند و به خواندن قرآن و انجام نماز شب بپردازد و با خداوند مناجات کند.

به پیامبر گفته می شود که سخنانی و ایاتی سنگین بر او نازل خواهند شد.

هم چنین به پیامبر گفته می شود که در مقابل مخالفان و دشمنان صبر کند.

از قیامت نیز سخن می رود. از سرنوشت فرعون نیز یادی می گردد که پیامبر خدا موسی را انکار کرد و مورد غضب خدا قرار گرفت.

هم چنین به پیامبر گفته می شود که خداوند از عبادت او و هم دینان او در شبانگاه آگاهی دارد. به همگان توصیه می شود که بقدر میسر قرآن را قرائت کنند.

انجام نماز، قرائت قران و پرداخت زکات خواسته می شود.

قرآن و دیگران

 

دیگران در باره قرآن چه می اندیشند؟

آیا تدبر در قرآن نمی‌کنند یا قفل بر دلهایش زده شده‌است. آیه ۲۴ سوره محمد

آیا در قران تدبر نمی کنند که اگر از جانب کسی غی از خدا بود اختلافات زیادی در آن یافت می شد. آیه ۸۲ سوره نساء

ما ذکر (این قرآن ) را نازل کردیم و خود از آن محافظت می کنیم. [الحجر/۹].


ابوعبدالله محمد عمادالدین کاتب اصفهانی(قرن ششم:۵۹۷-۵۱۹ ق)مورخ، ادیب و نویسنده. ملقب به عماد و كاتب اصفهانى. معروف به ابن اخى العزیز. در اصفهان به دنیا آمد و در همین شهر نشوونما یافت از آثار وى می تو ان از کتاب معروف «خریده القصر و جریده العصر»، در ده مجلد؛ و «الفتح القسی فی الفتح القدسی» ، گزارشى از فتح شام و فلسطین به وسیله‌ى صلاح‌الدین؛ «البرق الشامی در تاریخ در هفت مجلد؛ «دیوان» شعر در چهار مجلد؛ «نصره الفتره و عصره الفطره» یا «نصره الفتره و عصره القطره»، در تاریخ سلاجقه‌ى عراق؛ «السیل علی الذیل» در سه مجلد، در تاریخ بغداد؛ «العتبى و العقبى»؛ «نحله الرحله نام برد.

وی در مورد قرآن عبارت مشهوری دارد!


من دیدم که انسان کتابی نمی‌نویسد مگر اینکه فردای آن روز می‌گوید اگر این را تغییر می‌دادم بهتر بود و اگر فلان مطلب را زیاد می‌کردم نیکوتر بود و اگر این عبارت یا مطلب را مقدم می‌داشتم افضل بود و اگر فلان مطلب را نمی‌نوشتم زیباتر بود و این از بزرگترین عبرتها است و دلیل بر استیلاء نقص بر جمیع بشر است – حالا باید ملاحظه کرد اینکه شخص امی درس نخوانده در ظرف بیست و سه سال کلماتی بیاورد و تمامی آن ضبط شود و در مقابل هم دشمنان قوی داشته باشد و نتوانند اختلاف و تناقض در آیات آن بیابند خود دلیل محکمی است که بشر آنرا ننوشته است.


گوته

«اگرچه ما همواره از قرآن روی بر می‌گردانیم و در همان مرحله‌ اول اظهار تنفر می‌نماییم، اما خیلی زود ما را به سوی خود جذب و شگفت‌زده می‌کند و در نهایت ما را وا می‌‌دارد که در مقابل آن سر تعظیم و احترام فرود آوریم. سبک و اسلوب قرآن و هماهنگی و توافق آن بامحتوا و هدفش محکم و استوار، بسیار عالی و باشکوه، با هیبت و دارای رفعتی حقیقی و ابدی است… ، از این رو این کتاب در تمام زمان‌ها تأثیری نیرومند به جای می‌گذارد».
وی در جایی دیگر می‌گوید:
«قرآن اثری است که خواننده در آغاز (احیانا) به واسطه سنگینی عبارتش رمیده می‌شود، ولی سپس شیفته جاذبه آن می‌گردد و سرانجام بی‌اختیار مجذوب زیبایی‌های متعددش می‌شود» (اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، 44).

ولتر

«اگر تمام قرآن را از اوّل تا آخر بخوانید، یک واژه کودکانه در آن نخواهید یافت. قرآن در حقیقت مجموعه‌ای است از پند‌های اخلاقی، دستور‌های دینی، راز و نیاز به درگاه خداوند، هشدار و تشویق جهانیان و شرح سرگذشت فرستادگان خدا»

جان دیون پورت

مؤلف کتاب «عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن» می‌نویسد:
«قرآن به اندازه‌ای از نقائص مبرا و منزه است که نیازمند کوچک‌ترین تصحیح و اصلاحی نیست و ممکن است از اول تا به آخر آن خوانده شود، بدون آنکه انسان کم‌ترین خستگی از آن احساس کند». «و همه این معنی را قبول دارند که قرآن با رساترین و فصیح‌ترین زبان و به لهجه قبیله قریش که نجیب‌ترین و مؤدب‌ترین عرب‌هایند، نازل شد … و پر از درخشنده‌ترین شکل‌ها و محکم‌ترین تشبیه‌ها است»

دیدگاه‌های جامعه‌شناختی:

دیدگاه اندیشمندانی که عقاید خود درباره قرآن را با دید جامعه‌ شناختی بیان می‌کنند:

جی مارگولیوت

«اقرار می‌کنم که قرآن مهم‌ترین موقعیت را در میان کتاب‌های مذهبی جهان به خود اختصاص داده است. گرچه قرآن در این طبقه‌ ادبیاتی جوان‌ترین اثر به حساب می‌آید؛ تأثیر شگرفی را که بر عده‌ زیادی از مردم گذاشته است،‌ همچنان به دیگران ارزانی می‌دارد. این کتاب برای اولین بار از افراد ناهمگون قبایل صحرایی در شبه جزیره عرب، امتی از قهرمانان ساخت و آنان نیز به نوبه‌ خود اقدام به ایجاد چنان سازمان‌های وسیع سیاسی مذهبی در جهان اسلام نمودند که یکی از بزرگ‌ترین نیروهایی است که اروپا و غرب برای آن حساب ویژه‌ای باز نموده‌اند» (قرآن و دیگران، 13؛ وات، مونتگمری، تأثیر اسلام بر اروپای قرون وسطا، 43).

جان دیون پورت

«قرآن تا آن حد معجزه جاوید شناخته شده است که محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آن را دلیل قوی و مؤید رسالتش اعلام نمود و آشکارا فصیح ترین مردان آن روز عربستان را به مبارزه دعوت نمود تا یک سوره مانند قرآن بیاورند. قرآن مانند اناجیل نیست که فقط به عنوان میزان و شاخصی درباره‌ عقاید دینی، عبادت و عمل پیروان آن شناخته شده باشد؛ بلکه دارای مکتب و روش سیاسی نیز هست. کلیه‌ مسایل حیاتی و مالی با اجازه‌ همین منبع و مصدر قانون‌گذاری حل می‌شود. در میان محسّنات زیادی که قرآن به حق واجد آن است، دو نکته بسیار مهم وجود دارد؛ یکی لحن تعظیم و تکریم هنگام ذکر نام خداوند و دیگری وجود نداشتن فکر، بیان یا داستانی خلاف تقوا یا حاکی از سوء اخلاق و بی‌عفتی و عدم طهارت که آن را معیوب و لکه‌دار نماید، در صورتی که با کمال تأسف این نواقص در موارد بسیار زیادی در کتب یهود دیده می‌شوند» (همان، 43).

دکتر گوستاولوبون مورخ بزرگ و مشهور فرانسوی

«قرآن که کتاب آسمانی مسلمانان است، به تعالیم و دستورات مذهبی منحصر نمی‌شود، بلکه مشتمل است بر دستورات سیاسی و اجتماعی، خیرات، نیکی، مهمان‌نوازی، اعتدال در خواهش‌های نفسانی، وفای به عهد، اکرام به والدین، کمک کردن به بیوه و یتیم و سرپرستی آنان، نیکی کردن در مقابل بدی و… که در موارد متعددی به آن‌ها تأکید شده، و در آن تمام این صفات و خصلت‌های پسندیده تعلیم داده شده است» (همان، 50).



ویل دورانت (ت: 1885)

«رفتار دینی در قرآن شامل رفتار دنیوی نیز هست و همه امور آن از سوی خدا و به طریق وحی آمده است. قرآن مقرراتی شامل ادب، تندرستی، ازدواج، طلاق، رفتار با فرزندان و حیوان و بردگان، تجارت، سیاست، ربا، دین، عقود، وصایا، امور صناعت، مال، جریمه و مجازات و جنگ و صلح است. قرآن در جان‌های سالم، عقایدی آسان و دور از ابهام پدید می‌آورد که از رسوم و تشریفات ناروا و قید بت‌پرستی و کاهنی آزاد است. قرآن اصول نظم جمعی و وحدت اجتماعی را در بین مسلمانان استوار کرده است» (اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، 45).

ادوارد گیسبون

«قرآن دستور عمومی و قانون اساسی مسلمین است؛ دستوری است شامل مجموعه قوانین دینی، اجتماعی مدنی، تجاری، نظامی، قضایی، جنایی و جزایی» (اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، 60؛ وات، مونتگمری،‌ همان، 100).

ربرت جرج ولز

«قرآن بهترین راهنمای یک عقیده‌ قلبی یعنی توحید و اخلاق فاضله است. شاید نیروی معنوی این کتاب منحصر به سادگی اوامر و نواهی آن باشد؛ چنان که گاهی یک کلمه‌ آن چند حقیقت را در بر می‌گیرد. قرآن کتاب علمی، دینی، اجتماعی، تربیتی، اخلاقی و تاریخی است. مقررات و احکام آن با اصول قوانین و مقررات دنیای امروزی هماهنگ و برای همیشه قابل پیروی و عمل است» (تابش اسلام در اروپا، 133).

برای درک بهتر تأثیرگذاری قرآن بر بشر جا دارد آرای 2 تن از شخصیت‌های مشهور تاریخ را بیان کنیم.

ناپلئون بناپارت (1821 ـ 1769)

«قرآن به تنهایی عهده‌دار سعادت بشر است. امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان و تحصیل کردگان تمامی کشورها را با یکدیگر متحد کنم و نظامی یک نواخت، فقط بر اساس اصول قرآن مجید که اصالت و حقیقت دارد و مردم را به سعادت می‌رساند، تشکیل دهم» (اعترافات دانشمندان بزرگ جهان؛(Courville, Mathieu, the Next Step in Studying Religion)

آلبرت اینشتاین (1955 ـ 1879)

«قرآن کتاب جبر یا هندسه یا حساب نیست، بلکه مجموعه‌ای از قوانین است که بشر را به راه راست، راهی که بزرگ‌ترین فلاسفه دنیا از تعیین و تعریف آن عاجزند، هدایت می‌کند» (همان، 66؛ Courville, Mathieu, 124).

نقل بخش بزرگی از مطالب از مقاله آقای دکتر سید رضا مودب و آقای مجید دانشگر در مجله تخصصی قرآن پژوهی خاورشناسان - شماره ۶ برداشته شده است.
                


قسم به قلم

سوره  القلم

 

یکی از بهترین روش ها برای درک هر دینی مطالعه دقیق کتاب مقدس آن دین است.من د ر این وبلاگ ترجمه آیات قرآن را بر حسب تاریخ نزول آن می آورم.این روش به ما نشان می دهد که اسلام در بعد مکان چگونه شکل گرفته است.زی ا عنصر زمان در نشر و توسعه و تکمیل هر روش و طریق پرورشی نقش عمده را دارد.حتی علم و دانش نیز در بستر زمان و در گهوارعهد و ایام شکل گرفته اند.
هر مکتب پرورشی و فکری موفق می بایست که عنصر زمان و میزان درک و آگاهی مخاطبان خود را در نظر بگیرد و در ابتدای کار از القاء موضوعات پیچیده بپرهیزد و اندک اندک و با گذشت زمان بنیانهای فکری مورد نظر خود را مطرح سازد.در غیر این صورت مثل آن می باشد که انتظار داشته باشیم یک مادر در یک روز باردار شود ودر یک روز فرزندش به رشد نه ماهگی برسد.
مغزهای انسانها نیز برای پذیرش افکار جدید همین حالت را دارد.

در دومین سوره نازل شده بر پیامبر ،خداوند او را از لطف خاص خویش مطمئن ساخته و تاکید می کند که بزودی مخالفان پیامبر و خدا خواهند فهمید که خودشان دیوانه و بی عقل بودند.در َضمن به پاس صبوری خاص پیامبر در قبال آزار و اذیت و جسارت مشرکان ،او را دارنده خوی کبیر و خلق عظیم معرفی می کند.
آیات بعدی از پیامبر می خواهد که از مشرکان پیروی نکند و با منافقان مدارا ننماید.
آنگاه آیات از شخصی دایم اشکال تراش و سخن چین  می گوید  که مردم را می آزارد و از کار خیر باز می دارد.امروزه اصلاح مناع الخیر یعنی نان بر و خیر ناخواه در زبان عربی و پارسی شهرت تمام دارد.خداوند به پیامبر در طی آیه ای پیشگویانه او را از عاقبت بد و سر انجام شوم این شخص آگاه می کند که جنان نیز شد.
سپس آیات بعدی داستان باغدارانی را گزارش می کند که از یاد خدا غافل شدند و در پی آن بودند که فقیر به جانب باغ آنان نیاید تا بخشش نکنند ولی در حادثه ای باغهای انان از دست رفت.ولی در پی راهنمایی یکی از خردمندان به خطای خود پی بردند.
در ادامه از کافران سخن میرود که آیا پیمانی و عهدی خدا به آنان داده که هر چه بگویند و بخواهند خدا انجام دهد.و ایا کتابی آسمانی دارند و بر اساس ان حکم می کنند و یا علم غیب دارند که چنین می اندیشند؟ سپس از پیامبر می خواهد که تکذیب کنندکان قران را به خدا واگذارد و سر گدشت یونس پیامبر را نقل می کند.
هم چنین از پایان کار و بهشت و دوزخ سخن رفته و در یک جمله هدف از نزول قرآن را بیان می دارد!

این قرآن کتب حکمت و پند و اندرز برای همه مردم جهان است.
با ذکر این آیه خداوند مهر تاییدی بر جهانی بودن کتابش می زند.

هم چنین
به نام خداوند بخشنده مهربان

قسم به نون و قسم به قلم و آنچه خواهند نگاشت. (۱)

که تو به لطف و رحمت پروردگارت هرگز دیوانه نیستی. (۲)

و البته تو را پاداشی نامحدود است. (۳)

و در حقیقت تو به نیکو خلقی عظیم آراسته‌ای. (۴)

و به زودی تو و مخالفانت مشاهده می‌کنید. (۵)

که از شما کدام یک مفتون و دیوانه‌اند. (۶)

البته خدایت داناتر است که از راه خدا گمراه کیست و بهتر می‌داند که هدایت یافتگان عالم کیانند. (۷)

پس هرگز از مردم کافری که آیات خدا را تکذیب می‌کنند پیروی مکن. (۸)

بسیاری از کافران مایلند که تو با آنها مسامحه و مداراکنی تا آنها هم با تو مداهنه و مدارا کنند. (۹)

و تو هرگز اطاعت مکن احدی از منافقان دون را که دایم سوگند می‌خورند. (۱۰)

و آن کس که دایم عیبجویی و سخن‌چینی می‌کند. (۱۱)

و خلق را هر چه بتواند از خیر باز می‌دارد و به ظلم و بدکاری می‌کوشد. (۱۲)

با این همه عیب، باز متکبر است و خشن با آنکه حرامزاده و بی‌اصل و نسب است. (۱۳)

برای این که مال و فرزندان بسیار دارد . (۱۴)

در صورتی که چون آیات ما را بر او تلاوت کنند گوید: این سخنان افسانه پیشینیان است. (۱۵)

به زودی بر خرطوم و بینی‌اش داغ (شمشیر) نهیم. (۱۶)

ما کافران را آزمودیم چنانکه اهل آن بستان را آزمودیم، که قسم خوردند که صبحگاه میوه‌اش را بچینند (تا فقیران آگاه نشوند). (۱۷)
.

و هیچ استثناء نکردند (ان شاء اللَه نگفتند و به خواست خدا معتقد نبودند). (۱۸)

بدین سبب همان شب هنوز به خواب بودند که از جانب خدا آتش عذابی نازل شد. (۱۹)

و بامدادان درختهای آن بستان چون خاکستری سیاه گردید. (۲۰)

صبحگاه یکدیگر را صدا کردند. (۲۱)

که برخیزید اگر میوه بستان را خواهید چید به بستانتان روید. (۲۲)

آنها سوی بستان روان شده و آهسته سخن می‌گفتند. (۲۳)

که امروز مواظب باشید فقیری در این باغ بر شما وارد نشود. (۲۴)

و صبحدم با شوق و عزم و توانایی (بر منع فقیران) به باغ رفتند. (۲۵)

چون باغ را به آن حال دیدند با خود گفتند: ما یقین راه را گم کرده‌ایم؟ (۲۶)

یا بلکه ما محروم شده‌ایم؟ (۲۷)

یک نفر بهترین اولاد و عادلترین‌شان به آنها گفت: من به شما نگفتم چرا (شکر نعمت و) تسبیح و ستایش خدا را بجا نیاورید؟ (۲۸) آنان همه گفتند: خدای ما (از ظلم) منزّه است، آری ما خود (در حق خویش) ستم کردیم. (۲۹)

و رو به یکدیگر کرده به ملامت و نکوهش هم پرداختند. (۳۰)

گفتند: ای وای بر ما که سخت سرکش بودیم. (۳۱)

اینک امیدواریم که پروردگار ما به جای آن، بستان بهتری به ما عطا کند، که (از این پس) ما همیشه به خدای خود مشتاقیم. (۳۲) این گونه است عذاب (دنیا) و البته عذاب آخرت بسیار سخت‌تر است اگر مردم بدانند. (۳۳)

(در آخرت) برای متقیان نزد پروردگارشان باغهای بهشت پرنعمت خواهد بود. (۳۴)

آیا هرگز اهل اسلام را با کافران بدکار یکسان قرار می‌دهیم؟ (۳۵)

شما را چیست؟ چگونه شما حکم می‌کنید؟ (۳۶)

آیا شما را کتابی است (آسمانی) که در آن این حکم می‌خوانید؟ (۳۷)

که هر آنچه به هوای نفس بخواهید شما را فراهم است؟ (۳۸)

یا شما را بر ما عهد و سوگند دائمی تا روز قیامت است که هر چه حکم فرمایید به یقین بر شما فراهم است؟ (۳۹) از آنان بپرس تا کدام ضامن این پیمانند؟ (۴۰)

یا آنها گواهانی (بر دعوی خود) دارند؟ اگر راست می‌گویند آن گواهان را حاضر کنند. (۴۱)

در آن روز بسیار سخت به سجده خدا خوانده شوند و نتوانند. (۴۲)

چشمانشان ذلیل و ترسان، ذلّت و حسرت آنها را فرا گرفته و از این پیش (در دنیا) با تن سالم به سجده خدا آنها را می‌خواندند (ولی اجابت نکردند). (۴۳)

مکذّبان و منکران قرآن را به من واگذار که ما آنها را از آنجا که نفهمند (و گمان نعمت کنند) به عذاب سخت در افکنیم. (۴۴)

و آنها را مهلت دهم که البته کید من قوی و بسیار سخت است. (۴۵)

آیا تو از کافران امت مزد رسالت خواهی که بار غرامتش بر آنها گران است؟ (۴۶)

یا آنکه از عالم غیب آگاهند تا از آنجا چیزی بر نویسند؟ (۴۷)

باز تو برای حکم خدای خود صبر کن و مانند صاحب ماهی (یونس که از خشم در عذاب امت تعجیل کرد) مباش که (عاقبت پشیمان شد و در ظلمت زندان شکم ماهی افتاد و) به حال غم و اندوه (خدا را بر نجات خود) خواند. (۴۸)

که اگر لطف و رحمت پروردگارش در نیافتی با نکوهش به صحرای بی‌آب و گیاه در افتادی (و هلاک شدی). (۴۹)

باز (چون به درگاه حق نالید) خدایش برگزید و از صالحانش گردانید. (۵۰)

البته نزدیک است که کافران به چشمان خود از پایت در آورند، آن گاه که آیات قرآن بشنوند گویند که این شخص عجب دیوانه است. (۵۱)

در حالی که این کتاب الهی جز ذکر و پند و حکمت برای عالمیان هیچ نیست. (۵۲)



  •  
  •  
  •  

مشرکان چه بهانه هایی می آوردند؟

 

سطح فکری مشرکان مکه در زمان ظهور دین خدا

===============================================================

گفتار هرکسو آنچه که می خواهد نشانگر شخصیت اوست .یک بررسی دقیق از آیات قرآن که بخشی از تاریخ نشر دین اسلام را نشان می دهد ثابت می کند که مشرکان علاوه ب  غرض ورزی از سطح فکری بسیار پایین نیز برخوردار بودند.آیات  ۴ تا ۸ سوره فرقان بیانگر آن خواستهای کودکانه و جاهلانه است!

 

كسانى كه كفر ورزيدند گفتند اين كتابجز دروغى كه آن را بربافته چيزى بیش  نيست و گروهى ديگر او را بر آن يارى كرده‏ اند و قطعا با چنين نسبتى ظلم و بهتانى به پيش آوردند (۴)

 

و گفتند افسانه ‏هاى پيشينيان است كه آنها را براى خود نوشته و صبح و شام بر او املا مى ‏شود (۵)

 

بگو آن را كسى نازل ساخته است كه راز نهانها را در آسمانها و زمين مى‏ داند و هموست كه همواره آمرزنده مهربان است (۶)

 

و گفتند اين چه پيامبرى است كه غذا مى ‏خورد و در بازارها راه مى ‏رود چرا فرشته‏ اى به سوى او نازل نشده تا همراه وى 

 

يا گنجى به طرف او افكنده نشده يا باغى ندارد كه از بار و بر آن بخورد و ستمكاران گفتند جز مردى افسون‏شده را دنبال نمى ‏كنيد (۸)

 

ترجمه آیات از قرآن پارس

نخستین سوره

بنام خداوند بخشاینده مهربان

ای رسول گرامی قرآن را بنام پروردگارت که آفریننده ی عالم است بخوان. (۱)

آن خدایی که آدمی را از خون بسته بیافرید. (۲)

بخوان قرآن را و پروردگار تو کریمترین کریمان عالم است. (۳)

خدائی که بشر را علم به نوشتن به قلم آموخت. (۴)

و به آدم آنچه را که نمیدانست به الهام خود تعلیم داد. (۵)

پس چرا انسان از کفر طغیان باز نمی ایستد. (۶)

چونکه به غنا و دارائی میرسد. (۷)

بترسد که البته بسوی پروردگار باز خواهد گشت. (۸)

ای رسول ما دیدی آنکس را که (منع) و تمسخر میکرد؟. (۹)

آن بنده ی خدا را که به نماز مشغول شد. (۱۰)

آیا چه می بینی اگر آن رسول به راه راست باشد. (۱۱)

و یا خلق را به تقوی امر کند. (۱۲)

آیا شما مردم بر این کس که حق را تکذیب میکند و از رسول خدا رو میگرداند چه رای میدهید؟. (۱۳)

آیا او ندانست که خدا اعمال زشتش را میبیند؟. (۱۴)

اگر اورا از کفر تکذیبش دست نکشد البته خدا سوی پیشانیش را به قهر و انتقام میگیرد. (۱۵)

آن پیشانی دروغزن خطا پیشه را (به خاک هلاکت) بکشد. (۱۶)

آنگاه او هرکه را خواهد بخواند. (۱۷)

و ماهم فرشتگان قهر و عذاب که زبانیه ی دوزخند برای گرفتن او بخوانیم. (۱۸)

نه چنان است فرمان مبر اورا و سجده ی طاعت خدا را به جای آر و به او نزدیک شو. (۱۹)

سوره علق ترجمه الهی قمشه ای

 

اینان آیاتی نخستین بودند که بر پیامبر اسلام نازل شدند.واژه های مهم این آیات عبارتند از!

خواندن

آفرینش آدمی

علم آموزی

الهام الهی 

طغیان انسانها

نوشتن با قلم

بازگشت بسوی خدا

نماز

رسول و اموزش تقوی

کیفر الهی

در ورای این مفاهیم بنیان دینی بزرگی نهفته که با خدا،علم ،اموختن،خواندن و نوشتن،تقوی،و باززگشت به خداوند ارتباط دارد.اگر خواندنی و نوشتنی و علمی و دانشی و آموزشی و پاکدامنی در کار نباشد،دین حق به تجلی در نمی آید. پس باید کتاب خدا را خواند و در آن اندیشه کرد. اصول مهم دین از آیات کتاب مقدس خداوند قابل درک و برداشت هستند.

آیا ما می دانیم که می دانیم؟

 

 

 

راستی در مسابقه زندگی با خودمان چند چندیم!

 

در قرآن به صراحت گفته شده انسان از خود و ذات خود آگاهی دارد!

بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است (۱۴)

هر چند در ظاهر براى خود عذرهايى بتراشد (۱۵)


سوره قیامت آیات ۱۴ الی ۱۵

 

ودرسوره شمس می گوید!

سپس پليدكارى و پرهيزگارى‏ اش را به آن الهام كرد (۸)

كه هر كس آن را پاك گردانيد قطعا رستگار شد (۹)

و هر كه آلوده‏ اش ساخت قطعا درباخت(۱۰)

 

پورسینا پزشک،فیلسوف و دانشمند نابغه ایران در کتاب تعلیقات خود نکات مهمی را در ارتباط با آگاهی انسان از خود و نفس وذات خود را ذکر نموده و ما بخش کوتاهی از آن را چهت آگاهی خوانندگان عزیز می آوریم،

:آگاهی انسان نسبت به ذات خودش اولی است(یعنی ذاتی است) و برای این آگاهی داشتن نیاز به هیچ واسطه ای ندارد.
او هیچ نیازی به دیگری برای شناخت ذات خود  ندارد بلکه شعور نسبت شعور خود با عقل ارتباط دارد.اگر کسی نتواند ذات خود را بشناسد چگونه می تواند دیگران و دیگر چیزها را بیاموزد."

ارسطو فیلسوف معروف یونانی گفته بود!انسان خود رابشناس! این جمله بدان معنی است که انسان می داند که می داند.انسان می داند که آگاهی دارد.یعنی وقتی چیزی را دانسته و می شناسد، صد البته بر این دانی و اگاهی خود آگاه است.

پور سینا شعور از شعور و آگاهی از آگاهی خود را علم مرکب نامیده که در مقابل جهل مرکب قرار دارد.یعنی گاهی انسانی مطلبی را نمی داند و نمی داند که نمی داند.گاهی نیز انسان می داند که موَصوعی را ننی داند و این جهل بسیط
است. ولی انسان از ذات خود آگاهی دارد .


هر انسان می داند که ادمکشی،تجاوز،خیانت،دروغ،ظلم...بد و ناپسند و جنایت در حق دیگران است.به همین دلیل خداوند در قران می گوید ،انسان از وضع خود اگاه و بر نفس خویش بصیراست حتی اگر بهانه تراشی کند. قطعا ان شعر معروف آن کس که بداند و داند که...در خاطرتان است.

آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند
آگاه نمایید که بس خفته نماند

آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

***

آن کس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند

آن کس که بداند و نداند که بداند
با کوزه آب است ولی تشنه بماند

آن کس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند

آن کس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند

***
 

آفرینش و اسرار بدن انسان

قرآن از افرینش انسان اولیه و انسانهای بعد سخن می گوید!

به يقين انسان را از عصاره‏ اى از گل  افریدیم.

سپس او را [به صورت] نطفه‏ اى در جايگاهى استوار قرار داديم (۱۳)

 آنگاه نطفه را به صورت علقه درآورديم پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانيديم و آنگاه مضغه را استخوانهايى ساختيم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانيديم آنگاه [جنين را در] آفرينشى ديگر پديد آورديم آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است سوره ۲۳ آیه های ۱۲ الی ۱۵

پزشک نامدار ایران در بخشی از کتاب پزشکی خود 

خداوند تبارك و تعالي، جل جلاله كه نامش فرخنده ترين نام ها و احكامش عادلانه ترين احكام است و بجز او خدائي نيست كه سزاوار پرستش باشد از لطف و عنايتي كه با زمره آدميان دارد و هم از ازل بر نيازمندي هاي زندگي آگاه بوده است، روده ها را در تعداد زياد و داراي پيچ و خم و چنبر زده آفريده است.

اگر روده انسان يكي بود يا كوتاهتر از اين بودكه هست، فاصله ميان غذاي فروداده از گلو تا معده چندان نبودكه انسان از آن بياسايد، غذا چنان سريع به انتهاي روده مي رسيدكه اندرون هميشه تهي مي ماند و آدمي پيوسته و بدون وقفه به خوردن غذا اشتغال داشت و درعين حال مي بايست دائما مشغول دفع مدفوع باشد.

و اگركار و بارش منحصر به خوردن مي شد، چگونه مي توانست بكار زندگي برسد؟

و اگر كار نمي كرد خوراك را از كجا مي آورد؟

از سوي ديگر بايستي براي دفع آن هميشه آماده باشد و حالت فوق العاده اعلام كند!  ودر انتظار بيرون دادن تفاله خوراك رنج بكشد و بر خود بپيچد، به چشم‌گرسنگي و سير نخوردن مبتلا مي شد و با حيوانات چرنده، هم مسلك مي گشت.

                خداوندتعالي پيچ در پيچهائي در روده ها بوجودآورده است تا اگرماده غذائي در جزئي از اجزاي روده بدون برخورد با دهانه رگ مكنده جلو برود، در قسمتي ديگر با بخشي ديگر از رگ هاي مكنده غذا از روده مواجه شود و آنچه كه از دسترس بعضي رگ ها خارج شده، رگ هاي ديگري سر راهش باشند و آن را در يابند.

           و هنگامی که از مثانه آدمی سخن به میان می آورد این گونه توضیح می دهد!

 آفريدگار توانا بدون كمك و ياري هيچ دستياري، كارگاه وجود انسان را چنان با دقت آفريده است كه هيچ نقص و خللي در آن وارد نيست، هرچيز را در اندازه‌اي كه لازم است بدون كم و كاست و بدون فزوني در اين دستگاه قرارداده است.

براستي كه كسي جز او سزاوار پرستش نيست. چنانكه براي تفاله ريختني، آوندي طرح ريزي شده كه تفاله و ماده بيرون ريختني پرمايه به تدريج در آن جمع آيد و در وقت لازم و بايسته يكباره بيرون داده شود و انسان ناچار نباشدكه هميشه به اجابت مزاج بنشيند ـ كه اين بحث را قبلابيان كرديم ـ

همچنان خداوند بزرگ و خالق بي نظير براي جابجا كردن آب بي مصرف و دور ريختني در جسم انسان حوضچه مانندي خلق كرده است. كه آب بيرون دادني كم كم در آن ريزد و در وقت لازم همه‌اش يكباره بيرون داده شود، نه اينكه انسان هر دقيقه و ساعتي به دفع ادرار سرگرم باشد چنانكه مبتلايان به تكرر ادرار، اين حالت را دارند.

                خداوند تبارك و تعالي ـ كه توانائيش سزاوار ستايش است ـ گلوماننده‌اي را براي دفع ماده آبي ريختني رو به سوي آلت بول ريز به بيرون قرار داده است. اين گلومانند ـ كه تنبوشه ايست ـ از مثانه تا آلت بول ريز بخارج ادامه دارد و داراي چندين پيچ و خم است.

وسپس بحث را به جنین شناسی و تولد و نطفه بندی آدمی پیش برده و گوید!

حكمت در خلق اين پيچ و خم ها اين است كه ماده آبي يكباره و همگي به بيرون راه نيابد. بويژه در نرينه اين پيچ و خم هاي تنبوشه بيشتر از آن است كه در مادينه هست.

       در جنس نر سه تا خم و پيچ هست امّا در جنس ماده تنها يك خم شدگي وجود دارد، زيرا مثانه مادينه بسيار نزديك به زهدان است.

                در زهدان مجرائي هست كه درست در مقابل دهانه فرج از خارج قرار دارد و مني بلعيده از آن مجرا وارد مي شود و خون حيض از آن مجرا بيرون مي ريزد و راه به دنيا آمدن نوزاد نيز همين مجراست. اين مجرا در دوران بارداري، به حدي تنگ است كه به زحمت بتوان ميل جراحي را در آن فروبرد.

       اما  به هنگام زايمان به اذن و اراده خداوند تعالي همين مجراي تنگ باز و گشاد مي شود و نوزاد از آن خارج مي شود. مجراي بول در جاي ديگر و در خارج از اين مجراست. مجراي بول از هر چيز ديگر به قسمت بالائي دهانه زهدان نزديك تر است.

قران و آینده انسان

آینده؟

هیچ چیز برای انسان مهمتر از این نیست که آینده خود آگاه شود.و برای کل بشر هیچ چیز مهمتر از پیشگویی و آگاهی از آینده انسان و جامعه بشری نمی باشد.محققان غربی نظریان خود را دارند.ازجمله !


دیوید هاروی (David Harvy) ارایه کننده نظریه «تراکم زمان و مکان» !
وضعیت تراکم زمان و مکان به جهانی منجر گشته است که در آن هر روز و هر لحظه بخشهاای بیشتری از جهان درون یک نظام ارتباطی جهانی قرار می‏گیرند. و دیگر این که چنین وضعیتی حتما به گسستن پیوند با گذشته، سنّت، جماعت و هویّت‏ های جمعی صورت گرفته و بصورت فرایندی مستمر در سرمایه‏ داری یا تجدّد و تضعیف دین می‏ نجامد.

رونالد رابرتسون (Ronald Robertso) ارائه کننده نظریه فرهنگ جهانی و تشدید آگاهی!
جهانی شدن را فرایندی است که منجر به تشدید و تعمیق آگاهی جهانی می‏شود...و جهانی شدن متضمّن دو معناست: یکی پیوستگی و ارتباط، و دیگری آگاهی و درک نسبت به اینکه انسان‏ها در مجموع در مکان واحدی به نام جهان زندگی می‏کنند .ضمنا فرهنگ نیز حایز اهمیت است. دیگر آنکه موضوعاتی همچون نهادینه شدن جهانی اندیشه حقوق بشر، اطلاع از تهدیدات ناشی از تخریب محیط زیست، خطر وقوع جنگ‏ های هسته ای و بیماری ایدز برای نوع بشر نیز روز بروز مورد توجه قرار می گیرد.
جهانی شدن متضمّن گسترش انتظارات مربوط به هویّت است و همپای خودآگاهی‏های تمدنی،قومی،ملّی، محلّی و فردی در حال رشد است.اگر ما رویکردی فرهنگی به جهانی شدن داشته باشیم باید دین را یکی از مؤلّفه‏های مهم جهانی شدن تلقّی کنیم... جهان از وضعیت «در خود» به «برای خود» در حال حرکت است ...به نظر میرسد برای مجموعه‏ای از این مسائل، درست مثل گسترش پدیده دین، مستلزم توجه به مسائل جهانی به مثابه یک کل واحد است.

مالکوم واترز 
" فرایندی اجتماعی در حال وقوع است، که در آن قید و بندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده‏اند، از بین می‏رود و مردم به طور فزاینده‏ای از کاهش این قید و بندها آگاه می‏شوند....در دنیای جهانی شده، یک تک جامعه و تک فرهنگ در سراسر کره زمین مستقر خواهد شد. چنین جامعه و فرهنگی ممکن است جامعه هماهنگ و منسجمی نباشد، اگرچه ممکن است چنین نیز باشد. ..جهانی شدن زمانی اتفاق می‏افتد که فرهنگ جهانی شود... در واقع جهانی شدنِ معاصر واکنشی در مقابل جهانی شدن‏های دینی در گذشته تاریخ بشر است.


هانتینگتون ارئه کننده نظریه برخورد تمدنها
نوعی خلأ هویّت در جهان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد شکل گرفت که «خودآگاهی تمدنی» و تجدید حیات مذهبی به عنوان وسیله‏ای برای پر کردن آن خلأ شروع به رشد کردند... تمدن‏ها با تاریخ، زبان، فرهنگ، سنّت و از همه مهم‏تر، دین از یکدیگر متمایز می‏شوند...مذهب حتی پیش از قومیت، افراد را از هم متمایز می‏کند. ..یک نفر می‏تواند نیمه فرانسوی و نیمه عربی باشد و حتی تابعیت مضاعف داشته باشد، ولی نیمه مسیحی و نیمه مسلمان بودن بسیار دشوار است.

ماسیمو انترورین 
، من و بیشتر همکاران من در مطالعات مذهب فکر می کنیم که آینده مذهب، به ویژه مذهب جدید، را در بیست سال آینده، چه به صورت سازمان‏یافته و چه به صورت غیرسازمان یافته، پیش رونده می‏بینم. مذهب در رسانه های جمعی قویتر از آنچه اکنون هست، حضور خواهد یافت. ..دستگاه رسانه ممکن است رشد ناب را پرتوافکنی کند و در مذاهب بنیادگرا و محافظه کار، با توجه به تنوّع آنها، برخی مذاهب جدید یا کهنسال ، مثل مورمون یا «گواهان یهوه»، احتمالاً چنان رشد پیدا کنند که جزء جریان اصلی قرار بگیرند. گرچه ممکن است برخی از مذاهب پیروان خود را از دست بدهند، اما این عده درصد کوچکی از کل جمعیت خواهند بود و مذاهب دیگری ظاهر خواهند شد.
منبع!آینده دینی جهان از منظر جامعه شناختی نویسنده : حسن خیرى چاپ در !معرفت ۱۳۸۷ شماره ۱۲۷

اما قرآن و سایر کتابهای مقدس نظر ات خود رادارند!

قرآن می گوید!
۱-در حقيقت در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.)آیه ۱۰۵ سوره انبیاء)


۲-خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گرايد آنانند كه نافرمانند (آیه ۵۵ سوره نور).

۳-اگر به شما آسيبى رسيده آن قوم را نيز آسيبى نظير آن رسيد و ما اين روزها[ى شكست و پيروزى] را ميان مردم به نوبت می گردانيم [تا آنان پند گيرند] و خداوند كسانى را كه [واقعا] ايمان آورده‏ معلوم بدارد و از ميان شما گواهانى بگيرد و خداوند ستمكاران را دوست نمى دارد (آیه ۱۴۰ سوره آل عمران)

-۴اراده و مشيت ما به پيروزى پيامبران تعلق گرفته است، آنان كمك شدگان هستند و سپاه ما (سپاه توحيد) پيروز است». آیات ۱۷۱ تا ۱۷۲ سوره صافات


-۵خدا مقرر كرده است كه حتما من و فرستادگانم چيره خواهيم گرديد آرى خدا نيرومند شكست‏ ناپذير است (آیه ۲۱ سوره مجادله)

مردان گمنام خداوند

گزارشی از سعدی در کتاب بوستان

سعدی هزار دستان ادب پارسی در کتاب بوستان در باب سوم  در باره مردان خدا،ابدال،آن مردان و دوستان حقیقی خدای ، ولی گمنام و ناشناس گزارشی دارد که خود شاهد آن بوده است.او در سرزمین مغرب و بهنگام سفر دریایی با پیرمردی همسفر شده و هنگامی که به بندرگاه می رسند کشتی بان از آن دو پول می خواهد،سعدی کرایه کشتی را می پردازد ولی پیر مرد را بعلت نداشتن پول کرایه سوار بر کشتی نمی کند.ولی جریان به گونه ای دیگر می گذرد و سعدی شاهد قدرتی می شود که خداوند به مردان اهل حق  عطا می کند!

قضا را من و پیری از فاریاب

رسیدیم در خاک مغرب به آب

 

مرا یک درم بود برداشتند

به کشتی و درویش بگذاشتند

 

سیاهان براندند کشتی چو دود

که آن ناخدا نا خدا ترس بود

 

مرا گریه آمد ز تیمار جفت

بر آن گریه قهقه بخندید و گفت

 

مخور غم برای من ای پر خرد

مرا آن کس آرد که کشتی برد

 

بگسترد سجاده بر روی آب

خیال است پنداشتم یا به خواب

 

ز مدهوشیم دیده آن شب نخفت

نگه بامدادان به من کرد و گفت

 

تو لنگی به چوب آمدی من به پای

تو را کشتی آورد و ما را خدای

 

چرا اهل معنی بدین نگروند

که ابدال در آب و آتش روند؟

 

نه طفلی کز آتش ندارد خبر

نگه داردش مادر مهرور؟

 

پس آنان که در وجد مستغرقند

شب و روز در عین حفظ حقند

 

نگه دارد از تاب آتش خلیل

چو تابوت موسی ز غرقاب نیل

 

چو کودک به دست شناور برست

نترسد وگر دجله پهناورست

 

تو بر روی دریا قدم چون زنی

چو مردان که بر خشک تردامنی؟

قرآن می گوید!

-ما به آتش گفتیم بر ابراهیم سرد و بی آسیب باش! سوره انبیاء آیه ۶۹

-(موسی و همراهش) بنده‏ اى از بندگان ما را يافتند كه از جانب خود به او رحمتى عطا كرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بوديم کهف آیه ۶۵

این دانش که در آیه فوق آمده اصطلاحا در فرهنگ مسلمانان به علم لدنی موسوم گردیده است.

تصحیح

بدینوسیله و با عرض پوزش تصحیح می کنم که در مقاله مربوط به کم شدن شعاع زمین در انتهای مقاله شعاع زمین هزار کیلومتر ذکر شده بود که در حقیقت ۶۰۰۰ کیلومتر می باشد.

قرآن و علوم روز جدید

 

چرا ماه به خورشید برخورد نمی کند؟                                    

خورشيد و ماه بر اساس حساب در حرکتند آیه ۵ سوره              الرحمن                                                                              

Why do the planets go around the Sun

Some visitors to the Gheens Science Hall & Rauch Planetarium at the University of Louisville in Kentucky recently asked why the planets go around the Sun. Most people take this fact for granted, but the answer involves many interesting ideas and important concepts. I'll touch on a few.

First of all, saying the planets go around the Sun is just another way of saying the planets are in orbit around the Sun. A planet orbiting the Sun is like the moon or a NASA satellite orbiting Earth. Now why does a planet orbit the Sun and not the Sun orbit the planet? The lighter object orbits the heavier one, and the Sun is, by far, the heaviest object in the solar system. The Sun is 1000 times heavier than the largest planet, Jupiter (which also happens to be my favorite planet), and it is more than 300,000 times heavier than Earth (another planet I am very fond of). In the same way, the moon and satellites we launch orbit Earth because they are so much lighter than our planet.

Sir Isaac Newton

But now we still have the question of why anything orbits something else. The reasons are complicated but the first good explanation was provided by one of the greatest scientists ever, Isaac Newton, who lived in England about 300 years ago. He was very well known when he was alive, being admired by many people for answering some of the most difficult and fascinating scientific questions of his day, but I'm sorry to say his long life generally was not a happy one. I wonder how he would have felt to know that even hundreds of years after his death, he is widely considered to be one of the most brilliant, important, and productive scientists ever to have lived.

Newton realized that the reason the planets orbit the Sun is related to why objects fall to Earth when we drop them. The Sun's gravity pulls on the planets, just as Earth's gravity pulls down anything that is not held up by some other force and keeps you and me on the ground. Heavier objects (really, more massive ones) produce a bigger gravitational pull than lighter ones, so as the heavyweight in our solar system, the Sun exerts the strongest gravitational pull.

Forces keeping an object in orbit.

Now if the Sun is pulling the planets, why don't they just fall in and burn up? Well, in addition to falling toward the Sun, the planets are moving sideways. This is the same as if you have a weight on the end of a string. If you swing it around, you are constantly pulling it toward your hand, just as the gravity of the Sun pulls the planet in, but the motion sideways keeps the ball swinging around. Without that sideways motion, it would fall to the center; and without the pull toward the center, it would go flying off in a straight line, which is, of course, exactly what happens if you let go of the the same time as they orbit.


Planet gives spacecraft a gravity assist.

قرآن و علوم روز جدید

​​​​​​​

هرروز چهار هزارم میلی متر از شعاع زمین کاسته می شود.این جدید تر اکتشاف ناسا پس از سالها تحقیق برروی کره زمین است.

 

"آيا نديده‏ اند كه ما [همواره] مى ‏آييم و از اطراف اين زمين مى ‏كاهيم و خداست كه حكم مى ‏كند براى حكم او باز دارنده‏ اى نيست و او به سرعت‏ حسابرسى مى ‏كند  سوره رعد آیه ۴۱"

 

NEWS | AUGUST 16, 2011

NASA Research Confirms it's a Small World, After All

This view of Earth comes from NASA's Moderate Resolution Imaging Spectroradiometer aboard the Terra satellite.

This view of Earth comes from NASA's Moderate Resolution Imaging Spectroradiometer aboard the Terra satellite. Image credit: NASA
› Full image

A NASA-led research team has confirmed what Walt Disney told us all along: Earth really is a small world, after all.

Since Charles Darwin's time, scientists have speculated that the solid Earth might be expanding or contracting. That was the prevailing belief, until scientists developed the theory of plate tectonics, which explained the large-scale motions of Earth's lithosphere, or outermost shell. Even with the acceptance of plate tectonics half a century ago, some Earth and space scientists have continued to speculate on Earth's possible expansion or contraction on various scientific grounds.

Now a new NASA study, published recently in Geophysical Research Letters, has essentially laid those speculations to rest. Using a cadre of space measurement tools and a new data calculation technique, the team detected no statistically significant expansion of the solid Earth.

So why should we care if Mother Nature is growing? After all, Earth's shape is constantly changing. Tectonic forces such as earthquakes and volcanoes push mountains higher, while erosion and landslides wear them down. In addition, large-scale climate events like El Nino and La Nina redistribute vast water masses among Earth's ocean, atmosphere and land.

Scientists care because, to put movements of Earth's crust into proper context, they need a frame of reference to evaluate them against. Any significant change in Earth's radius will alter our understanding of our planet's physical processes and is fundamental to the branch of science called geodesy, which seeks to measure Earth's shape and gravity field, and how they change over time.

To make these measurements, the global science community established the International Terrestrial Reference Frame. This reference frame is used for ground navigation and for tracking spacecraft in Earth orbit. It is also used to monitor many aspects of global climate change, including sea level rise and its sources; imbalances in ice mass at Earth's poles; and the continuing rebound of Earth's surface following the retreat of the massive ice sheets that blanketed much of Earth during the last Ice Age.

But measuring changes in Earth's size hasn't exactly been easy for scientists to quite literally "get their arms around." After all, they can't just wrap a giant tape measure around Earth's belly to get a definitive reading. Fortunately, the field of high-precision space geodesy gives scientists tools they can use to estimate changes in Earth's radius. These include:

  • Satellite laser ranging -- a global observation station network that measures, with millimeter-level precision, the time it takes for ultrashort pulses of light to travel from the ground stations to satellites specially equipped with retroreflectors and back again.
  • Very-long baseline interferometry -- a radio astronomy technology that combines observations of an object made simultaneously by many telescopes to simulate a telescope as big as the maximum distance between the telescopes.
  • Global Positioning System -- the U.S.-built space-based global navigation system that provides users around the world with precise location and time information.
  • Doppler Orbitography and Radiopositioning Integrated by Satellite -- a French satellite system used to determine satellite orbits and positioning. Beacons on the ground emit radio signals that are received by satellites. The movement of the satellites causes a frequency shift of the signal that can be observed to determine ground positions and other information.

Scientists use all these techniques to calculate the International Terrestrial Reference Frame. Central to the reference frame is its point of origin: the precise location of the average center of mass of the total Earth system (the combination of the solid Earth and the fluid envelope of ocean, ice and atmosphere that surrounds it, around which all Earth satellites orbit). Scientists currently determine this origin point based on a quarter century of satellite laser ranging data, considered the most accurate space geodetic tool for this purpose.

But the accuracy of the satellite laser ranging data and all existing space geodesy technologies is contaminated, both by the effects of other major Earth processes, and limited ground measurement sites. Think of it this way: if all of Earth's GPS stations were located in Norway, their data would indicate that Earth is growing, because high-latitude countries like Norway are still rising in elevation in response to the removal of the weight of Ice Age ice sheets. So how can scientists be sure the reference frame is accurate?

Enter an international group of scientists led by Xiaoping Wu of NASA's Jet Propulsion Laboratory, Pasadena, Calif., and including participants from the Institut Geographique National, Champs-sur-Marne in France, and Delft University of Technology in The Netherlands. The team set out to independently evaluate the accuracy of the International Terrestrial Reference Frame and shed new light on the Earth expansion/contraction theory.

The team applied a new data calculation technique to estimate the rate of change in the solid Earth's average radius over time, taking into account the effects of other geophysical processes. The previously discussed geodetic techniques (satellite laser ranging, very-long baseline interferometry and GPS) were used to obtain data on Earth surface movements from a global network of carefully selected sites. These data were then combined with measurements of Earth's gravity from NASA's Gravity Recovery and Climate Experiment (GRACE) spacecraft and models of ocean bottom pressure, which help scientists interpret gravity change data over the ocean.

The result? The scientists estimated the average change in Earth's radius to be 0.004 inches (0.1 millimeters) per year, or about the thickness of a human hair, a rate considered statistically insignificant.

"Our study provides an independent confirmation that the solid Earth is not getting larger at present, within current measurement uncertainties," said W

البته روزی چهار هزارم میلی متر خیلی کم است ولی بر ای دو میلیارد و پانصد سال که قراراست زمین بماند چیزی حدود دوهزار پانصد کیلومتر می شود از شعاغ هزار کیلومتری زمین!

 

قرآن و علوم روز جدید

آیا قرآن از موضوعات علمی سخن گفته است؟

 

قابلیت انفجارپذیری و اشتعال اجزای تشکیل دهنده آب(هیدروژن و اکسیژن): در آیه‌ای از قرآن در توصیف روز قیامت چنین آمده: «هنگامی که دریاها برافروخته و شعله‌ور شوند»

و در آیه‌ای دیگر می‌خوانیم: «هنگامی که دریاها شکافته و منفجر شوند».

 و می‌دانیم که هیدروژن و اکسیژنی که بعد از کاتالیز آب به دست می‌آیند، یکی قابلیت انفجار دارد و دیگری قابلیت شعله‌ور شدن.
2. فشار شدید (جی مثبت) در مورد افرادی که به سمت آسمان صعود می‌کنند: خداوند در توصیف افرادی که اهل گمراهی هستند چنین فرموده: «سینه‌اش را آن‌چنان تنگ می‌کند که گویا به سمت آسمان بالا می‌رود».


3. باروری برخی گیاهان بر اثر گرده افشانی و یا باروری ابرها: خدای متعال در بیان نعمت‌هایش چنین فرموده: «ما بادها را براى بارور ساختن فرستادیم».
4. اشاره به یکی نبودن اثر انگشت در افراد: در سوره قیامت و در بیان احوال قیامت چنین آمده: «بلی! ما قادریم که حتی  خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم».
5. کروی بودن زمین: برخی از آیات قرآن اشاره به کروی بودن زمین دارند، مانند این آیه شریفه: «قسم به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها»


6. اشاره به اختراعات جدید در صنعت حمل و نقل: خداوند در آیه از قرآن به نشانه‌ها و نعمت‌هایش اشاره کرده و مَرکب‌هایی که در اختیار انسان قرار داده را ذکر کرده و می‌فرماید: «همچنین اسب‌ها و استرها و الاغ‌ها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و زینت شما باشد» و سپس می‌فرماید: «و چیزهاى دیگری می‌آفریند که نمی‌دانید».

این بخش اخیر آیه، می‌تواند اشاره به وسایل حمل و نقل جدید باشد.
7. اشاره به نقش تعدیل کننده کوه‌ها در ثبات و آرامش زمین: «کوه‌ها را میخ زمین قرار دادیم»

و « در زمین، کوه‌هاى ثابت و محکمى افکند تا لرزش آن‌را نسبت به شما بگیرد»
8. جاذبه میان کرات که نقش نوعی ستون را ایفا می‌کنند: «آسمان‌ها را بدون ستونى که آن‌را ببینید آفرید»
9. نقش حفاظتی جوّ زمین در برابر قطعات آسمانی: خداوند در بیان عجائب خلقت آسمان‌ها و زمین چنین فرموده: «و آسمان را سقف محفوظى قرار دادیم»
10. اشاره به ذاتی بودن نور خورشید و عارضی بودن نور ماه: خداوند در توصیف نور خورشید و ماه می‌گوید: «او کسى است که خورشید را روشنایى، و ماه را نور قرار داد».

به نقل از سایت اسلام کوئست

ما در بحث بعدی بطور تحقیقی این مطالب را بررسی می کنیم.

قرآن و علوم روز جدید

آیا قرآن از موضوعات علمی سخن گفته است؟

 

قابلیت انفجارپذیری و اشتعال اجزای تشکیل دهنده آب(هیدروژن و اکسیژن): در آیه‌ای از قرآن در توصیف روز قیامت چنین آمده: «هنگامی که دریاها برافروخته و شعله‌ور شوند»

و در آیه‌ای دیگر می‌خوانیم: «هنگامی که دریاها شکافته و منفجر شوند».

 و می‌دانیم که هیدروژن و اکسیژنی که بعد از کاتالیز آب به دست می‌آیند، یکی قابلیت انفجار دارد و دیگری قابلیت شعله‌ور شدن.
2. فشار شدید (جی مثبت) در مورد افرادی که به سمت آسمان صعود می‌کنند: خداوند در توصیف افرادی که اهل گمراهی هستند چنین فرموده: «سینه‌اش را آن‌چنان تنگ می‌کند که گویا به سمت آسمان بالا می‌رود».


3. باروری برخی گیاهان بر اثر گرده افشانی و یا باروری ابرها: خدای متعال در بیان نعمت‌هایش چنین فرموده: «ما بادها را براى بارور ساختن فرستادیم».
4. اشاره به یکی نبودن اثر انگشت در افراد: در سوره قیامت و در بیان احوال قیامت چنین آمده: «بلی! ما قادریم که حتی  خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم».
5. کروی بودن زمین: برخی از آیات قرآن اشاره به کروی بودن زمین دارند، مانند این آیه شریفه: «قسم به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها»


6. اشاره به اختراعات جدید در صنعت حمل و نقل: خداوند در آیه از قرآن به نشانه‌ها و نعمت‌هایش اشاره کرده و مَرکب‌هایی که در اختیار انسان قرار داده را ذکر کرده و می‌فرماید: «همچنین اسب‌ها و استرها و الاغ‌ها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و زینت شما باشد» و سپس می‌فرماید: «و چیزهاى دیگری می‌آفریند که نمی‌دانید».

این بخش اخیر آیه، می‌تواند اشاره به وسایل حمل و نقل جدید باشد.
7. اشاره به نقش تعدیل کننده کوه‌ها در ثبات و آرامش زمین: «کوه‌ها را میخ زمین قرار دادیم»

و « در زمین، کوه‌هاى ثابت و محکمى افکند تا لرزش آن‌را نسبت به شما بگیرد»
8. جاذبه میان کرات که نقش نوعی ستون را ایفا می‌کنند: «آسمان‌ها را بدون ستونى که آن‌را ببینید آفرید»
9. نقش حفاظتی جوّ زمین در برابر قطعات آسمانی: خداوند در بیان عجائب خلقت آسمان‌ها و زمین چنین فرموده: «و آسمان را سقف محفوظى قرار دادیم»
10. اشاره به ذاتی بودن نور خورشید و عارضی بودن نور ماه: خداوند در توصیف نور خورشید و ماه می‌گوید: «او کسى است که خورشید را روشنایى، و ماه را نور قرار داد».

به نقل از سایت اسلام کوئست

ما در بحث بعدی بطور تحقیقی این مطالب را بررسی می کنیم.

قرآن و تعقل و اندیشیدن

آیا نمیاندیشید؟چرا تعقل نمی کنید؟

 

اوست آن كس كه زنده مى ‏كند و مى‏ ميراند و اختلاف شب و روز از اوست مگر نمى‏ انديشيد؟آیه ۸۰ سوره مومنون

 همان كسى است كه شما را از خاكى آفريد سپس از نطفه‏ اى آنگاه از علقه‏ اى و بعد شما را [به صورت] كودكى برمى ‏آورد تا به كمال قوت خود برسيد و تا سالمند شويد و از ميان شما كسى است كه مرگ پيش‏رس مى‏ يابد و تا [بالاخره] به مدتى كه مقرر است برسيد و اميد كه در انديشه فرو رويد .غافر آیه ۶۷

در مکالمه سوره شعرا آیات ۲۳ تا ۲۸ در باره مکالمه  موسی  با فرعون می خوانیم!

فرعون گفت و پروردگار جهانيان چيست (۲۳)

(موسی ) گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است ‏اگر اهل يقين هستید۲۴

(فرعون)به كسانى كه پيرامونش بودند گفت آيا نمى ‏شنويد (که موسی چه می گوید)۲۵

( موسی دوباره)  گفت پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شما ۲۶

(فرعون) گفت واقعا اين پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده سخت ديوانه است ۲۷

 (موسى)گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه ميان آن دو است‏ اگر اهل تعقل و اندیشیدن هستید ۲۸

ما آن را قرآنى عربى قرار داديم شاید که بیاندیشید و تعقل نمائید.زخرف آیه ۳

در حقيقت ما كتابى به سوى شما نازل كرديم كه ياد شما در آن است آيا نمى‏ انديشيد انبیاء آیه ۳ 

 

آمار

تعداد تکرار واژه تعقلون یعنی تعقل می کنید یا می اندیشید بصورت پرسشی در قرآن!آیا تعقل نمی کنید؟چرا نمی اندیشید؟

۲۴ بار

تعداد تکرار  واژه یعقلون به معنی تعقل می کنند و یا می اندیشند ویا آنانی که  اهل تعقل و اندیشیدن هستد.

۲۲ بار

حتی در مورد خود قرآن خداوند گفته است !چرا در این کتاب نمی اندیشید؟

آیا هیچ یک از کتابهای آسمانی این همه بر روی تعقل و تفکر و اندیشیدن تکرار کرده است؟

پس چرا  مسلمانان نمی اندیشند و اگر می اندیشند درست نمی اندیشند؟

 

قرآن و تعقل و اندیشیدن

آیا نمیاندیشید؟چرا تعقل نمی کنید؟

 

اوست آن كس كه زنده مى ‏كند و مى‏ ميراند و اختلاف شب و روز از اوست مگر نمى‏ انديشيد؟آیه ۸۰ سوره مومنون

 همان كسى است كه شما را از خاكى آفريد سپس از نطفه‏ اى آنگاه از علقه‏ اى و بعد شما را [به صورت] كودكى برمى ‏آورد تا به كمال قوت خود برسيد و تا سالمند شويد و از ميان شما كسى است كه مرگ پيش‏رس مى‏ يابد و تا [بالاخره] به مدتى كه مقرر است برسيد و اميد كه در انديشه فرو رويد .غافر آیه ۶۷

در مکالمه سوره شعرا آیات ۲۳ تا ۲۸ در باره مکالمه  موسی  با فرعون می خوانیم!

فرعون گفت و پروردگار جهانيان چيست (۲۳)

(موسی ) گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است ‏اگر اهل يقين هستید۲۴

(فرعون)به كسانى كه پيرامونش بودند گفت آيا نمى ‏شنويد (که موسی چه می گوید)۲۵

( موسی دوباره)  گفت پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شما ۲۶

(فرعون) گفت واقعا اين پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده سخت ديوانه است ۲۷

 (موسى)گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه ميان آن دو است‏ اگر اهل تعقل و اندیشیدن هستید ۲۸

ما آن را قرآنى عربى قرار داديم شاید که بیاندیشید و تعقل نمائید.زخرف آیه ۳

در حقيقت ما كتابى به سوى شما نازل كرديم كه ياد شما در آن است آيا نمى‏ انديشيد انبیاء آیه ۳ 

 

آمار

تعداد تکرار واژه تعقلون یعنی تعقل می کنید یا می اندیشید بصورت پرسشی در قرآن!آیا تعقل نمی کنید؟چرا نمی اندیشید؟

۲۴ بار

تعداد تکرار  واژه یعقلون به معنی تعقل می کنند و یا می اندیشند ویا آنانی که  اهل تعقل و اندیشیدن هستد.

۲۲ بار

حتی در مورد خود قرآن خداوند گفته است !چرا در این کتاب نمی اندیشید؟

آیا هیچ یک از کتابهای آسمانی این همه بر روی تعقل و تفکر و اندیشیدن تکرار کرده است؟

پس چرا بعضی از  مسلمانان نمی اندیشند و اگر می اندیشند درست نمی اندیشند؟

 

ادامه نوشته

نقش قرآن در نجات مددم عربستان

بلاشر و مونتگمری وات دو تن از محققانی که بر روی تاریخ قرآن سالها کار کردند و البته نفر نظرات انتقادی هم بر تاریخ قرآن و متن قرآن داشت هردو متفق القول در این کتاب معتقدند !

۱    عربستان یا جاز سابق سرزمین نکبت و نفرین شده ای بود که تبعیض نژادی ،قبیله پرستی، خاندان پرستی بشدت در آن رواج داشت.

۲   حمله ،غارت و چپاول و کشتار طلقات ضعیف که اصل جامعه  را تشکیل می دادند توسط زورمندان و ثروتمندان یک ورزش ملی بود.

۳   فحشاء و دختران و زنان زیبا را از قبایل ربودن و به خانه خود آوردن امری عادی و جزء افتخارات ملی به شمار می آمد.

۴   بردگان در حقیقت مردگات بودند که هیچ حقی نداشتند.

۵    هیچ نشانهای از تمدن و علم و دانش بجز شعر و شراب و قمار و ....نبود.

۶    مردم عربستان و سرزمینشان مابین دو قدرت بزرگ آن زمان یعنی روم و ایران تقسیم شده بو د.

۷    اگر کسی به خدای خالق اعتقاد داشت در ضمن معتقد بود همان بتی که از گل و یا پشکل شتر خود ساخته همه کاره در گاه خداست.

۸   از بهداشت و تمیزی و نظافت خبری نبود.

۹    اتحاد و یکپارچگی معنی نداشت و فقط،قبایل مختلف بودند که همواره با هم در جنگ و ستیز بسر می بردند.

۱۰   ممکن بود کسی مرتکب قتلی و یا تجاوزی شود ولی قبیله او می توانست به او پناه دهد و از مجازات و یا پرداخت جریمه برهد.

۱۱   عربها در سر را ه ها بنام مقاعد می نشستند تا با جن ها تماس بگیرند و آنان بگویند تا عربها چه کنند و چگونه زندگی کنند.

۱۲   اوس و خزرج دو قبیله معر وف  در مدینه برای چندین دهه با هم در جنگ بودند.آنان بخاطر جزئی ترین  مسائل بی‌ارزش که حتیاگر در  در مقیاس‌های خود  آن زمان هم بسگجیم  و خود آنان نیز معترف به بی‌ارزش بوددن آن موضوعات  بودند جنگ‌ها و خون‌ریزی‌ها راه می‌انداختند. 

قرآن به تمام مشکلات فوق خاتمه داد و یک سرزمین تقریبا یکپارچه با مردمانی متحد بوجود آورد که خود را برادر یکدیگر می دانستند. بیت المالی بود که همه ثروت از آنجا تقسیم می شد. حتی خلیفه سوم عثمان بخاطر شکایت و اعتراض مردم در همین ارتباط به قتل رسید.یعنی صدای اعتراض بلند می شد و مردم حق حرف زدن داشتند‌.

کتابهای عرب قبل از اسلام نوشته سالم عزیز و کتاب کهانت قبل از اسلام نوشته توفیق فهد و کتابهای تاریخ طبری و واقدی و ابن هشام اطلاعات لازم را در اختیار خوانندگان می گزارد.