چرا باید حکمت بیاموزیم؟ چرا باید تفکر و تعقل کنیم؟
حکمت و رازهای آن
خداوند به هر کس که بخواهد حکمت هطا می کند و هر کس که به او حکمت عطا شده خیر کثیر به او داده شده است و این حقیقت را خردمندان در می یابند.
سوره بقره آیه ۲۶۹
پروردگارا در ميان آنان فرستاده اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد و پاكيزه شان كند زيرا كه تو خود شكست ناپذير حكيمى
سوره بقره آیه (۱۲۹)
همان طور كه در ميان شما فرستاده اى از خودتان روانه كرديم [كه] آيات ما را بر شما مى خواند و شما را پاك مى گرداند و به شما كتاب و حكمت مى آموزد و آنچه را نمى دانستيد به شما ياد مى دهد
سوره بقره(۱۵۱)
به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل مى آموزد
سوره آل عمران (۴۸)
يقين خدا بر مؤمنان منت نهاد [كه] پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند
سوره آل عمران (۱۶۴
این سفارشها] از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است و با خداى يگانه معبودى ديگر قرار مده و گرنه حسرتزده و مطرود در جهنم افكنده خواهى شد
سوره اسراء(۳۹)
ابن سينا پزشک و حکیم گرانقدر ایران در تعریفی از حکمت می گوید تعریف حکمت متکی بر غایت آن است. چون بنابر باور وی به مدد و یاری حکمت می توان هر آنچه را که شایسته است بشناسیم و زمانی که نظر ما و عمل ما و وجود ما حکیمانه شد آن گاه می توانیم بر حسب طاقتمان به آن کمال نفسانی لازم برسیم و در آن زمان است که به عالمی معقول مبدل خواهیم شد . با تبدیل سیر تبدیل ما نیز آغاز شده و به رستگاری در جهان آخرت نائل می گردیم.
او حکمت را به نظری و عملی تقسیم می کند که حکمت نظری به ما می آموزد تا به یک باور یقینی در ارتباط با موجوداتی برسیم که وجود آنها ربطی به فعل انسان ندارد ولی به کمک آنها ما به شناخت حق نائل می شویم.
حکمت عملی نیز به ما خیر و نیکویی و یا روش زندگی نیکو و پسندیده و عقلانی را می آموزد.
بر این اساس اگر دیدگاه مان عقلانی و الهی شود و عملمان بر اساس خیر و نیکویی باشد این همان خیر کثیری است که قرآن در آیات خود از آن یاد می کند.
قرآن می گوید که یکی از وظایف پیامبران اموزش حکمت یعنی روش فکری عقلانی و الهی و تعلیم حکمت عملی است.
خدا حکیم علی الاطلاق است پس او خیر مخلوق خود را از هر کس بیشتر می داند.
قرآن کتاب دعوت به تعقلون و یعقلون و یتفکرون است. بطوری که واژه یعقلون حدود ۲۲ بار در قرآن یاد شده است. یعنی خداوند در قرآن ۲۲ بار آنانی که عقل خود را بکار می گیرند مورد نمجید قرارداده و ۲۴ بار از واژه تعقلون استفاده کرده که دعوت بشر به تعقل و تفکر است.
اگر در کتابی از کتابهای آسمانی به این میزان از تفکر بر خوردید این نویسنده را با خبر سازید.
به زبان ساده تر می توان مثالهایی زد و توضیح داد که این حکمت و تعقل و تفکر به چه درد می خورد.؟ فرض کنید شما همکاری دارید که اصولا شخص خطرناک و غیر معتقد به اصول اخلاقی و وجدانی است. و او شما را آزرده است. خوب چه تصمیمی می گیرید که با او در افتید؟آیا مطمئن هستید که در افتادن با او باعث ضرر بیشتر نمی شود؟یا آن که شما هم جزو آنانی هستید که در این طور مواقع می گویند! بگذار او را غرق کنیم خودمان هم غرق شویم مانعی ندارید. و این از نظر اصحاب تفکر و خرد به معنی آن است که شما با حکمت تعقلی آشنا نیستید.
ویا تصور کنید که می دانید کشیدن سیگار برای شما ضرر جانی دارد ولی به کشیدن آن ادامه می دهید و می گوید اینها همگی حرفهای بی اساس است. شما نیز از حکمت بدورید.
اما اگر در مورد ا ل بدنبال را ه حل منطقی بودید که آن شخص مزاحم و مخالف را یا به گونه ای جذب کنید که تحت سیطره فکری شما در آید و یا به نحو عاقلانه او را ز خود دور کردید.شما از حکمت بهره برده ابد.
در مورد سیگار اگر آنرا تا سر حد امکان کاهش داده و یا ترک ننودید و بخاطر سلامتی خود آن را کنار گداشتید شما نیز با حکمت آشنایید.
اما اگر در هردو مورد بخاطر خدا و رعایت حال خود و دیگران اقدام عاقلانه کردید بدانید که به شما نیز از حکمت الهی عطا شده و از خیر کثیر بهره بردهاید.



