واقعه چهل و ششمین سوره بر حسب نزول(بخش دوم)

 

سوره واقعه

بخش دوم

"ما شما را بيافريديم پس چرا تصديق نمي‌کنيد؟ ( 57 )

 آيا نديديد (و به حقيقت در نيافتيد) که نخست شما نطفه‌اي (بي‌قدر و قابليّت) بوديد؟ ( 58 )

 آيا شما خود آن نطفه را (به صورت فرزند انسان) مي‌آفرينيد يا ما آفريننده‌ايم؟ ( 59 )

 ما مرگ را بر همه شما مقدّر ساختيم و هيچ کس بر قدرت ما سبق نتواند برد. ( 60 )

 در اينکه شما را فاني کرده و خلقي ديگر مثل شما بيافرينيم و شما را به صورتي (در جهاني ديگر) که اکنون از آن بي‌خبريد برانگيزيم. ( 61 )

 و بي‌شک شما از نشأه اوّل خود آگاه شديد (که از عدم به وجودتان آورديم) پس چرا متذکر (عالم آخرت) نمي‌شويد؟ ( 62 )

 آيا ديديد تخمي را که در زمين مي‌کاريد؟ ( 63 )

 آيا شما آن تخم را مي‌رويانيد يا ما روياننده‌ايم؟ ( 64 )

 اگر ما بخواهيم کشت و زرع شما را خشک و تباه مي‌سازيم تا با حسرت و ندامت به سخنان بيهوده پردازيد. ( 65 )

 (و گوييد) که ما سخت در زيان و غرامت افتاديم. ( 66 )

شرح

از این آیات دونکته جالب و دو حکمت ابدی بدست می آید:

-انسان خود نمی تواند جلوی به دنیا آمدنش را بگیرد.

-انسان هر گز نمی تواند از مرگ جلو گیری کند. ممکن است هزارسال هم عمر کند ، اما سر انجام خواهد مرد.

سوره واقعه چهل و ششمین سوره قرآن بر حسب تاریخ نزول


سوره واقعه چهل وششمین سوره بر حسب نزول
محل نزول شهر مکه

بنام خداوند بخشنده مهربان

سیمای روز قیامت از نظر قرآن

هنگامي که آن واقعه بزرگ (قيامت) واقع مي‌گردد. ( 1 )

 که در وقوعش هيچ کذب و جاي هيچ شک و ريب نيست. ( 2 )

 آن روز (قومي را به دوزخ) خوار و ذليل کند و (طايفه‌اي را به جنّت) سربلند و رفيع گرداند(3)

آن‌گاه که زمين شديد به حرکت و لرزه در آيد. ( 4 )

 و کوههاي سخت متلاشي شوند. ( 5 )

 و مانند ذرّات گرد در هوا پراکنده گردند. ( 6 )

 و شما خلايق بر سه دسته مختلف شويد. ( 7 )

گروه بندی انسانها در روز قیامت
-راستان
-ناراستان
-مقر بان در گاه الهی

 گروهي راستان، اصحاب يمين باشند که چقدر حالشان (در بهشت ابد) نيکوست! ( 8 )

 و گروهي ناراستان، اصحاب شومي و شقاوتند که چقدر روزگارشان (در دوزخ) سخت است. ( 9 )

 و (طايفه سوم) آنان که (مشتاقانه در ايمان) بر همه پيشي گرفتند و (در اطاعت خدا و رسول) مقام تقدم يافتند. ( 10 )

 آنان به حقيقت مقربان درگاهند. ( 11 )

 آنان در بهشت پرنعمت جاوداني متنعّمند. ( 12 )

بهشتیها از قدینیها بیشترند

 آنها جمعي بسيار از امم پيشينيان هستند. ( 13 )

 و عدّه قليلي از متأخّران . ( 14 )

در بهشت چه خبر است.

 آنان بر سريرهاي زربفت مرصّع به انواع جواهر تکيه زنند. ( 15 )

 همه (شادان) با ياران و دوستان رو به روي يکديگر بر آن سريرهاي عزّت مي‌نشينند. ( 16 )

 و پسراني زيبا که حسن و جوانيشان هميشگي و ابدي است گرد آنها به خدمت مي‌گردند(17)

با کوزه‌ها (ي بلورين) و مشربه‌ها (ي زرّين) و جامهاي پر از شراب ناب. ( 18 )

 نه هرگز از آنها (هر چه نوشند) دردسري يابند و نه مستي عقل و رنج خمار کشند. ( 19 )

غداهای بهشت میوه و گوشت مرغان

 و ميوه خوش از هر چه برگزينند، ( 20 )

 و گوشت مرغان و هر غذا که مايل باشند، ( 21 )

 و زنان سيه چشم زيبا صورت، ( 22 )

 که (در بهاء و لطافت) چون درّ و لؤلؤ مکنونند (بر آنها مهيّاست). ( 23 )

 (اين نعمتهاي الهي) پاداش اعمال نيک آن بهشتيان است. ( 24 )


ادب اهل بهشت در زیر سایه در ختان بلند بهشت
 نه آنجا هيچ حرفي لغو و بيهوده شنوند و نه به يکديگر گناهي بربندند. ( 25 )

هيچ جز سلام و تحيّت و احترام هم نگويند و نشنوند. ( 26 )

 و اصحاب يمين هم چه خوش روزگارند! ( 27 )

 در سايه درختان سدر پرميوه بي‌خار. ( 28 )

و درختان پربرگ سايه‌دار. ( 29 )

 و در سايه بلند درختان. ( 30 )

 و در طرف نهر آبهاي روان زلال. ( 31 )

 و ميوه‌هاي بسيار. ( 32 )

 که هيچ وقت منقطع نشود و هيچ کس بهشتيان را از آن ميوه‌ها منع نکند. ( 33 )

 و فراشهای پربها(زنان) . ( 34 )

 که آنها را ما در کمال حسن و زيبايي بيافريده‌ايم. ( 35 )

 و هميشه آن زنان را با کره گردانيده‌ايم. ( 36 )

 و شوهر دوست و با غنج و ناز و جوان و همسالان دلنواز. ( 37 )

 اين نعمتهاي بهشتي مخصوص اصحاب يمين است. ( 38 )

 که جمعي از پيشينيان، ( 39 )

 و جمعي از امت رسول آخر زمان هستند. ( 40 )

چپ ها و چپ روها

 و اما اصحاب شومي و شقاوت (که نامه عملشان به دست چپ است) چقدر روزگارشان سخت است! ( 41 )

 آنها در عذاب باد سموم و آب گرم باشند. ( 42 )

 و سايه‌اي از دود آتش دوزخ. ( 43 )

 که نه هرگز سرد شود و نه خوش نسيم گردد. ( 44 )

اين عذاب آنها را بدين سبب است که از اين پيش به ناز و نعمت پرداختند. ( 45 )

 و بر گناه بزرگ (شرک و عناد) لجاجت و اصرار داشتند. ( 46 )

 و دايم مي‌گفتند: آيا ما چون مرديم و خاک و استخوان پوسيده شديم باز هم ما زنده مي‌شويم؟ ( 47 )

 و آيا پدران گذشته ما زنده خواهند شد؟ ( 48 )

 بگو: البته تمام خلق اولين و آخرين، ( 49 )

 همه در وعده گاه روز معيّن محشر گرد آورده مي‌شوند. ( 50 

 آن گاه شما اي گمراهان منکر (قيامت). ( 51 )

 از درخت زقّوم تلخ دوزخ البته خواهيد خورد. ( 52 )

 تا آنکه شکم را از آن پر مي‌سازيد. ( 53 )

 آن‌گاه همه از آب گرم جهنم بر روي آن مي‌آشامند. ( 54 )

 بدان‌سان از عطش، آن آب را مي‌نوشيد که شتران تشنه آب مي‌آشامند. ( 55 )

 اين است طعام و شراب کافران در روز جزا. ( 56 

کتابهای مقدس را دوباره می خوانیم(قرآن): سوره طه


ادامه از نوشتار پیشین
سوره طه
چهل و پنجمین سوره بر حسب تاریخ نزول
محل نزول شهر مکه

کبود چشم های روز قیامت و سرنوشت کو ها و زمین
"تنها خدای شما آن یگانه خدایی است که جز او هیچ خدایی نیست و علمش به همه‌ی ذرات عوالم هستی محیط است. (98)
و ما اخبار گذشتگان دیگر را این چنین بر تو حکایت خواهیم کرد و از نزد خود این ذکر (یعنی کتاب عظیم الشأن قرآن) را به تو عطا کردیم. (99)
هر کس از این ذکر اعراض کند روز قیامت بار سنگینی از گناه را به دوش خواهد داشت. (100)
اینان در عذاب آن اعمال زشت مخلدند و سخت است بسی در قیامت بار اعمال زشتی که به دوش گرفته‏اند. (101)
روزی که در صور دمیده شود و (در آن روز) بدکاران را کبودچشم محشور کنیم (و چشم کبودشان نشانه‌ی جرم خواهد بود). (102)
و آن‌ها (از هول و هراس آن روز) با یکدیگر آهسته زیر لب (گویند که (ای افسوس) ده روزی بیش (در زندگی دنیا) درنگ نکردید (و نعمت ابدی بهشت را برای دنیای فانی از دست بدادید). (103)
ما به آن‌چه می‏گویند بهتر آگاهیم، که از آن بدکاران بهتر و درست‏ترینشان به آن‌ها خواهد گفت: شما روزی بیش درنگ نکردید (دریغا چه زود عمر در شهوت و معصیت بگذشت و جرم و عقابش بماند!) (104)
و (ای رسول) از تو پرسند که کوه ها  چه می‏شود؟ جواب ده که خدای من کوه ها را چنان از بنیاد بر کند که خاک شده و خاکش بر باد دهد. (105)
آن گاه پست و بلندی‌های زمین را چنان هموار گرداند. (106)
که در آن ابداً هیچ بلندی و پستی نخواهی دید. (107

طه سوره چهل و پنجم قرآن بر  حسب تاریخ نزول: فتنه سامری و جای پای جبرئیل

سوره طه
چهل و پنجمین سوره بر حسب تاریخ نزول
محل نزول شهر مکه


"-همانا به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه بیرون ببر و راهی خشک از میان دریا بر آن‌ها پدید آور که نه از تعقیب و رسیدن فرعونیان ترسناک باشی و نه (از غرق شدن) اندیشه کنی! (77)
- و فرعون با سپاهش از پی آن‌ها تاختند پس موج دریا چنان آن‌ها را فرو برد که از آنان اثری باقی نگذاشت. (78)
- و فرعون پیروان خود را علاوه بر این‌که هدایت نکرد سخت به ضلالت و بدبختی افکند. (79)
- ای بنی اسراییل، محققاً ما شما را از شر دشمن نجات دادیم و با شما در جانب راست کوه طور وعده نهادیم و (در بیابان که سرگردان شدید) برای قوت شما ترنجبین و مرغ بریان فرستادیم. (80)
- (و دستور دادیم که) از این رزق حلال و پاکیزه که نصیبتان کردیم تناول کنید و در آن (به کفر نعمت و ترک شکرگزاری) طغیان و سرکشی مکنید و گر نه مستحق غضب و خشم من می‏شوید، و هر کس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهد شد." (81)

شرح
طبق آیات قرانی بنی اسرا ئیل معجزات فراوان به چشم خود دیدند. که نخستین آن شکست ساحران و جادوگران فرعون توسط موسی پیامبر بود. موسی با عصای خود از سنگ چشمه های آب بوجود می امد. آنان از جاده ای خشک و محافظت شده از آب گذشتند و فرعون و سپاهیانش غرق شدند. خداوند بر ای آنان غذا از آسمان نازل کرد.ولی همان گونه که گفته شد سر انجام گوساله پرست شدند.

آیات ۸۲ الی ۹۲
"و البته بر آن کس که  توبه کند و  ایمان آرد و نکوکار گردد و درست به راه هدایت رود مغفرت و آمرزش من بسیار است. (82)
-و ای موسی بازگو که بر قومت چرا سبقت گرفته و با شتاب به وعده‏گاه آمدی؟ (83)
موسی عرضه داشت: هم اینک قوم از پی من هستند و من خود برای خشنودی تو تعجیل کرده و بر آن‌ها تقدم جستم. (84)
-خدا فرمود: همانا ما قوم تو را پس از آمدن تو آزمایش کردیم و سامری آنان را گمراه کرد. (85)
-موسی (که از فتنه سامری آگاه شد) متأسف و غضبناک به سوی قوم بازگشت و گفت: ای قوم من، مگر خدای شما به شما وعده احسان نداد (که شما را نعمت کتاب بزرگ تورات عطا کند)؟ آیا وعده‌ی خدا بر شما طولانی شد، یا مایل شدید که مستوجب قهر -و غضب خدای خود شوید، که وعده‌ی مرا خلاف کردید (و عهد من شکستید)؟ (86)
-قوم به موسی گفتند: ما به میل و اختیار خود خلاف وعده‌ی تو نکردیم و لیکن بار سنگین اسباب تجمّل و زینت بسیاری  بر دوش ما نهادند و ما آن‌ها را در آتش افکندیم و سامری بر ما چنین القا کرد. (87)
-آن گاه سامری با آن زر و زیورها مجسّمه گوساله ای بساخت که صدایی شگفت داشت و (با این شعبده سامری و -پیروانش) گفتند: خدای شما و خدای موسی همین گوساله است که موسی فراموش کرده است. (88)
-آیا این گوساله پرستان نمی نگرند که آن گوساله هیچ حرف و اثری و هیچ خیر و شری به آن‌ها عاید نمیسازد؟ (89)
-و هارون هم پیش از آن‌که موسی باز آید به آنان گفت: ای قوم، این گوساله اسباب فتنه و امتحان شما گردیده و محققاً --آفریننده شما خدای مهربان است (نه این گوساله سامری) پس شما پیرو من شوید و امر مرا فرمان برید. (90)
-قوم گفتند: ما بر این پرستش گوساله ثابت هستیم تا وقتی که موسی به سوی ما بازگردد." (91)

 شرح
آیه ۸۲ شرایط توبه را اعلام می دارد که از لحاظ عملی بسیا جالب هستند:
-توبه، ایمان آوردن مجدد، کار نیک
آیه ۸۸ از زبان قوم بنی اسراییل می گوید که سامری زر و زیور آلاتی که آنان همراه داشتند را گرفته و توسط اتش ذوب کرده و از آن گوساله ای ساخت که صدایی از آنان خارج می شد. او به قوم گفت: تا موسی بر گردد این گوساله طلایی خدای شماست.
آیه ۸۹ پرسش اعتراض آمیز خداوند است که می پرسد: اینان نمی بینند که این گوساله هیچ خیر و شری ندارد، سخنی ننی گوید و عملی از او سر نمی زند؟

آیات ۹۲ ال ۹۴
"موسی (چون بازگشت با عتاب به هارون) گفت: ای هارون مانع تو چه بود که چون دیدی که قوم گمراه شدند، (92)
از پی من نیامدی؟ آیا نافرمانی امر من کردی؟! (93)
هارون گفت: ای برادر مهربان (بر من قهر و عتاب مکن و) سر و ریش من مگیر، ترسیدم بگویی تو میان بنی اسراییل تفرقه انداختی و به سخنم وقعی ننهادی. (94)

آیات ۹۵ الی ۹۷
فتنه سامری و جای پای جبرئیل
-آن گاه موسی گفت: ای سامری این فتنه چه بود که تو برپا کردی؟ (95)
-سامری گفت: من چیزی را دیدم که قوم ندیدند، من مشتی خاک از اثر قدم رسول (حق، جبرئیل) برگرفته و (در گوساله) ریختم و نفس من چنین (فتنه انگیزی را) به نظرم جلوه داد. (96)
-موسی گفت: از میان ما برو که تو در زندگانی دنیا (به مرضی معذب خواهی شد که همه از تو متنفر شوند و) دایم گویی کسی مرا نزدیک نشود، و (در آخرت) هم وعده‏گاهی (در دوزخ) داری که با تو تخلف نخواهد شد، و اکنون این خدایت را که بر پرستش و خدمتش ایستادی بنگر که آن را در آتش می‏سوزانیم و خاکسترش را به آب دریا می‏دهیم. (97)

 شرح
-موسی از سامری می پرسد: این چه فتنه ایست که بر انگیختی؟
-سامری می گوید:من امروز پدیده شگفتی را مشاهد ه کردم که این مردم آنرا ندیدند. و آن این بود که جای پای رسول(جبرائیل) را بر روی خاک زمین دیدم و از آن خاک مشتی بر گرفته ودر و ن گوساله ریختم.
-و موسی سامری را نفر ین کرد تا در دنیا به بیماری و یا مشکلی دچار شود که خود بگوید هیچ کس نزدیک من نیاید.و در آن جهان نیز همیشه در عذاب ابدی باشد

ادامه دارد...

طه سوره چهل پنجم قرآن بر حسب تاریخ نزول: جای پای جبرئیل

سوره طه
چهل و پنجمین سوره بر حسب تاریخ نزول
محل نزول شهر مکه


"-همانا به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه بیرون ببر و راهی خشک از میان دریا بر آن‌ها پدید آور که نه از تعقیب و رسیدن فرعونیان ترسناک باشی و نه (از غرق شدن) اندیشه کنی! (77)
- و فرعون با سپاهش از پی آن‌ها تاختند پس موج دریا چنان آن‌ها را فرو برد که از آنان اثری باقی نگذاشت. (78)
- و فرعون پیروان خود را علاوه بر این‌که هدایت نکرد سخت به ضلالت و بدبختی افکند. (79)
- ای بنی اسراییل، محققاً ما شما را از شر دشمن نجات دادیم و با شما در جانب راست کوه طور وعده نهادیم و (در بیابان که سرگردان شدید) برای قوت شما ترنجبین و مرغ بریان فرستادیم. (80)
- (و دستور دادیم که) از این رزق حلال و پاکیزه که نصیبتان کردیم تناول کنید و در آن (به کفر نعمت و ترک شکرگزاری) طغیان و سرکشی مکنید و گر نه مستحق غضب و خشم من می‏شوید، و هر کس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهد شد." (81)

شرح
طبق آیات قرانی بنی اسرا ئیل معجزات فراوان به چشم خود دیدند. که نخستین آن شکست ساحران و جادوگران فرعون توسط موسی پیامبر بود. موسی با عصای خود از سنگ چشمه های آب بوجود می امد. آنان از جاده ای خشک و محافظت شده از آب گذشتند و فرعون و سپاهیانش غرق شدند. خداوند بر ای آنان غذا از آسمان نازل کرد.ولی همان گونه که گفته شد سر انجام گوساله پرست شدند.

آیات ۸۲ الی ۹۲
"و البته بر آن کس که  توبه کند و  ایمان آرد و نکوکار گردد و درست به راه هدایت رود مغفرت و آمرزش من بسیار است. (82)
-و ای موسی بازگو که بر قومت چرا سبقت گرفته و با شتاب به وعده‏گاه آمدی؟ (83)
موسی عرضه داشت: هم اینک قوم از پی من هستند و من خود برای خشنودی تو تعجیل کرده و بر آن‌ها تقدم جستم. (84)
-خدا فرمود: همانا ما قوم تو را پس از آمدن تو آزمایش کردیم و سامری آنان را گمراه کرد. (85)
-موسی (که از فتنه سامری آگاه شد) متأسف و غضبناک به سوی قوم بازگشت و گفت: ای قوم من، مگر خدای شما به شما وعده احسان نداد (که شما را نعمت کتاب بزرگ تورات عطا کند)؟ آیا وعده‌ی خدا بر شما طولانی شد، یا مایل شدید که مستوجب قهر -و غضب خدای خود شوید، که وعده‌ی مرا خلاف کردید (و عهد من شکستید)؟ (86)
-قوم به موسی گفتند: ما به میل و اختیار خود خلاف وعده‌ی تو نکردیم و لیکن بار سنگین اسباب تجمّل و زینت بسیاری  بر دوش ما نهادند و ما آن‌ها را در آتش افکندیم و سامری بر ما چنین القا کرد. (87)
-آن گاه سامری با آن زر و زیورها مجسّمه گوساله ای بساخت که صدایی شگفت داشت و (با این شعبده سامری و -پیروانش) گفتند: خدای شما و خدای موسی همین گوساله است که موسی فراموش کرده است. (88)
-آیا این گوساله پرستان نمی نگرند که آن گوساله هیچ حرف و اثری و هیچ خیر و شری به آن‌ها عاید نمیسازد؟ (89)
-و هارون هم پیش از آن‌که موسی باز آید به آنان گفت: ای قوم، این گوساله اسباب فتنه و امتحان شما گردیده و محققاً --آفریننده شما خدای مهربان است (نه این گوساله سامری) پس شما پیرو من شوید و امر مرا فرمان برید. (90)
-قوم گفتند: ما بر این پرستش گوساله ثابت هستیم تا وقتی که موسی به سوی ما بازگردد." (91)

 شرح
آیه ۸۲ شرایط توبه را اعلام می دارد که از لحاظ عملی بسیا جالب هستند:
-توبه، ایمان آوردن مجدد، کار نیک
آیه ۸۸ از زبان قوم بنی اسراییل می گوید که سامری زر و زیور آلاتی که آنان همراه داشتند را گرفته و توسط اتش ذوب کرده و از آن گوساله ای ساخت که صدایی از آنان خارج می شد. او به قوم گفت: تا موسی بر گردد این گوساله طلایی خدای شماست.
آیه ۸۹ پرسش اعتراض آمیز خداوند است که می پرسد: اینان نمی بینند که این گوساله هیچ خیر و شری ندارد، سخنی ننی گوید و عملی از او سر نمی زند؟

آیات ۹۲ ال ۹۴
"موسی (چون بازگشت با عتاب به هارون) گفت: ای هارون مانع تو چه بود که چون دیدی که قوم گمراه شدند، (92)
از پی من نیامدی؟ آیا نافرمانی امر من کردی؟! (93)
هارون گفت: ای برادر مهربان (بر من قهر و عتاب مکن و) سر و ریش من مگیر، ترسیدم بگویی تو میان بنی اسراییل تفرقه انداختی و به سخنم وقعی ننهادی. (94)

آیات ۹۵ الی ۹۷
فتنه سامری و جای پای جبرئیل
-آن گاه موسی گفت: ای سامری این فتنه چه بود که تو برپا کردی؟ (95)
-سامری گفت: من چیزی را دیدم که قوم ندیدند، من مشتی خاک از اثر قدم رسول (حق، جبرئیل) برگرفته و (در گوساله) ریختم و نفس من چنین (فتنه انگیزی را) به نظرم جلوه داد. (96)
-موسی گفت: از میان ما برو که تو در زندگانی دنیا (به مرضی معذب خواهی شد که همه از تو متنفر شوند و) دایم گویی کسی مرا نزدیک نشود، و (در آخرت) هم وعده‏گاهی (در دوزخ) داری که با تو تخلف نخواهد شد، و اکنون این خدایت را که بر پرستش و خدمتش ایستادی بنگر که آن را در آتش می‏سوزانیم و خاکسترش را به آب دریا می‏دهیم. (97)

 شرح
-موسی از سامری می پرسد: این چه فتنه ایست که بر انگیختی؟
-سامری می گوید:من امروز پدیده شگفتی را مشاهد ه کردم که این مردم آنرا ندیدند. و آن این بود که جای پای رسول(جبرائیل) را بر روی خاک زمین دیدم و از آن خاک مشتی بر گرفته ودر و ن گوساله ریختم.
-و موسی سامری را نفر ین کرد تا در دنیا به بیماری و یا مشکلی دچار شود که خود بگوید هیچ کس نزدیک من نیاید.و در آن جهان نیز همیشه در عذاب ابدی باشد

ادامه دارد...

 

سوره طه چهل و پنجمین سوره بر حسب تاریخ نزول: اثر قدم جبرائیل و فتنه سامری

ادانه از نوشتار پیشین

سوره طه
چهل و پنجمین سوره بر حسب تاریخ نزول
محل نزول شهر مکه

"-همانا به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه بیرون ببر و راهی خشک از میان دریا بر آن‌ها پدید آور که نه از تعقیب و رسیدن فرعونیان ترسناک باشی و نه (از غرق شدن) اندیشه کنی! (77)
- و فرعون با سپاهش از پی آن‌ها تاختند پس موج دریا چنان آن‌ها را فرو برد که از آنان اثری باقی نگذاشت. (78)
- و فرعون پیروان خود را علاوه بر این‌که هدایت نکرد سخت به ضلالت و بدبختی افکند. (79)
- ای بنی اسراییل، محققاً ما شما را از شر دشمن نجات دادیم و با شما در جانب راست کوه طور وعده نهادیم و (در بیابان که سرگردان شدید) برای قوت شما ترنجبین و مرغ بریان فرستادیم. (80)
- (و دستور دادیم که) از این رزق حلال و پاکیزه که نصیبتان کردیم تناول کنید و در آن (به کفر نعمت و ترک شکرگزاری) طغیان و سرکشی مکنید و گر نه مستحق غضب و خشم من می‏شوید، و هر کس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهد شد." (81)

شرح
طبق آیات قرانی بنی اسرا ئیل معجزات فراوان به چشم خود دیدند. که نخستین آن شکست ساحران و جادوگران فرعون توسط موسی پیامبر بود. موسی با عصای خود از سنگ چشمه های آب بوجود می امد. آنان از جاده ای خشک و محافظت شده از آب گذشتند و فرعون و سپاهیانش غرق شدند. خداوند بر ای آنان غذا از آسمان نازل کرد.ولی همان گونه که گفته شد سر انجام گوساله پرست شدند.

آیات ۸۲ الی ۹۲
"و البته بر آن کس که  توبه کند و  ایمان آرد و نکوکار گردد و درست به راه هدایت رود مغفرت و آمرزش من بسیار است. (82)
-و ای موسی بازگو که بر قومت چرا سبقت گرفته و با شتاب به وعده‏گاه آمدی؟ (83)
موسی عرضه داشت: هم اینک قوم از پی من هستند و من خود برای خشنودی تو تعجیل کرده و بر آن‌ها تقدم جستم. (84)
-خدا فرمود: همانا ما قوم تو را پس از آمدن تو آزمایش کردیم و سامری آنان را گمراه کرد. (85)
-موسی (که از فتنه سامری آگاه شد) متأسف و غضبناک به سوی قوم بازگشت و گفت: ای قوم من، مگر خدای شما به شما وعده احسان نداد (که شما را نعمت کتاب بزرگ تورات عطا کند)؟ آیا وعده‌ی خدا بر شما طولانی شد، یا مایل شدید که مستوجب قهر -و غضب خدای خود شوید، که وعده‌ی مرا خلاف کردید (و عهد من شکستید)؟ (86)
-قوم به موسی گفتند: ما به میل و اختیار خود خلاف وعده‌ی تو نکردیم و لیکن بار سنگین اسباب تجمّل و زینت بسیاری  بر دوش ما نهادند و ما آن‌ها را در آتش افکندیم و سامری بر ما چنین القا کرد. (87)
-آن گاه سامری با آن زر و زیورها مجسّمه گوساله ای بساخت که صدایی شگفت داشت و (با این شعبده سامری و -پیروانش) گفتند: خدای شما و خدای موسی همین گوساله است که موسی فراموش کرده است. (88)
-آیا این گوساله پرستان نمی نگرند که آن گوساله هیچ حرف و اثری و هیچ خیر و شری به آن‌ها عاید نمیسازد؟ (89)
-و هارون هم پیش از آن‌که موسی باز آید به آنان گفت: ای قوم، این گوساله اسباب فتنه و امتحان شما گردیده و محققاً --آفریننده شما خدای مهربان است (نه این گوساله سامری) پس شما پیرو من شوید و امر مرا فرمان برید. (90)
-قوم گفتند: ما بر این پرستش گوساله ثابت هستیم تا وقتی که موسی به سوی ما بازگردد." (91)

 شرح
آیه ۸۲ شرایط توبه را اعلام می دارد که از لحاظ عملی بسیا جالب هستند:
-توبه، ایمان آوردن مجدد، کار نیک
آیه ۸۸ از زبان قوم بنی اسراییل می گوید که سامری زر و زیور آلاتی که آنان همراه داشتند را گرفته و توسط اتش ذوب کرده و از آن گوساله ای ساخت که صدایی از آنان خارج می شد. او به قوم گفت: تا موسی بر گردد این گوساله طلایی خدای شماست.
آیه ۸۹ پرسش اعتراض آمیز خداوند است که می پرسد: اینان نمی بینند که این گوساله هیچ خیر و شری ندارد، سخنی ننی گوید و عملی از او سر نمی زند؟

آیات ۹۲ ال ۹۴
"موسی (چون بازگشت با عتاب به هارون) گفت: ای هارون مانع تو چه بود که چون دیدی که قوم گمراه شدند، (92)
از پی من نیامدی؟ آیا نافرمانی امر من کردی؟! (93)
هارون گفت: ای برادر مهربان (بر من قهر و عتاب مکن و) سر و ریش من مگیر، ترسیدم بگویی تو میان بنی اسراییل تفرقه انداختی و به سخنم وقعی ننهادی. (94)

آیات ۹۵ الی ۹۷
فتنه سامری و جای پای جبرئیل
-آن گاه موسی گفت: ای سامری این فتنه چه بود که تو برپا کردی؟ (95)
-سامری گفت: من چیزی را دیدم که قوم ندیدند، من مشتی خاک از اثر قدم رسول (حق، جبرئیل) برگرفته و (در گوساله) ریختم و نفس من چنین (فتنه انگیزی را) به نظرم جلوه داد. (96)
-موسی گفت: از میان ما برو که تو در زندگانی دنیا (به مرضی معذب خواهی شد که همه از تو متنفر شوند و) دایم گویی کسی مرا نزدیک نشود، و (در آخرت) هم وعده‏گاهی (در دوزخ) داری که با تو تخلف نخواهد شد، و اکنون این خدایت را که بر پرستش و خدمتش ایستادی بنگر که آن را در آتش می‏سوزانیم و خاکسترش را به آب دریا می‏دهیم. (97)

 شرح
-موسی از سامری می پرسد: این چه فتنه ایست که بر انگیختی؟
-سامری می گوید:من امروز پدیده شگفتی را مشاهد ه کردم که این مردم آنرا ندیدند. و آن این بود که جای پای رسول(جبرائیل) را بر روی خاک زمین دیدم و از آن خاک مشتی بر گرفته ودر و ن گوساله ریختم.
-و موسی سامری را نفر ین کرد تا در دنیا به بیماری و یا مشکلی دچار شود که خود بگوید هیچ کس نزدیک من نیاید.و در آن جهان نیز همیشه در عذاب ابدی باشد.

ادامه دارد...

طه چهل و پنجمین سوره قرآن بر حسب تاریخ نزول

ادامه از نوشتار پیشین
سوره طه چهل و پنجمین سوره بر حسب تاریخ نزول
محل نزول مکه

ایات ۴۳ الی ۷۶

"بروید به سوی فرعون که او سخت به راه طغیان شتافته است. (43)

 و با او کمال آرامی و نرمی سخن گویید، باشد که متذکر شود یا (از خدا) بترسد (و ترک ظلم کند). (44)

 موسی و هارون عرض کردند: بارالها، می ترسیم که فرعون بیدرنگ بر ما ظلم و عقوبت کند یا بر کفر و سرکشی خود بیفزاید. (45)

 خدا فرمود: هیچ نترسید که من با شمایم (و همه گفتار و رفتار شما را با او) میشنوم و می بینم. (46)

 اینک هر دو به جانب فرعون رفته و بگویید که ما دو رسول پروردگار توایم، پس بنی اسراییل را با ما فرست و (بیش از این) عذاب به آن‌ها نکن، که همانا ما با آیت و معجزه ای از جانب خدای آفریننده تو نزد تو آمده‏ایم، و سلام (حق) بر آن کس که طریق هدایت را پیروی کند. (47)
به ما چنین وحی شده که همانا عذاب (سخت خدا) بر آن کس است که (خدا و رسولانش را) تکذیب کند و (از حق) روی بگرداند." (48)

 شرح
آیات ۴۳ الی ۴۸ شرح دستورات خدا وند به موسی و هارون برادر اوست که باید به نزد فرعون رفته و با زبان نرم و در کمال آرامی با او سخن گفته و او را بوجود خدای یگانه هشدار دهند.


آیات ۴۹ الی ۵۹

"فرعون گفت: ای موسی، خدای شما کیست؟ (49)

موسی پاسخ داد که خدای ما آن کسی است که همه‌ی موجودات عالم را نعمت وجود خاص خودش بخشیده و سپس (به راه کمالش) هدایت کرده است. (50)

فرعون گفت: پس حال اقوام سلف (که خداشناس و خداپرست نبودند) چیست؟ (51)

 موسی پاسخ داد که احوالشان به علم ازلی خدای من در کتاب  ثبت است هرگز از حال احدی خدای مرا خطا و فراموشی نیست. (52)

همان خدایی که زمین را آسایشگاه شما قرار داد و در آن راه‌ها برای شما پدید آورد و هم از آسمان آب نازل کرد تا به آن آب آسمانی انواع نباتات مختلف از زمین برویانیدیم. (53)

شما از آن نعمت‌ها تناول کنید و چهارپایانتان را هم بچرانید، که همانا در این کار آیاتی (از ربوبیت) برای خردمندان پدیدار است. (54)

 ما شما را هم از این خاک آفریدیم و هم به این خاک بازمی‏گردانیم و هم بار دیگر (روز قیامت) از این خاک بیرون می‏آوریم. (55)

 و همانا ما به فرعون (به واسطه‌ی موسی) همه آیات روشن خود را نمودیم و او همه را تکذیب کرد و از آن‌ها سرباز زد. (56)

فرعون گفت: ای موسی، تو آمده ای به طمع آن‌که ما را از کشورمان به سحر و شعبده خود بیرون کنی؟ (57)

 ما هم در مقابل سحر تو سحری البته خواهیم آورد پس میان ما و خودت موعدی معین کن که بی‏آن‌که هیچ یک از ما خلف وعده کنیم در سرزمین مسطحی (که خلایق ببینند، برای سحر و ساحری) مهیا شویم. (58)

 موسی گفت: وعده‌ی ما و شما روز زینت (یعنی روز عید قبطیان) باشد و مردم پیش از ظهر (به موعد برای مشاهده) همه گرد آورده شوند." (59)

شرح
ایرادات و تهمت های فرعونی
فرعون پس از آن که سخنان موسی راشنید از موسی پرسید : پس تکلیف آنان که قبل از من بودند چه می شود.
موسی به او پاسخ داد که شرح کار و کردار همه بندگان در دفتر الهی ثبت می شود.
فرعون در اینجا دو تهمت به موسی و برادرش زد و گفت تو آمده ای ما را از سرزمین خودمان بیرون کنی دوم این که می خواهی ان کار را را با سحر و جادو وشعبده انجام دهی. پس آماده مبارزه با ساحران و جادوگران ما باش!

 
آیات ۶۰ الی ۷۶

"آن گاه فرعون (از موسی) رو گردانید و به تدبیر جمع‌آوری سحر و ساحران پرداخت، سپس  آمد. (60)
موسی ساحران را گفت: وای بر شما! زنهار بر خدا (به سحر) دروغ مبندید که به عذابی بنیاد شما را بر باد هلاک دهد، و هر کس به خدا افترا بست سخت زیانکار شد. (61)
پس آن‌ها در کارشان به گفت و شنید پرداختند و راز خود را پنهان داشتند." (62)

شرح
موسی با سخنرانی کوتاه نظر ساحران را متوجه حداوند یکتا کرده و به آنان هشدار داد و همین زمینه تغییر و تحول را درون آنان بوجود آورد.

"فرعونیان گفتند: این دو تن (موسی و هارون) دو ساحرند که می‏خواهند به سحرانگیزی خود، شما مردم را از سرزمینتان بیرون کنند و طریقه‌ی نیکوی شما را (که اطاعت فرعون است) از میان ببرند. (63)
پس (ای ساحران) باید شما با هر مکر و تدبیری توانید مهیا شده و (مقابل این دو ساحر) صف‌آرایی کنید، که امروز آن کس که غلبه و برتری یابد محققاً او فیروزی یافته است. "(64)

 
روز ساحران آیات ۶۵ الی
"ساحران گفتند: ای موسی تو نخست به کار خواهی پرداخت یا ما اول بساط خود بیفکنیم؟ (65)
 موسی گفت: شما اول بساط خود درافکنید، (آن‌ها بساط خویش افکندند) که ناگاه در اثر سحر آنان رسن‌ها و چوب‌هاشان پنداشتی در نظر به جنبش و رفتار آمد. (66)
در آن حال موسی در دل خویش سخت بترسید . (67)
ما گفتیم: مترس که تو البته همیشه غلبه و برتری خواهی داشت. (68)
و اینک عصایی که در دست داری بیفکن تا  بساط سحر و ساحری اینان را فرو بلعد، که کار اینان حیله ساحری بیش نیست و ساحر هر جا رود  هرگز فلاح و فیروزی نخواهد یافت. (69)
پس همه ساحران به سجده افتاده و گفتند: ما به خدای موسی و هارون ایمان آوردیم." (70)

 شرح
ساحران دست به جادوی سیاه زدند و چوبها و رسن های آنان به حرکت در آمدند. این نوع جادوی سیاه اوج قدرت جادوگران است که برای جلب توجه و قدرت نمایی طناب و یا چوب را به حرکت در می اورند. هنوز که هنوز است جادوی طناب هندی که در هوا معلق میماند و پسر بچه ای از آن بالا می رفتند و طناب خم نمی شود هم چون موضوعی اسرار آمیز و رازی سر به مهر باقی مانده و جادوگران هندی شگرد این کار را به کسی نمی آموزند.
به هرحال نوبت موسی که شد او عصای خود را به زمین انداخت و آن به چیزی تبدیل شد که همه چوبها و رسن های ساحران را بلعید و سیستم جادوی آنان را باطل ساخت.
جادوگران که این قدرت موسوی را دیدند سجده کرده و گفتند که به خدای موسی و هارون ایمان آوروه اند.


"فرعون گفت: شما چرا پیش از آن‌که من اجازه دهم به موسی ایمان آوردید؟ معلوم است که او در سحر معلم شما بوده، باری من شما را دست و پا بر خلاف یکدیگر می‏برم و بر تنه نخل‌های خرما به دار می‏آویزم و خواهید دانست که عذاب (من و موسی) کدام سخت‏تر و پاینده‏تر است. (71)

 ساحران به فرعون پاسخ دادند که ما تو را هرگز بر این معجزات آشکار که به ما آمده و بر خدایی که ما را آفریده مقدم نخواهیم داشت، پس در حق ما هر چه توانی بکن که هر ظلمی کنی همین حیات دو روزه دنیاست. (72)

ما به راستی به خدای خود ایمان آوردیم تا از خطاهای ما درگذرد و گناه سحری که تو ما را به اجبار بر آن داشتی ببخشد، و (لطف و مغفرت) خدا بهتر و پاینده‏تر (از حیات فانی دنیا) است. (73)

که همانا هر کس به خدای خود طاغی و گنهکار وارد شود جزای او جهنّم است که در آن جا نه بمیرد (تا از عذاب برهد) و نه زنده شود (که از لذت زندگی برخوردار باشد). (74)

و هر کس به خدای خود مؤمن باشد و با اعمال صالح بر او وارد شود اجر آن‌ها هم عالی‏ترین درجات بهشتی است. (75)

آن بهشت‌های عدنی که دائم زیر درختانش نهرها جاری است و تا ابد در آن جا (از نعمت و حیات برخوردار) هستند و آن بهشت پاداش کسی است که خود را (از کفر و عصیان و شرک و طغیان) پاک و پاکیزه گرداند. (76

قران و  اسلام و مشاهیر غرب

اسلام و دیگران

گوته ولتر تولستوی و اسلام

 

نظر گوته  درباره قرآن

-سالیان درازى کشیشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدّس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند اما هرقدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصبِ نا بجا را دریده ایم ، عظمت احکام مقدس اسلام که قرآن مجموعه آن است بُهت و حیرت عجیبى در ما ایحاد نموده است و به زودى این کتاب توصیف ناپذیر ، عالم را به خود جلب نموده و تأثیر عمیقى در علم و دانش جهان مى گذارد و در نتیجه ( قرآن ) جهان مدار مى گردد

نظر ولتر درباره قرآن و اسلام

-همه ادیان روى زمین با عوام فریبى و زبان بازى رواج یافته اند، به جز دین اسلام که از میان همه ساخته هاى دست بشر، تنها دین خدایى به نظر مى رسد، زیرا قوانین آن پس از قرنها هنوز در سراسر دنیا اجرا مى شود. 

-همه کتاب هایى را که تاکنون مسیحیان درباره مسلمانان نوشته اند باید بر آتش افکند

-آیین محمّد  نه تنها پرداخته شیطان و دور از موازین عقلى نیست، بلکه به دین مسیح بسیار نزدیک و از نظر تاریخى تکامل یافته تر از آن است

 

توماس کارلایل وقرآن کریم

-اما قرآن که کتاب مقدس دینى مسلمانان است، احترام آن در نزد پیروان خود بیشتر است از احترام انجیل در نزد مسیحیان، و جمال و رونق او همانا در زبان عربى فصیح، بیشتر تجلى دارد و اگر در نزد اروپائیان جلوه نداشته باشد بواسطه ى این است که ترجمه آن بغیر زبان عربى از  است.

 

گوستاو لوبون و اسلام

ترقى حیرت انگیز اسلام و اشاعه و انتشار قرآن دسته مخالف را بحیرت انداخته در بیان فلسفه آن چنین گفته اند : اسلام چون باب شهوات و لذات نفسانى را باز گذاشته لهذا رغبت عوام بطرف آن زیاد شده و دیگر ، مذهب مزبور به زور شمشیر اشاعه یافته است لیکن به آسانى مى توان ثابت کرد که این تصور بکلى باطل و بى اساس است . فقط از مطالعه قرآن معلوم مى شود که سختى و فشار تعلیمات اخلاقى قرآن کمتر از سایر کتب آسمانى نیست . و البته قرآن تعدد زوجات را اجازه داده است ولى باید دانست که رسم مزبور قبل از اسلام هم در میان ملل مشرق معمول بوده و این تجویز قرآن چیز تازه اى را براى آنها نیاورده

لئو تولستوى

 جاى هیچگونه شبهه و تردید نیست که پیامبر اسلام از بزرگان مصلحین دنیااست، آن هم مصلحى که به جامعه بشریت خدمات شایانى کرده است و این فخر و مباهات براى او بس است که یک ملت خون ریز و وحشى را از چنگال اهریمنان عادات زشت و شنیع برهانید و راه ترقى را بر روى آنان بازکرد و حال آن که هر مرد عادى نمى تواند به چنین کار شگرفى اقدام کند و نتیجه بگیرد .بنابر این شخص شخیص پیامبر اسلام، سزاوار همه گونه احترام و اکرام مى باشد شریعت پیامبر اسلام به علت توافق آن باعقل و حکمت در آینده عالم گیر خواهد شد

 

توماس کارلایل وپیامبر اسلام

دشمنان اگر به نظر حقیقت بنگرند خواهند فهمید در نفس این مرد بزرگ افکارى فوق طمع و دنیوى و جاه و سلطنت وجود داشت

قران و  اسلام و مشاهیر غرب

اسلام و دیگران

گوته ولتر تولستوی و اسلام

 

نظر گوته  درباره قرآن

-سالیان درازى کشیشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدّس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند اما هرقدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصبِ نا بجا را دریده ایم ، عظمت احکام مقدس اسلام که قرآن مجموعه آن است بُهت و حیرت عجیبى در ما ایحاد نموده است و به زودى این کتاب توصیف ناپذیر ، عالم را به خود جلب نموده و تأثیر عمیقى در علم و دانش جهان مى گذارد و در نتیجه ( قرآن ) جهان مدار مى گردد

نظر ولتر درباره قرآن و اسلام

-همه ادیان روى زمین با عوام فریبى و زبان بازى رواج یافته اند، به جز دین اسلام که از میان همه ساخته هاى دست بشر، تنها دین خدایى به نظر مى رسد، زیرا قوانین آن پس از قرنها هنوز در سراسر دنیا اجرا مى شود. 

-همه کتاب هایى را که تاکنون مسیحیان درباره مسلمانان نوشته اند باید بر آتش افکند

-آیین محمّد  نه تنها پرداخته شیطان و دور از موازین عقلى نیست، بلکه به دین مسیح بسیار نزدیک و از نظر تاریخى تکامل یافته تر از آن است

 

توماس کارلایل وقرآن کریم

-اما قرآن که کتاب مقدس دینى مسلمانان است، احترام آن در نزد پیروان خود بیشتر است از احترام انجیل در نزد مسیحیان، و جمال و رونق او همانا در زبان عربى فصیح، بیشتر تجلى دارد و اگر در نزد اروپائیان جلوه نداشته باشد بواسطه ى این است که ترجمه آن بغیر زبان عربى از  است.

 

گوستاو لوبون و اسلام

ترقى حیرت انگیز اسلام و اشاعه و انتشار قرآن دسته مخالف را بحیرت انداخته در بیان فلسفه آن چنین گفته اند : اسلام چون باب شهوات و لذات نفسانى را باز گذاشته لهذا رغبت عوام بطرف آن زیاد شده و دیگر ، مذهب مزبور به زور شمشیر اشاعه یافته است لیکن به آسانى مى توان ثابت کرد که این تصور بکلى باطل و بى اساس است . فقط از مطالعه قرآن معلوم مى شود که سختى و فشار تعلیمات اخلاقى قرآن کمتر از سایر کتب آسمانى نیست . و البته قرآن تعدد زوجات را اجازه داده است ولى باید دانست که رسم مزبور قبل از اسلام هم در میان ملل مشرق معمول بوده و این تجویز قرآن چیز تازه اى را براى آنها نیاورده

لئو تولستوى

 جاى هیچگونه شبهه و تردید نیست که پیامبر اسلام از بزرگان مصلحین دنیااست، آن هم مصلحى که به جامعه بشریت خدمات شایانى کرده است و این فخر و مباهات براى او بس است که یک ملت خون ریز و وحشى را از چنگال اهریمنان عادات زشت و شنیع برهانید و راه ترقى را بر روى آنان بازکرد و حال آن که هر مرد عادى نمى تواند به چنین کار شگرفى اقدام کند و نتیجه بگیرد .بنابر این شخص شخیص پیامبر اسلام، سزاوار همه گونه احترام و اکرام مى باشد شریعت پیامبر اسلام به علت توافق آن باعقل و حکمت در آینده عالم گیر خواهد شد

 

توماس کارلایل وپیامبر اسلام

دشمنان اگر به نظر حقیقت بنگرند خواهند فهمید در نفس این مرد بزرگ افکارى فوق طمع و دنیوى و جاه و سلطنت وجود داشت

قران و  اسلام و مشاهیر غرب

اسلام و دیگران

گوته ولتر تولستوی و اسلام

 

نظر گوته  درباره قرآن

-سالیان درازى کشیشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدّس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند اما هرقدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصبِ نا بجا را دریده ایم ، عظمت احکام مقدس اسلام که قرآن مجموعه آن است بُهت و حیرت عجیبى در ما ایحاد نموده است و به زودى این کتاب توصیف ناپذیر ، عالم را به خود جلب نموده و تأثیر عمیقى در علم و دانش جهان مى گذارد و در نتیجه ( قرآن ) جهان مدار مى گردد

نظر ولتر درباره قرآن و اسلام

-همه ادیان روى زمین با عوام فریبى و زبان بازى رواج یافته اند، به جز دین اسلام که از میان همه ساخته هاى دست بشر، تنها دین خدایى به نظر مى رسد، زیرا قوانین آن پس از قرنها هنوز در سراسر دنیا اجرا مى شود. 

-همه کتاب هایى را که تاکنون مسیحیان درباره مسلمانان نوشته اند باید بر آتش افکند

-آیین محمّد  نه تنها پرداخته شیطان و دور از موازین عقلى نیست، بلکه به دین مسیح بسیار نزدیک و از نظر تاریخى تکامل یافته تر از آن است

 

توماس کارلایل وقرآن کریم

-اما قرآن که کتاب مقدس دینى مسلمانان است، احترام آن در نزد پیروان خود بیشتر است از احترام انجیل در نزد مسیحیان، و جمال و رونق او همانا در زبان عربى فصیح، بیشتر تجلى دارد و اگر در نزد اروپائیان جلوه نداشته باشد بواسطه ى این است که ترجمه آن بغیر زبان عربى از  است.

 

گوستاو لوبون و اسلام

ترقى حیرت انگیز اسلام و اشاعه و انتشار قرآن دسته مخالف را بحیرت انداخته در بیان فلسفه آن چنین گفته اند : اسلام چون باب شهوات و لذات نفسانى را باز گذاشته لهذا رغبت عوام بطرف آن زیاد شده و دیگر ، مذهب مزبور به زور شمشیر اشاعه یافته است لیکن به آسانى مى توان ثابت کرد که این تصور بکلى باطل و بى اساس است . فقط از مطالعه قرآن معلوم مى شود که سختى و فشار تعلیمات اخلاقى قرآن کمتر از سایر کتب آسمانى نیست . و البته قرآن تعدد زوجات را اجازه داده است ولى باید دانست که رسم مزبور قبل از اسلام هم در میان ملل مشرق معمول بوده و این تجویز قرآن چیز تازه اى را براى آنها نیاورده

لئو تولستوى

 جاى هیچگونه شبهه و تردید نیست که پیامبر اسلام از بزرگان مصلحین دنیااست، آن هم مصلحى که به جامعه بشریت خدمات شایانى کرده است و این فخر و مباهات براى او بس است که یک ملت خون ریز و وحشى را از چنگال اهریمنان عادات زشت و شنیع برهانید و راه ترقى را بر روى آنان بازکرد و حال آن که هر مرد عادى نمى تواند به چنین کار شگرفى اقدام کند و نتیجه بگیرد .بنابر این شخص شخیص پیامبر اسلام، سزاوار همه گونه احترام و اکرام مى باشد شریعت پیامبر اسلام به علت توافق آن باعقل و حکمت در آینده عالم گیر خواهد شد

 

توماس کارلایل وپیامبر اسلام

دشمنان اگر به نظر حقیقت بنگرند خواهند فهمید در نفس این مرد بزرگ افکارى فوق طمع و دنیوى و جاه و سلطنت وجود داشت

قران و  اسلام و مشاهیر غرب

اسلام و دیگران

گوته ولتر تولستوی و اسلام

 

نظر گوته  درباره قرآن

-سالیان درازى کشیشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدّس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند اما هرقدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصبِ نا بجا را دریده ایم ، عظمت احکام مقدس اسلام که قرآن مجموعه آن است بُهت و حیرت عجیبى در ما ایحاد نموده است و به زودى این کتاب توصیف ناپذیر ، عالم را به خود جلب نموده و تأثیر عمیقى در علم و دانش جهان مى گذارد و در نتیجه ( قرآن ) جهان مدار مى گردد

نظر ولتر درباره قرآن و اسلام

-همه ادیان روى زمین با عوام فریبى و زبان بازى رواج یافته اند، به جز دین اسلام که از میان همه ساخته هاى دست بشر، تنها دین خدایى به نظر مى رسد، زیرا قوانین آن پس از قرنها هنوز در سراسر دنیا اجرا مى شود. 

-همه کتاب هایى را که تاکنون مسیحیان درباره مسلمانان نوشته اند باید بر آتش افکند

-آیین محمّد  نه تنها پرداخته شیطان و دور از موازین عقلى نیست، بلکه به دین مسیح بسیار نزدیک و از نظر تاریخى تکامل یافته تر از آن است

 

توماس کارلایل وقرآن کریم

-اما قرآن که کتاب مقدس دینى مسلمانان است، احترام آن در نزد پیروان خود بیشتر است از احترام انجیل در نزد مسیحیان، و جمال و رونق او همانا در زبان عربى فصیح، بیشتر تجلى دارد و اگر در نزد اروپائیان جلوه نداشته باشد بواسطه ى این است که ترجمه آن بغیر زبان عربى از  است.

 

گوستاو لوبون و اسلام

ترقى حیرت انگیز اسلام و اشاعه و انتشار قرآن دسته مخالف را بحیرت انداخته در بیان فلسفه آن چنین گفته اند : اسلام چون باب شهوات و لذات نفسانى را باز گذاشته لهذا رغبت عوام بطرف آن زیاد شده و دیگر ، مذهب مزبور به زور شمشیر اشاعه یافته است لیکن به آسانى مى توان ثابت کرد که این تصور بکلى باطل و بى اساس است . فقط از مطالعه قرآن معلوم مى شود که سختى و فشار تعلیمات اخلاقى قرآن کمتر از سایر کتب آسمانى نیست . و البته قرآن تعدد زوجات را اجازه داده است ولى باید دانست که رسم مزبور قبل از اسلام هم در میان ملل مشرق معمول بوده و این تجویز قرآن چیز تازه اى را براى آنها نیاورده

لئو تولستوى

 جاى هیچگونه شبهه و تردید نیست که پیامبر اسلام از بزرگان مصلحین دنیااست، آن هم مصلحى که به جامعه بشریت خدمات شایانى کرده است و این فخر و مباهات براى او بس است که یک ملت خون ریز و وحشى را از چنگال اهریمنان عادات زشت و شنیع برهانید و راه ترقى را بر روى آنان بازکرد و حال آن که هر مرد عادى نمى تواند به چنین کار شگرفى اقدام کند و نتیجه بگیرد .بنابر این شخص شخیص پیامبر اسلام، سزاوار همه گونه احترام و اکرام مى باشد شریعت پیامبر اسلام به علت توافق آن باعقل و حکمت در آینده عالم گیر خواهد شد

 

توماس کارلایل وپیامبر اسلام

دشمنان اگر به نظر حقیقت بنگرند خواهند فهمید در نفس این مرد بزرگ افکارى فوق طمع و دنیوى و جاه و سلطنت وجود داشت

سوره طه  چهل و پنجمین سوره قرآن بر حسب نزول(۲)


طه (۲)
آیات ۲۲ الی۴۶

ادامه شب معجزات برای موسی پیامبر

..‌." دست به زیر بغل خود بر تا دستی بی هیچ عیب سپید و رخشان بیرون آید و این معجزه دیگر تو خواهد بود. (۲۲)

تا باز هم از آیات بزرگ خود به تو ارائه دهیم. (۲۳)

اینک (به رسالت) به جانب فرعون روانه شو که وی سخت طغیان کرده است. (۲۴)

در خواستهای موسی از خدا
موسی عرضه داشت: پروردگارا، شرح صدرم عطا فرما (که از جفا و آزار مردم تنگدل نشوم). (۲۵)

و کار مرا برایم آسان گردان. (۲۶)

و عقده را از زبانم بگشا. (۲۷)

تا مردم سخنم را نیکو فهم کنند. (۲۸)

و نیز از اهل بیت من یکی را وزیر و معاون من فرما. (۲۹)

برادرم هارون را (وزیر من گردان). (۳۰)

پشت مرا به او محکم کن. (۳۱)

و او را در امر (رسالت با) من شریک ساز. (۳۲)

تا دائم به ستایش و سپاس تو پردازیم. (۳۳)

و تو را بسیار یاد کنیم. (۳۴)

که همانا بس تویی بصیر به احوال ما. (۳۵)

پروردگار فرمود: ای موسی آن‌چه از ما خواستی همه به تو اعطا گردید. (۳۶)


و خدا در خواستهای موسی را قبول نموده و لطف های مکرر خود را به یاد او می آورد:

و همانا ما بر تو بار دیگر نیز منّت بزرگی نهادیم. (۳۷)

آن هنگام که (برای حفظ جان تو از بلای فرعونیان) به مادرت وحی مهمی نمودیم. (۳۸)

که کودک خود را در صندوقی گذار و به دریا افکن و باید که امواج دریا کودک را به ساحل رساند تا دشمن من و آن طفل (یعنی فرعون) از دریا طفل را برگیرد و من به لطف خود از تو بر دل‌ها (ی دشمن و دوست) محبت افکندم (تا تو را دوست بدارند) و تا تربیت و پرورشت زیر نظر من انجام گیرد. (۳۹)

آن گاه که (از مادر دور افتادی) خواهرت (در پی تو) روان بود (تا تو را نزد فرعونیان یافت) و می‏گفت: می‏خواهید یکی را که (شیر و تربیت) این طفل را تکفل کند به شما معرفی کنم؟ پس ما (بدین وسیله) تو را به مادرت برگردانیدیم تا به دیدار تو دیده‏اش روشن گردد و دیگر اندوه نخورد. و (باز منّت دیگر آنکه) یک نفر (از فرعونیان) را کشتی و ما از غم آن نیز تو را نجات دادیم و بارها تو را به امتحان و ابتلای سخت بیازمودیم، پس چند سالی در میان مردم مدین زیستی تا آن‌که حال ای موسی به موقع آمدی (تا به مقام نبوت برسی). (۴۰)

و تو را برای (مقام رسالت و محبت) خود پروردم. (۴۱)

خدا از موسی خواست که...

اکنون تو و برادرت با معجزات و آیاتی که به شما دادم (از پی رسالت خود) بروید و سستی در ذکر من روا مدارید. (۴۲)

بروید به سوی فرعون که او سخت به راه طغیان شتافته است. (۴۳)

و با او کمال آرامی و نرمی سخن گویید، باشد که متذکر شود یا (از خدا) بترسد (و ترک ظلم کند). (۴۴)

موسی و هارون عرض کردند: بارالها، می‏ترسیم که فرعون بی‏درنگ بر ما ظلم و عقوبت کند یا بر کفر و سرکشی خود بیفزاید. (۴۵)

خدا فرمود: هیچ نترسید که من با شمایم (و همه گفتار و رفتار شما را با او) می شنوم و می بینم. (۴۶

طه چهل و پنجمین سوره قرآن بر حسب تاریخ نزول

سوره طه
چهل و پنجمین سوره بر حسب نزول
محل نزول مکه

نام خداوند بخشنده مهربان‏

طه (ای مشتاق حق و هادی خلق). (1)

ما قرآن را از آن بر تو نازل نکردیم که (از کثرت عبادت خدا و جهد و کوشش در هدایت خلق) خویشتن را به رنج درافکنی. (2)

تنها غرض از نزول قرآن آن است که مردم خداترس را متذکر و بیدار سازی. (3)

این کتاب بزرگ فرستاده‌ی آن کسی است که زمین و آسمان‌های بلند را آفرید. (4)

 آن خدای مهربانی که بر عرش (عالم وجود و کلیه جهان آفرینش به علم و قدرت) مستولی و محیط است. (5)

هر چه در آسمان‌ها و زمین و بین آن‌ها و زیر کره‌ی خاک موجود است همه ملک اوست. (6)

و اگر به آواز بلند یا آهسته سخن گویی (یکسان است که) همانا خدا بر نهان و مخفی‏ترین امور جهان کاملاً آگاه است. (7)

به جز خدای یکتا که همه‌ی اسما و صفات نیکو مخصوص اوست خدایی نیست. (8)



شرح
نکات مهمی که از آیات ۱ الی ۸ بدست می آیند:
-قرآن برای آشتی بشر با خدا نازل شده است.
-قرآن بر ای این نازل نشده که انسان ب ای تقرب به خداوند خود را زجر و زحمت بدهد.
--قرآن نامه خدای مهربان به انسان است. پس چون خدایی مهربان است که بدنبال فراخوانی انسان بسوی خود است هیچ نیازی به عبادتها و ریاضتهای سخت نیست. خدا خدای مهربانیها ست.
-اگر انسان آهسته هم حرف بزند خدا صدای او را می شنود.
اسماء و صفات نیکو متعلق به خداوند است که خدایی یکتا ست.

تعبیر ابن سینا: ماهیت خداوند همان هستی او ست که هیچ کثرتی به او راه ندارد. هستی خداوند نکی صرف و خیر محض است و چون خیر و نیکویی محض است همواره هستی ها و نیکی ها از هستی او جاری است. او منبع اصلی و حقیقی فیضان هستی ها ونیکویی ها ست. او خیر مطلق است.


داستان شگفت انگیز موسی پیامبر که خدا با او سخن گفت.

و آیا داستان موسی به تو رسیده است؟ (9)

آن گاه که آتشی مشاهده کرد و به اهل بیت خود (که در بیابان سرد به آتش محتاج بودند) گفت: اندکی مکث کنید که از دور آتشی به چشم دیدم، باشد که یا پاره‏ای از آن آتش بر شما بیاورم یا از آن (به جایی) راه یابم. (10)

چون موسی به آن آتش نزدیک شد (در میان درختی آتشی روشن دید و از آن جا) ندا شد که ای موسی، (11)

منم پروردگار تو، نعلین (همه‌ی علایق غیر مرا) از خود به دور کن که اکنون در وادی مقدس طوی (و مقام قرب ما) قدم نهاده‏ای. (12)

و من تو را (به رسالت خود) برگزیدم، در این صورت به سخن وحی گوش فرا ده. (13)

منم خدای یکتا که هیچ خدایی جز من نیست، پس مرا (به یگانگی) بپرست و نماز را مخصوصاً برای یاد من به پادار. (14)
 
و محققاً ساعت قیامت خواهد رسید و من خواهم که آن ساعت را پنهان دارم تا (مردم آزمایش شوند و) هر نفسی به پاداش اعمالش در (آن روز) برسد. (15)

 پس زنهار مردمی که به قیامت ایمان ندارند و پیرو هوای نفسند تو را از یاد آن (روز هولناک) بازندارند و غافل نکنند و گرنه هلاک خواهی شد. (16)

شرح
چه مبارک سحری بود چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند

در یک شب مبارک که موسی پیامبر همراه خانواده خود از دامنه کوه طور سینا گذر می کرد آتشی را برروی درختی دید. به آنان گفت شما در این مکان صبر تا من خبری گرفته و یا قدری آتش بر ای شما بیاورم. که ناگه ندایی بر خاست که ای موسی این پرودگار توست که سخن می گوید تو در مکان مقدسی هستی پس نعلین خود از پای در آور! که من ترا به پیامبری بر گزیدم.

موسی و شب معجزه ها

و ای موسی، اینک بازگو تا چه به دست راست داری؟ (17)

موسی عرضه داشت: این عصای من است که بر آن تکیه میزنم و با آن از درختان بر گوسفندانم برگ میریزم و حوائجی دیگر (چون مدد راه رفتن و دفع دشمن و غیره) نیز به آن انجام میدهم. (18)

 خدا فرمود: ای موسی این عصا بیفکن. (19)

موسی چون آن را به زمین افکند عصا اژدهایی مهیب شد که (به هر سو) می‏شتاافت. (20)

باز (حضرت احدیت) فرمود: عصا را برگیر و از آن مترس که ما آن را به حالت اولش برمی گردانیم. (21)

شرح
آنگاه خدا به موسئ گفت تا عصای خود را بر زمین اندازد و عصای به اژدهایی مهیب مبدل شد، خوف و ترس موسی را فراگرفت و پرودگار گفت مترس !و آنرا بدست گیر ما آنرا به طبیعت اول خود باز می گردانیم. این همان عصا بود که بر ینگ زده شد و دوازده چشمه آب از آن جاری شد و این همان عصا بود که بر دریا زده شد و قوم یهود از دریا به سلامت گذشتند. با ابن همه معجزه که دیدند آخر کار گوساله پرست شدند. و قران تنها معجزه پیامبر بود که قرنها را در نوردید و میلیونها میلیون انسان معتقد به خداوند تربیت کرد.

 

ادامه دارد...

سوره چهل و چهارم قرآن برحسب نزول : بخش اول:تولد مسیح

ادامه از نوشتار پیشین

سوره مریم سوره چهل و چهارم قرآن بر حسب تاریخ نزول

محل نزول شهر مکه

آیات ۱ الی ۱۴

بشارت به زکریای پیامبر به جهت تولد یحیی پیامبر

معصومیت پیامبران سه ویژگی یحیی پیامبر:

-به  پدر و مادر خود نیکویی کرد

-در تمام عمر گناه نکرد .

-د رتما م عمر ظلم نکرد.

 به نام خداوند بخشنده مهربان

آیات :"کهیعص (این حروف رموز و اسراری است در میان خدا و رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم). (۱)

در این آیات پروردگار تو از رحمتش بر بنده خاصّ خود زکریا سخن می گوید. (۲)

(یاد کن حکایت او را) وقتی که خدای خود را در نهان ندا کرد. (۳)

که پروردگارا، استخوان من سست گشت و فروغ پیری بر سرم بتافت و با وجود این من از دعا به درگاه کرم تو خود را هرگز محروم ندانسته ام. (۴)

و من از این وارثان کنونی برای پس از خود بیمناکم و زوجه‌ی من هم نازا و عقیم است، تو از لطف خاص خود فرزندی به من عطا فرما. (۵)

که او وارث من و همه آل یعقوب باشد و تو ای خدا او را وارثی پسندیده و صالح مقرر فرما. (۶)

ای زکریا همانا تو را به فرزندی که نامش یحیی است و از این پیش همنام و همانندش (در تقوا) نیافریدیم بشارت می دهیم. (۷)

زکریا گفت : الها، مرا از کجا پسری تواند بود در صورتی که زوجه‌ی من نازاست و من هم از شدت پیری خشک و فرتوت شدهام؟! (۸)

گفت: چنین خواهد شد و پروردگارت گوید: این کار برای من بسیار آسان است و منم که تو را پس از هیچ و معدوم صرف بودن، نعمت وجود بخشیدم. (۹)

زکریا باز عرضه داشت: بارالها، برای من نشانه و حجتی بر این بشارت قرار ده، خدا فرمود: بدین نشان که تا سه شبانه روز با مردم تکلم نکنی با آن‌که تندرست هستی. (۱۰)

پس زکریا در حالی که از محراب بر قومش بیرون آمد به آنان اشاره کرد که صبح و شام به تسبیح و نماز قیام کنید. (۱۱)

(چون زکریا ذکر تسبیح و نماز کرد ما به او یحیی را عطا کردیم و چون سه ساله شد به وی خطاب کردیم که) ای یحیی، تو کتاب آسمانی ما را به قوت (نبوت) فراگیر، و به او در همان سن کودکی مقام نبوت بخشیدیم. (۱۲)

و نیز او را به لطف خاص خود رحمت و مهربانی و پاکی و پارسایی دادیم و او طریق تقوا پیش گرفت. (۱۳)

معصوم بودن یحیی پیامبر و سه ویژگی او

آیه :"و هم در حق پدر و مادر خود بسیار نیکوکار بود و هرگز به احدی ستم نکرد و معصیت خدا را مرتکب نگردید." (۱۴)

آیه :"و سلام حق بر او باد در روز ولادتش و روز وفاتش و روزی که زنده برانگیخته خواهد شد. "(۱۵)

شرح

معصومیت پیامبران خدا از طریق همین آیه صد در صد قابل اثبات است مگر آن که کسی یا به پیامبران اعتقاد نداشته باشد و یا به قرآن معتقد نباشد.

ادامه دارد.

چرا نباید خود کشی کرد؟


گزارش یک قتل تاریخی
«...هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته است...»

سوره مائده آیه ۳۲

این آیه حکایتی دارد به قدمت طول عمر بشری که از نسل آدم و حوا بودند.حکایت برادری که اولین قتل تاریخ را انجام داد.

قرآن در این ارتباط می گوید!

داستان دو پسر آدم را به درستى بر ايشان بخوان هنگامى كه [هر يك از آن دو] قربانيى پيش داشتند پس از يكى از آن دو پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد [قابيل] گفت‏ حتما تو را خواهم كشت [هابيل] گفت‏ خدا فقط از تقواپيشگان مى ‏پذيرد 

اگر دست ‏خود را به سوى من دراز كنى تا مرا بكشى من دستم را به سوى تو دراز نمى ‏كنم تا تو را بكشم چرا كه من از خداوند پروردگار جهانيان مى‏ ترسم (۲۸)

 

من مى‏ خواهم تو با گناه من و گناه خودت [به سوى خدا] بازگردى و در نتيجه از اهل آتش باشى و اين است‏ سزاى ستمگران 

پس نفس [اماره]اش او را به قتل برادرش ترغيب كرد و وى را كشت و از زيانكاران شد (۳۰)

 

پس خدا زاغى را برانگيخت كه زمين را مى ‏كاويد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان كند [قابيل] گفت واى بر من آيا عاجزم كه مثل اين زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان كنم پس از [زمره] پشيمانان گرديد (۳۱)

 

از اين روى بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كسى را جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادى در زمين بكشد چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد و هر كس كسى را زنده بدارد چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پيامبران ما دلايل آشكار براى آنان آوردند [با اين همه] پس از آن بسيارى از ايشان در زمين زياده‏ روى مى كنند (۳۲)

 

بخشی از آخرین آیات یعنی آنجا که می گوید...!هرکسی که  کس دیگری را که مرتکب قتل نشده بکشد گویی تمام مردمان زنده دنیا را بکشد

وکسی که شخصی را از مرگ نجات دهد گویی تمام مردمان زنده دنیا را از مرگ نجات داده است

این دوجمله کافی است که هیچ انسانی دست به خود کشی نزند.چون عموما کسی که دست به خود کشی می زند در کار ی و یا رابطه ای شکست خورده است که می خواهد خود را بکشد.ولی نمی داند که با کشتن خود که در اصل او نیز بی گناه است دست خود را به خون همه زندگان آلوده است.

پس خوشا بر   آنانکه توانسته و یا می توانند در لحظات جاودانه کسی را از مرگ نجات دهند که گویی همه زندگان را نجات دهتد.

تا آنجا که من اطلاع دارم چنین آیه و گفتاری در هیچ یک از کتابهای آسمانی وجود ندارد.

 

پس اگر قصد خود کشی دارید ابتدا سعی کنید گره از کار کسی باز کنید !به در مانده ای کمکی کنید،!به غمزده ای دلداری دهید،از دوستی احوالپرسی کنید،، بدین کسی که دوستش دا رید بروید! به درد دل کسی مثل گوش دهید و اورا یاری فکری دهید که چگونه نجات پیداکند!به یتیمخانه ای بروید و بر چهره یتیمان لبخندی بزنید و از آنان دلجویی کنید!از بیماران عیادت کنید وبرایشان آرزوی سلامتی کنید...مطمئن باشید که از خودکشی منصرف خواهید شد

آنان هر گز قرآن را نخوانده اند، باور نمی کنید؟ ولی حقیقت دارد.

از قر آن چه می دانیم و چه قدر می دانیم؟

این که کتابی یا مطلبی و یا نوشته ای را در جا بپذیریم و یا رد کنیم مهم نیست!بلکه مهم آن است که چقدر از آن نوشتار می دانیم.

دادستانی که پرونده ای در دست دارد اگر منصف باشد ابتدا خود پرونده را خط به خط که هیچ بلکه واژه به واژه خوانده و در مورد آنان می اندیشد به عقل ووجدان و اطلاعات خود رجوع نموده همه شواهد را در نظر می گیرد و سپس نظر می دهد.

می فرمایید خیر!  این طور نیست ! خوب ! من اینجا صد پرسش در مورد قران و از متن خود قرآن مطرح می کنم. هر بار ده تا سی پرسش! و منتظر پاسخ می مانم.

اگر پاسخ صحیح و یا نادرست ولی مودبانه که نشان از انسانی با فر هنگ و شعور داده شود با نام و آدرس در اینجا درج میکنم.

ولی مطمئن هستم که ۹۹ در صد افراد  بخصوص از نسل جوان و حتی جوانان مسلمان که قران را قبول دارند از محتوی اصلی قران بی خبرند.

می گویید این طورنیست؟ خوب شروع می کنیم،:

۱ چهار قوم و گروه برتر از نظر قرآن کدامند؟

۲ جهان بر اساس دو ویژگی و پارامتر علمی خلق شده آن دو پارامتر کدامند؟

۳ اما م به چند معنی در قران به کار رفته است؟

۴-کار نیک در قران به دو گروه تقسیم شده قلابی و مجازی و حقیقی آن دو کدامند؟

۵ مشکل فیزیکی زمین از نظر قرآن چه چیزهای هستند که آنرا تهدید می کنند 

 ۶ زن از دنده چپ مرد خلق شده یا راست؟

۷ ارزش کار نیک مرد از نظر قران چند برابر کار نیک زن می باشد؟

۸ فرمول تغییر انسان طبق قرآن در چیست؟

۹ بد یمنی انسانها و بخت بد آنها در کجاست؟

۱۰ چه کسانی از پیامبری و امامت محرومند؟

۱۱- امامان آتش چه کسانی هستند؟

۱۲-آیا انسان از خود اگاه است؟

۱۳- تهمت های مشرکان به پیامبر چه بود؟

۱۴-در خواستهای اضافی مشرکان چه بود؟

۱۵- دو گناهی که هر گز بخشیده نمی شوند؟

۱۶- شرایط شروع و اتمام جنگ از طرف مسلمان چیست؟

۱۷-چهار کلید گذر از عقبه قیامت کدامند؟

۱۸- انسان چه میزان در تغییر سرنوشت خود اثر دارد؟

۱۹-فرعون زمان موسی برای چه بر ج ساخت؟

۲۰- بدترین گناه قوم لوط چه بود؟

۲۱-چرا خدا زنان را خلق کرد؟

۲۲-حکم سنگسا ر در کدام سوره آمده است؟

۲۳-با ایمان حقیقی چند ویژگی دارد؟

۲۴- سه شرط اصلی پذیرش توبه چیست؟

۲۵-دو آرزوی اصلی انان که در جهنم گرفتار می شوند چیست؟

۲۶- کدام گناها ن و با چه شرایطی بخشیده می شوند؟

۲۷-آیا طبق قران پیامبران غیر ابراهیمی هم مبعوث شده اند؟

۲۸- تکلیف انسان در ارتباط با موضوعی که علم و اگاهی چندانی از آن ندارد چیست؟

۲۹-رازی که قران در ارتباط با زبان افشاء کرده چیست؟

۳۰-مشکل اصلی خدایان مصنوعی چیست؟

ادامه دارد...

سوره مریم چهل و چهارمین سوره بر حسب نزول: معصومیت پیامبران

ادامه از نوشتار پیشین

سوره مریم سوره چهل و چهارم قرآن بر حسب تاریخ نزول

محل نزول شهر مکه

آیات ۱ الی ۱۴

بشارت به زکریای پیامبر به جهت تولد یحیی پیامبر

معصومیت پیامبران سه ویژگی یحیی پیامبر:

-به  پدر و مادر خود نیکویی کرد

-در تمام عمر گناه نکرد .

-د رتما م عمر ظلم نکرد.

 به نام خداوند بخشنده مهربان

آیات :"کهیعص (این حروف رموز و اسراری است در میان خدا و رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم). (۱)

در این آیات پروردگار تو از رحمتش بر بنده خاصّ خود زکریا سخن می گوید. (۲)

(یاد کن حکایت او را) وقتی که خدای خود را در نهان ندا کرد. (۳)

که پروردگارا، استخوان من سست گشت و فروغ پیری بر سرم بتافت و با وجود این من از دعا به درگاه کرم تو خود را هرگز محروم ندانسته ام. (۴)

و من از این وارثان کنونی برای پس از خود بیمناکم و زوجه‌ی من هم نازا و عقیم است، تو از لطف خاص خود فرزندی به من عطا فرما. (۵)

که او وارث من و همه آل یعقوب باشد و تو ای خدا او را وارثی پسندیده و صالح مقرر فرما. (۶)

ای زکریا همانا تو را به فرزندی که نامش یحیی است و از این پیش همنام و همانندش (در تقوا) نیافریدیم بشارت می دهیم. (۷)

زکریا گفت : الها، مرا از کجا پسری تواند بود در صورتی که زوجه‌ی من نازاست و من هم از شدت پیری خشک و فرتوت شدهام؟! (۸)

گفت: چنین خواهد شد و پروردگارت گوید: این کار برای من بسیار آسان است و منم که تو را پس از هیچ و معدوم صرف بودن، نعمت وجود بخشیدم. (۹)

زکریا باز عرضه داشت: بارالها، برای من نشانه و حجتی بر این بشارت قرار ده، خدا فرمود: بدین نشان که تا سه شبانه روز با مردم تکلم نکنی با آن‌که تندرست هستی. (۱۰)

پس زکریا در حالی که از محراب بر قومش بیرون آمد به آنان اشاره کرد که صبح و شام به تسبیح و نماز قیام کنید. (۱۱)

(چون زکریا ذکر تسبیح و نماز کرد ما به او یحیی را عطا کردیم و چون سه ساله شد به وی خطاب کردیم که) ای یحیی، تو کتاب آسمانی ما را به قوت (نبوت) فراگیر، و به او در همان سن کودکی مقام نبوت بخشیدیم. (۱۲)

و نیز او را به لطف خاص خود رحمت و مهربانی و پاکی و پارسایی دادیم و او طریق تقوا پیش گرفت. (۱۳)

معصوم بودن یحیی پیامبر و سه ویژگی او

آیه :"و هم در حق پدر و مادر خود بسیار نیکوکار بود و هرگز به احدی ستم نکرد و معصیت خدا را مرتکب نگردید." (۱۴)

آیه :"و سلام حق بر او باد در روز ولادتش و روز وفاتش و روزی که زنده برانگیخته خواهد شد. "(۱۵)

شرح

معصومیت پیامبران خدا از طریق همین آیه صد در صد قابل اثبات است مگر آن که کسی یا به پیامبران اعتقاد نداشته باشد و یا به قرآن معتقد نباشد.

ادامه دارد... 

سوره مر یم چهل و چهارمین سوره برحسب نزول: و خدا عیسی مسیح را آفرید.

 

سوره مریم (۲)

ادامه از نوشتار پیشین

آیات ۱۶ الی ۳۶

-رنجهای مریم مقدس

-روح القدس در قامت بشری زیبا

-و خدا عیسی مسیح را با روح خود آفرید.

آیه :"و یاد کن در کتاب خود احوال مریم را آن گاه که از اهل خانه خویش کنار گرفته به مکانی به مشرق (بیت المقدس برای عبادت) روی آورد." (۱۶)

ظهور روح القدس بر مریم در قامت بشر

و آن گاه که از همه خویشانش به کنج تنهایی محتجب و پنهان گردید ما روح خود را (روح القدس که فرشته اعظم است) بر او فرستادیم و او در صورت بشری زیبا و راست اندام بر او ظاهر شد. (۱۷)

مریم گفت: من از تو پناه به خدای رحمان می‏برم اگر مرد پرهیزکاری هستی. (۱۸)

گفت: من فرستاده خدای توام، آمده‏ام تا تو را پسری بخشم بسیار پاکیزه و پاک سیرت. (۱۹)

مریم گفت: از کجا مرا پسری تواند بود در صورتی که دست بشری به من نرسیده و کار ناشایسته‏ای هم نکرده‏ام؟ (۲۰)

گفت: این چنین کار البته خواهد شد، خدایت فرموده که بسیار بر من آسان است (تا قدرت ما را بر آن دریابی) و تا این پسر را آیت بزرگ و رحمت واسع خود برای خلق گردانیم و قضای الهی بر این کار رفته است. (۲۱)

پس مریم به آن پسر بار برداشت و (برای آنکه از سرزنش قوم جاهل برکنار باشد) با آن به مکانی دور خلوت گزید. (۲۲)

رنجهای مریم مقدس

آن گاه درد زاییدن او را به کنار درخت خرمایی کشانید (و از شدت حزن و اندوه با خود) گفت: ای کاش من از این پیش مرده بودم و از صفحه‌ی عالم به کلی نامم فراموش شده بود. (۲۳)

چشمه معجزه ها پس از زیر آن درخت او را ندا کرد ند که غمگین مباش که خدای تو از زیر قدم تو چشمه آبی جاری کرد. (۲۴)

شاخ درخت را به سوی خود حرکت ده تا از آن بر تو رطب تازه فرو ریزد. (۲۵)

پس (از این رطب) تناول کن و (از این چشمه آب) بیاشام و چشم خود (به عیسی) روشن دار، و هر کس از جنس بشر را که ببینی (به اشاره) با او بگو: برای خدای رحمن نذر روزه (سکوت) کرده‏ام و امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت. (۲۶)

روزه سکوت آن گاه کودک را برداشته نزد قوم خود آورد گفتند: ای مریم عجب کاری منکر و شگفت‌آور کردی! (۲۷)

خواهر هارون ای خواهر هارون، تو را نه پدری ناصالح بود و نه مادری بدکار (پس تو دختر بکر از کجا فرزند یافتی)! (۲۸)

شرح خواهر هارون همان خواهر موسی پیامبر بود که از موسی دوری جست و به راه مخالفان او رفت. اما ونام او در میان قوم یهود ضرب المثلی شد و برای بد نامیدن هر زنی بکار نی رفت که ازشریعت یهود جدا شده بود . کودک معجزه که از کودکی پیامبر بود مریم به اشاره حواله به طفل کرد، آن‌ها گفتند: ما چگونه با طفل گهواره‏ای سخن گوییم؟ (۲۹)

آن طفل (به امر خدا به زبان آمد و) گفت: همانا من بنده‌ی خاص خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود. (۳۰)

و مرا هر کجا که باشم مایه برکت (و رحمت) گردانید، و تا زنده‏ام به عبادت نماز و زکات سفارش کرد. (۳۱) و مرا نیکوکار به مادرم ساخت و مرا ستمکار و شقی نگردانید. (۳۲)

روز تولد مسیح،

روزی که مسیح جهان را ترک نمود ،

و روزی که مجددا برانگیخته شود.

و سلام حق بر من است روزی که به دنیا آمدم و روزی که از جهان بروم و روزی که (برای زندگانی ابدی) باز زنده برانگیخته شوم. (۳۳)

این است (قضیه) عیسی بن مریم که مردم در امر خلقتش شک و ریب دارند، اکنون به سخن حق و صواب، حقیقت حالش بیان گردید. (۳۴)

خدا را هرگز نشاید که فرزندی اتخاذ کند، که وی منزه از آن است، (او قادری است که) چون حکم نافذش به ایجاد چیزی تعلق گیرد همین که گوید: «موجود باش» بی‏درنگ آن چیز موجود می‏شود. (۳۵)

خدای یکتا پروردگار من و شماست، او را پرستید که راه راست همین راه خداپرستی است. (۳۶)

مردم در مورد مسیح اختلاف کردند آن گاه طوایف مردم (یعنی نصاری) در میان خود (درباره مسیح پسر مریم) اختلاف کردند (برخی او را از کفر و جهل، خدا دانستند و برخی پسر خدا و برخی پسر یوسف نجارش خواندند)، پس وای بر این مردم کافر از حضور در آن روز بزرگ قیامت. (۳۷)

ادامه دارد‌..

چهل و چهارمین سوره قرآن بر حسب تاریخ نزول

 

سوره مریم سوره چهل و چهارم قرآن بر حسب تاریخ نزول

محل نزول شهر مکه

آیات ۱ الی ۱۴

بشارت به زکریای پیامبر به جهت تولد یحیی پیامبر

معصومیت پیامبران

سه ویژگی یحیی پیامبر:

-به مادر خود نیکویی کرد

-در تمام عمر گناه نکرد د

رتما م عمر ظلم نکرد

به نام خداوند بخشنده مهربان آیات :"کهیعص (این حروف رموز و اسراری است در میان خدا و رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم). (۱) در این آیات پروردگار تو از رحمتش بر بنده خاصّ خود زکریا سخن می گوید. (۲) (یاد کن حکایت او را) وقتی که خدای خود را در نهان ندا کرد. (۳) که پروردگارا، استخوان من سست گشت و فروغ پیری بر سرم بتافت و با وجود این من از دعا به درگاه کرم تو خود را هرگز محروم ندانسته ام. (۴) و من از این وارثان کنونی برای پس از خود بیمناکم و زوجه‌ی من هم نازا و عقیم است، تو از لطف خاص خود فرزندی به من عطا فرما. (۵) که او وارث من و همه آل یعقوب باشد و تو ای خدا او را وارثی پسندیده و صالح مقرر فرما. (۶) ای زکریا همانا تو را به فرزندی که نامش یحیی است و از این پیش همنام و همانندش (در تقوا) نیافریدیم بشارت می دهیم. (۷) زکریا گفت : الها، مرا از کجا پسری تواند بود در صورتی که زوجه‌ی من نازاست و من هم از شدت پیری خشک و فرتوت شدهام؟! (۸) (فرشته ای از زبان خدا) گفت: چنین خواهد شد و پروردگارت گوید: این کار برای من بسیار آسان است و منم که تو را پس از هیچ و معدوم صرف بودن، نعمت وجود بخشیدم. (۹) زکریا باز عرضه داشت: بارالها، برای من نشانه و حجتی بر این بشارت قرار ده، خدا فرمود: بدین نشان که تا سه شبانه روز با مردم تکلم نکنی با آن‌که تندرست هستی. (۱۰) پس زکریا در حالی که از محراب بر قومش بیرون آمد به آنان اشاره کرد که صبح و شام به تسبیح و نماز قیام کنید. (۱۱) (چون زکریا ذکر تسبیح و نماز کرد ما به او یحیی را عطا کردیم و چون سه ساله شد به وی خطاب کردیم که) ای یحیی، تو کتاب آسمانی ما را به قوت (نبوت) فراگیر، و به او در همان سن کودکی مقام نبوت بخشیدیم. (۱۲) و نیز او را به لطف خاص خود رحمت و مهربانی و پاکی و پارسایی دادیم و او طریق تقوا پیش گرفت. (۱۳)

معصوم بودن یحیی پیامبر و سه ویژگی او

آیه :"و هم در حق پدر و مادر خود بسیار نیکوکار بود و هرگز به احدی ستم نکرد و معصیت خدا را مرتکب نگردید." (۱۴)

آیه :"و سلام حق بر او باد در روز ولادتش و روز وفاتش و روزی که زنده برانگیخته خواهد شد. "(۱۵)

شرح

معصومیت پیامبران خدا از طریق همین آیه صد در صد قابل اثبات است مگر آن که کسی یا به پیامبران اعتقاد نداشته باشد و یا به قرآن معتقد نباشد.

ادامه دارد...

سوره  مریم چهل و چهارمین سوره قرآن بر حسب تاریخ نزول : سه ویژگی معصوم بودن

سوره مریم

سوره چهل و چهارم قرآن بر حسب تاریخ نزول

محل نزول شهر مکه

آیات ۱ الی ۱۴

بشارت به زکریای پیامبر به جهت تولد یحیی پیامبر

معصومیت پیامبران سه ویژگی یحیی پیامبر:

-به مادر خود نیکویی کرد

-در تمام عمر گناه نکرد

د رتما م عمر ظلم نکرد

به نام خداوند بخشنده مهربان

آیات :"کهیعص (این حروف رموز و اسراری است در میان خدا و رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم). (۱)

در این آیات پروردگار تو از رحمتش بر بنده خاصّ خود زکریا سخن می گوید. (۲)

(یاد کن حکایت او را) وقتی که خدای خود را در نهان ندا کرد. (۳)

که پروردگارا، استخوان من سست گشت و فروغ پیری بر سرم بتافت و با وجود این من از دعا به درگاه کرم تو خود را هرگز محروم ندانسته ام. (۴)

و من از این وارثان کنونی برای پس از خود بیمناکم و زوجه‌ی من هم نازا و عقیم است، تو از لطف خاص خود فرزندی به من عطا فرما. (۵)

که او وارث من و همه آل یعقوب باشد و تو ای خدا او را وارثی پسندیده و صالح مقرر فرما. (۶)

ای زکریا همانا تو را به فرزندی که نامش یحیی است و از این پیش همنام و همانندش (در تقوا) نیافریدیم بشارت می دهیم. (۷)

زکریا گفت : الها، مرا از کجا پسری تواند بود در صورتی که زوجه‌ی من نازاست و من هم از شدت پیری خشک و فرتوت شدهام؟! (۸)

(فرشته ای از زبان خدا) گفت: چنین خواهد شد و پروردگارت گوید: این کار برای من بسیار آسان است و منم که تو را پس از هیچ و معدوم صرف بودن، نعمت وجود بخشیدم. (۹)

زکریا باز عرضه داشت: بارالها، برای من نشانه و حجتی بر این بشارت قرار ده، خدا فرمود: بدین نشان که تا سه شبانه روز با مردم تکلم نکنی با آن‌که تندرست هستی. (۱۰)

پس زکریا در حالی که از محراب بر قومش بیرون آمد به آنان اشاره کرد که صبح و شام به تسبیح و نماز قیام کنید. (۱۱)

(چون زکریا ذکر تسبیح و نماز کرد ما به او یحیی را عطا کردیم و چون سه ساله شد به وی خطاب کردیم که) ای یحیی، تو کتاب آسمانی ما را به قوت (نبوت) فراگیر، و به او در همان سن کودکی مقام نبوت بخشیدیم. (۱۲)

و نیز او را به لطف خاص خود رحمت و مهربانی و پاکی و پارسایی دادیم و او طریق تقوا پیش گرفت. (۱۳)

معصوم بودن یحیی پیامبر و سه ویژگی او

آیه :"و هم در حق پدر و مادر خود بسیار نیکوکار بود و هرگز به احدی ستم نکرد و معصیت خدا را مرتکب نگردید." (۱۴)

آیه :"و سلام حق بر او باد در روز ولادتش و روز وفاتش و روزی که زنده برانگیخته خواهد شد. "(۱۵)

شرح معصومیت پیامبران خدا از طریق همین آیه صد در صد قابل اثبات است مگر آن که کسی یا به پیامبران اعتقاد نداشته باشد و یا به قرآن معتقد نباشد.

ادامه دارد...

سوره چهل سوم قرآن ب  حسب تاریخ نزول: بهشت آنجاست آزاری نباشد

ادامه از نوشتار پیشین

آیات ۳۳ الی ۴۵

بهشت ابدی سرزمین بدون درد و رنج

آیه : "همان بهشت ابدی که در آن داخل شوند و با زر و گوهرهای آن (به دست و بدن) زیور گردند و جامه‌ی حریر و پرند در بر کنند. (33)  

و گویند: حمد خدا را که حزن و اندوه ما ببرد، همانا خدای ما بسیار بخشنده جرم گناهکاران و پاداش دهنده سپاس شکر گزاران است. (34)

  شکر آن خدای را که از لطف و کرم، ما را به منزل دائمی (بهشت) وارد کرد، که در اینجا هیچ رنج و المی به ما نرسد و ابدا ضعف و خستگی نخواهیم یافت. (35)  

دوزخ 

سرزمین رنجها

آیه : " و آنان که کافر شدند عذاب ایشان آتش دوزخ است که نه حکم مرگ بر آنان رود تا بمیرند و نه از عذابش کاسته شود (تا آسوده شوند). این گونه هر کافر لجوجی را کیفر می‏کنیم. ،"(3۶)

آرزوی اهل جهنم

   آیه :"و آن کفّار در آتش دوزخ فریاد و ناله کنند که ای پروردگار، ما را (از این عذاب) بیرون آور تا بر خلاف گذشته به اعمال نیک بپردازیم. (خطاب شود) آیا شما را به اندازه‏ای عمر ندادیم که هر که اهل تذکر و پند شنیدن است در این مدت متذکر شود (و به توبه پردازد)؟ و آیا بیم‌دهندگان بر شما نیامدند؟ پس (امروز) عذاب دوزخ را بچشید که ستمکاران را هیچ یار و نجات دهنده‏ای نخواهد بود. (37)  

خدا به اسرار غیب آسمان‌ها و زمین داناست و به افکار و اندیشه‌ی دل‌ها هم کاملاً آگاه است. (38)

 انسان خلیفه کیست؟

آیه : "اوست خدایی که شما را در زمین جانشین (امم گذشته) قرار داد، اینک هر کس کافر شود زیان کفر بر خود اوست و کفر کافران نزد خدایشان چیزی جز خشم و غضب حق بر آنان نیفزاید و کفر کافران چیزی جز خسارت و زیان بر آن‌ها نخواهد افزود." (39)  

شادروان استاد مهدی الهی قمشه ای  در ترجمه  خود انسان را خلیفه و جانشین انسانهای پیشین دانسته است. این به معنی آن است که پیش از ادم و حوا نیز آدمیانی برروی زمین بوده اند که نسلشان نابود شده و قران نیز چنین مطلبی را تائید می کند.

فقر و بیچارگی بتها

آیه: "(ای رسول ما، مشرکان را) بگو: شما که خدای یگانه را رها کرده و بتان را شریک خدا می‏خوانید با من بگویید و نشان دهید که این بتان چه چیزی از زمین آفریده‏اند؟ یا آیا شرکتی در خلقت آسمان‌ها (با خدا) داشته ‏اند؟ یا کتابی به آن‌ها داده‏ایم که (بر عقیده شرک خود) از آن برهانی آرند؟ (هیچ یک از این‌ها نیست) بلکه ستمکاران مشرک را حجّتی جز وعده‌ی دروغی که به آن یکدیگر را می‏فریبند چیزی در دست نیست. "(40)  

امکان لغزش آسمان و زمین

آیه :"محققاً خدا آسمان‌ها و زمین را از این‌که از جای خود بلغزند نگاه می‏دارد، و اگر رو به لغزش و انحراف از مسیر خود نهند گذشته از او هیچ کس آن‌ها را محفوظ نتواند داشت، (و بدانید) که خدا (بر کفر و گناه خلق) بسیار بردبار و آمرزنده است." (41)  

آرزوهای عربهای حجاز پیش از اسلام

آیه :"و (مشرکان عرب) محکم‏ترین قسم به نام خدا یاد می‏کردند که اگر بیم‌کننده‏ای از جانب خدا برای (هدایت) آن‌ها بیاید از هر یک از امم (یهود و نصاری زودتر و) بهتر هدایت یابند. و آن‌گاه که بیم‌کننده‏ای آمد بر آن‌ها چیزی جز مخالفت و نفرت نیفزود.(۴۲)

آیه:"  بدین جهت که می‏خواستند در زمین تکبر و گردنکشی کنند و مکر در اعمال بد اندیشند، و مکر زشت و فکر بدکاری جز بر صاحبش احاطه نکند، پس آیا اینان جز آن‌که به طریقه‌ی امم گذشته هلاک شوند انتظاری دارند؟ و طریقه‌ی خدا (در هلاک بد اندیشان) را هرگز مبدّل نخواهی یافت و طریقه‌ی حق (و سنّت الهی) را هرگز تغییرپذیر نخواهی یافت." (43)  

زمین را سیر وسیاحت کنید!

آیه"آیا این مردم در روی زمین سیر نکردند تا عاقبت کار ستمکاران پیش از خود را که نیرو و اقتدارشان هم بسیار بیش از اینان بود (به دیده عبرت) بنگرند که چگونه شد؟ و هیچ موجودی در آسمان‌ها و زمین از قدرت خدا نتواند کاست، که همانا خدا در ازل و ابد عالم قادر مطلق است." (44)  

آیه:"و اگر خدا از کردار زشت خلق مؤاخذه کند در پشت زمین هیچ جنبنده‏ای باقی نگذارد و لیکن (کیفر) خلق را به تأخیر می‏افکند تا به وقت معین (که حکمتش اقتضا کند) و چون هنگام اجل آنان فرا رسد خدا به احوال بندگانش کاملاً بیناست (و مقدار مجازات و عفو هر کسی را می‏داند)." (45

ادامه دارد...

سوره چهل سوم قرآن بر  حسب تاریخ نزول آیات ۲۵ الی ۳۲

ادامه از نوشتار پیشین

سوره فاطر چهل و سومین سوره بر حسب تاریخ نزول

آیات ۲۵ الی ۳۲

آیه-"اگر امت تو را تکذیب کردند پیشینیان هم پیغمبران خود را که با آیات و معجزات و کتب و حجت‌های روشن برای هدایتشان آمدند همه را تکذیب کردند. (25)

من هم از آن کافران مؤاخذه شدید کردم پس (بنگر که) قهر و عذاب من چگونه بود." (26)

 شرح

تقریبا تمام پیامبران الهی را مردمان تکذیب می کردند. بخصوص قدرتمندان و ثروتمندان و جاه طلبان و کسانی که از راه بتها و بت فروشی به پول و ثروت و مقام می رسیدند.

برای نمونه:

-زرتشت پیامبر را در عبادتگاهش کشتند.

-نوح پیامبر سالها و سالها مورد انکار ، اذیت و استهزاء قوم و مردم خود بود.

-ابرا هیم پیامبر را به درو ن آتش افکندند.

-زکریا پیامبر را اره کردند.

-سر یحیی پیامبر را بریدند.

-بنابر اعتقاد مسیحیان عیسی مسیح را به صلیب کشیدند.

-شبانگاه به خانه پیامبر اسلام در مکه حمله اوردند تا اور ا به قتل بر سانند و لی علی بن ابی طالب پسر عم دلی  و صحابی اعظم او بر جای او خوابیده بود و پیامبر شبانه مکه را ترک کرده بود.

آیه -"آیا ندیدی که خدا باران را از آسمان فرود آورد، و به آن باران انواع میوه های گوناگون و رنگارنگ پدید آوردیم؟ واز کوه ها مسیرهایی زیاد و متنوع با رنگ‌های مختلف سفید و سرخ و سیاه بوجود آمده است. "(27)

آیه' و از اصناف مردم و اجناس جنبندگان و حیوانات نیز رنگ‌های مختلف هست (که خدا آفرید) و از میان اصناف بندگان تنها دانشمندان و دانایان مطیع و خداترسند. البته خدا عزیز و توانا و بسیار بخشنده گناهان است. (28)

آیه- آن‌ها که کتاب خدا را تلاوت کرده و نماز به پا مید ارند و از آن‌چه ما روزیشان کردها یم پنهان و آشکار (به فقیران) انفاق می‏کنند (از لطف خدا) امید تجارتی دارند که البته این تجارت هرگز زیان و زوال نخواهد یافت. (29)

آیه- تا خدا به آن‌ها پاداش کامل عطا کند و از فضل و کرم باز بر ثوابشان بیفزاید که او  بسیار آمرزنده است و به شکر گزاران احسان فراوان کند. (30)

آیه- و آن‌چه از کتاب (آسمانی قرآن) بر تو وحی فرستادیم آن حق است که کتب آسمانی (تورات و انجیل) را که پیش از اوست تصدیق می کند، و  خدا بر اعمال بندگان خود کاملاً بصیر و آگاه است. (31)

 آن‌گاه ما به میراث دادیم کتاب آسمانی را به گروهی از بندگان خودمان که خود ما آنان را برگزیدیم و باز بعضی از آنان  به نفس خود ظلم کردند و بعضی راه عدل پیمودند و برخی برای انجام کارهای نیک به دستور حق سبقت گیرند. این رتبه در حقیقت همان فضل بزرگ  است. (32)

ادامه دارد...

سوره فاطر چهل و سومین سوره بر حسب نزول: هر کس مسئول کردار خویش است

 

سوره فاطر چهل و سومین سوره بر حسب تاریخ نزول

ادامه از نوشتار پیشین آیات ۱۸الی ۲۵

هیچ کس نمی تواند بار گناه دیگری را بر دوش کشد.

-آیه "-و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نگیرد و آن که بارش سنگین است اگر دیگری را هر چند خویش (و پدر و فرزند هم) باشد کمک بر سبکباری خود طلبد ابدا باری از دوشش برداشته نشود.،

-و تو تنها آنان را که در خلوت و پنهانی از خدای خود میتر سند و نماز به پا میدارند می توانی خداترس و پرهیزگار گردانی.

-و هر کس خود را  پاک و منزه ساخت سود و سعادتش بر خود اوست و بازگشت همه به سوی خداست." (18)

 شرح

این آیه از بخشهای مختلف تشکیل شده و هریک دارای حکمها و حکمتهای گوناگون است.نخست آن که :

۱-در روز جزا و پاداش وحساب و کتاب ، هر کس مسئول کارها و اعمال خود می باشد. مثلا فرزندی که انسان پاکدامن و صالحی بوده نمی تواند در آن روز بار گناه پدر و یا مادر خود را بر دوش گیرد. و اگر پدری از خوبان روزگار بوده و با سبکباری به صحرای قیامت وارد شده نمی تواند بار گناه فرزندان خویش را بر دوش کشیده تا آنها بتوانند از صف محاسبه بگذرند.

د ر هر حقیقت هر انسان نه تنها معمار سرنوشت خود در این جهان بلکه معمار سرنوشت خود در جهان دیگرنیز هست.

۲-کسانی که ذاتا از خدا پروادارند و حساب و کتاب در کارشان است و در خلوت و تنهایی خدا را در نظر می گیرند به شاهراه توحید می رسند.

۳-طبق آن ضرب المثل قدیمی که می گوید:" نابرده رنج گنج میسر نمی شود." هر کس که در مسیر راستی و درستی قدم زند و پاکدامنی پیشه کند سودش به خود او می رسد.

-آیه "و هرگز (کافر تاریک‌جان) کور و (مؤمن روشن‌روان) بینا یکسان نیستند." (19)

-آیه " و هیچ ظلمت با نور مساوی نخواهد بود." (20)

- آیه "و هرگز آفتاب و سایه هم رتبه نباشند. (21)

-آیه " و ابداً زندگان با مردگان برابر نیستند. (ای رسول بدان که) خدا هر که را بخواهد شنوا سازد و اما تو آن کس را که در گورستان  فرو رفته هرگز شنوا نتوانی کرد." (22)

 شرح

ایات ۱۹ الی ۲۲ می گویند که  همان گونه که نور و ظلمت یکی نیستند ، همان گونه که مرده و زنده یکی نیستند ، کسی که نسبت به حقایق کور است یا نمی خواهد حقایق را بپذیرد با آن کس که شنوای حقیقت است تفاوت دارد.

آیات ۲۳ الی ۲۵ وظایف هر پیامبر در آغاز ماموریت الهی

-آیه " تو جز آن‌که (خلق را از کیفر اعمال بد) بترسانی به کاری مأمور نیستی. (23)

 شرح

این آیه در این سوره ود ر شهر مکه نازل شد که پیامبر و یاران اندکش در محاصره و فشار و تهدید جانی و مالی مشرکان بودند. هر آن احتمال می رفت که خداناباوران توطئه ای چیده و حتی خود پیامبر را به قتل برسانند.

و خداوند در آن زمان و نسبت به آن شراطی مکانی و زمانی گفت: تو فقط،ماموریت داری که مشرکان را از عواقب کارهای ناپسند بترسانی!

-آیه "ما تو را به حق و راستی به سوی خلق فرستادیم تا  بشارت دهی و  بترسانی، و هیچ امتی نبوده جز آن‌که در میانشان ترساننده ای بوده است. (24)

- آیه "و اگر امت تو را تکذیب کردند پیشینیان هم پیغمبران خود را که با آیات و معجزات و کتب و حجت‌های روشن برای هدایتشان آمدند همه را تکذیب کردند." (25)

 

ادامه دارد..‌.

سوره چهل و سوم قرآن بر حسب نزول

 

ادامه از نوشتار پیشین

دو کار که انسان هر گز به انجام آن موفق نخواهد شد.

شب و روز

نیردی جاذبه

سوره فاطر آیات ۱۳ الی ۱۷

شب و روز ، نیروی جاذبه

آیه-"خداست که شب را درون پرده‌ی روز پنهان سازد و روز را درون پرده‌ی شب، و خورشید و ماه را مسخّر کرده که هر یک به مقدار معین و مدار خاصی می‏گردند، اوست خدای آفریننده و پروردگار شما، که همه ملک هستی از اوست، و به غیر او معبودانی که به خدایی می‏خوانید در جهان دارای پوست هسته‌ی خرمایی نیستند." (13)

شرح

فکر و اندیشه زیادی نمی خواهد که انسان از بخش مربوط به ماه و خورشید به این نکته برسد که خورشید و ماه تحت تاثیر نیرویی قرار دارند که آنان را به گردش منظم و ثابت ماندن بر مدار خودشان نگهمیدارد،.

از بخش اول آیه که می گوید شب درون پرده روز و روز درون پرده شب پنهان می شوند این نکته درک می شود که روز و شب بطور خطی و مستقیم در امتداد هم نیستند بلکه به درون یکدیگر فرو می روند و از درون یکدیگر بیرون می آیند و این جز با حرکت وضعی کره زمین ممکن نخواهد بود.

کرات آسمانی نمی شنوند.

آیه -"اگر آن‌ها را بخوانید نشنوند و اگر بشنوند به شما جواب ندهند و روز قیامت از این که آنان را شریک خدا دانستید بیزاری جویند. و هیچ کس مانند (خدای) دانا تو را (به حقیقت) آگاه نگرداند." (14)

شرح

از این آیه باطل بودن خورشید پرستی ، ماه پرستی ، ستاره پرستی اشکار می شوند. چون جامدند، روح ندارند، گوش ندارند نمی شنوند.

آیه-"ای مردم، شما همه به خدا فقیر و محتاجید و تنها خداست که بی‏نیاز و غنی بالذّات و ستوده صفات است. (15)

گر بخواهد همه‌ی شما را به دیار عدم فرستد و خلقی از نو به عرصه وجود آرد. (1۶)

و هیچ این کار بر خدا دشوار نیست." (17)

شرح

دوکار که بشر هر گز به انجام آن موفق نخواهد شد ! خیلی از ما انسانها وقتی احساس می کنیم که وقت رفتن است به دستگیره دروازه دنیا چنان می چسبیم که فکر می کنیم جدایی ممکن نیست. ولی خدا می گوید : من می توانم جهان را از موجود جاندار خالی کنم‌. اصولا انسان هر گز نخواهد توانست دو کار را انجام دهد: -یکی نمی تواند از بدنیا آمدن خود جلوگیر ی کند. -دوم این که نمی تواند در دنیا تا ابد با قی بماند.

ادامه...

سوره چهل سوم قرآن بر حسب تاریخ نزول(بخش سوم): این دوکار از ما انسانها ساخته نیست!

 

سوره فاطر

آیات ۱۳ الی ۱۷

 

شب و روز ، نیروی جاذبه

آیه-"خداست که شب را درون پرده‌ی روز پنهان سازد و روز را درون پرده‌ی شب، و خورشید و ماه را مسخّر کرده که هر یک به مقدار معین و مدار خاصی می‏گردند، اوست خدای آفریننده و پروردگار شما، که همه ملک هستی از اوست، و به غیر او معبودانی که به خدایی می‏خوانید در جهان دارای پوست هسته‌ی خرمایی نیستند." (13)

 شرح

فکر و اندیشه زیادی نمی خواهد که انسان از بخش مربوط به ماه و خورشید به این نکته برسد که خورشید و ماه تحت تاثیر نیرویی قرخر دارند که آنان را به گردش منظم و ثابت ماندن بر مدار خودشان نگهمیدارد، از بخش اول آیه که می گوید شب درون پزده روز و روز درون پرده شب پنهان می شوند این نکته درک می شود که روز و شب بطور خطی و مستقیم د امتداد هم نیستند بلکه به درون یکدیگر فرو می روند و از درون یکدیگر بیرون می آیند  و این جز با حرکت وضعی کره زمین ممکن نخواهد بود.

کرات آسمانی نمی شنوند.

آیه -"اگر آن‌ها را بخوانید  نشنوند و اگر بشنوند  به شما جواب ندهند و روز قیامت از این که آنان را شریک خدا دانستید  بیزاری جویند. و  هیچ کس مانند (خدای) دانا تو را (به حقیقت) آگاه نگرداند." (14)

شرح

از این آیه باطل بودن خورشید پرستی ، ماه پرستی ، ستاره پرستی اشکار می شوند. چون جامدند، روح ندارند، گوش ندارند نمی شنوند.

آیه-"ای مردم، شما همه به خدا فقیر و محتاجید و تنها خداست که بی‏نیاز و غنی بالذّات و ستوده صفات است. (15)

گر بخواهد همه‌ی شما را به دیار عدم فرستد و خلقی از نو به عرصه وجود آرد. (1۶)

و هیچ این کار بر خدا دشوار نیست." (17)

 شرح دوکار که بشر هر گز به انجام آن موفق نخواهد شد !

خیلی از ما انسانها وقتی احساس می کنیم که وقت رفتن است به دستگیره دروازه دنیا چنان می چسبیم که فکر می کنیم جدایی ممکن نیست. ولی خدا می گوید : من می توانم جهان را از موجود جاندار خالی کنم‌. اصولا انسان هر گز نخواهد توانست دو کار را انجام دهد: -یکی نمی تواند از بدنیا آمدن خود جلوگیر ی کند. -دوم این که نمی تواند در دنیا تا ابد با قی بماند.

ادامه...

سوزه فاطر چهل و سومین سوره بر حسب تاریخ نزول:

سوره فاطر چهل و سومین سوره بر حسب نزول :

آیات ۹ الی ۱۳

بادها و اثر آنها بر زندگی

"آیه-و خداست آن که بادها را بفرستد که ابرها را بر می‏انگیزد و آن ابر را ما به شهر و دیار مرده برانیم و به بارانش زمین را پس از مرگ (خزان) زنده گردانیم. حشر و نشر مردگان هم (به قیامت) همین گونه است." (9)

شرح

باد از کجا می آید؟

 بدون وزش باد ابری در آسمان پدیدار نمی شود و بدون ابر بارانی نخواهد بود و بدون باران زندگی وجود نخواهد داشت. گرم ترین نقاط روی زمین اطراف خط استوا می باشد. این گرمی باعث می شود که پیوسته از آن منطقه یک کمربندی از هوای گرم در دورادور کره زمین در حال صعود باشد.

البته این هوای گرم سپس به سمت شمال و جنوب به جریان می افتد. همین هوا در مناطق معینی در شمال یا جنوب خط استوا که موسوم به عرض جغرافیایی اسبی است، دوباره به سطح زمین فرود می آید و سپس به سوی خط استوا و قطب های شمال و جنوب جریان می یابد. آنچه که مهم است این است که کره زمین بدور خود می چرخد و حرکت وضعی دارد .

اگر زمین نمی چرخید این بادها همیشه به صورت بادهای شمالی و جنوبی بودند. ولی گردش وضعی زمین بادهایی را که به نیم کره ی شمالی می رسند، به سمت راست و بادهایی را که به نیم کره ی جنوبی می رسند، به چپ انحراف می دهد .

باد هایی که از عرض اسبی به سوی خط استوا می وزند بسامان هستند.

بادهای غرب وزان آنهایی هستند که به سوی قطب ها می روند. بیشتر نقاط امریکای شمالی در منطقه ی باد غرب وزان، قرار گرفته است .

ولی به طور کلی وزش باد همیشه بستگی به عوامل معینی دارد که معلول گرم شدن هوای زمین است. درضمن بادهای محلی نیز وجود دارند.

خداوند در آیه ۱۳ همین  سوره  به در هم پیچیدن شب ک روز در یکدیگر اشاره می کند که بطور مفهومی حکایت از حرکت وضعی زمین دارد.

این کار نیک است که کلام و سخن نیک را به بالا می برد.

آیه- "هر که طالب عزت است (بداند که همانا در ملک وجود) تمام عزت خاص خدا (و خداپرستان) است. کلمه‌ی نیکو   به سوی خدا بالا رود و این عمل نیک خالص است که آن را بالا برد. و بر آنان که به مکر و تزویر اعمال بد کنند عذاب سخت خواهد بود و فکر و مکرشان به کلی نابود خواهد شد." (10)

شرح

منظور از این ایه در اهمیت عمل و کار است. وقتی کار و عمل نیک شد به صعود کلمات نیک بسوی ملکوت کمک می کنند. شتید بتوان این گونه توضیح داد که اگر می خواهیم صدای کلمات ما در عرش الهی شنیده شود باید کار نیک انجام دهیم.  نخستین انسان (آدم و حوا) از خاک خلق شدند و فرزندان آن دو از نطفه آیه-"و خدا شما نوع بشر را  از خاک بیافرید و سپس از نطفه خلق کرد و بعد از آن شما را جفت (مرد و زن) قرار داد، و هیچ زنی بار نگیرد و نزاید جز به علم و اراده‌ی او، و کسی عمر طولانی نکند یا از عمرش کاسته نشود جز آن‌که همه در کتاب (علم ازلی حق) ثبت است و این (ضبط اعمار و آجال خلق) بر خدا بسیار آسان است. "(11)

شرح

خلق و بوجود آمدن انسان ها جزو مشیت الهی است . کتابهای آسمانی همگی متفق هستند که نیا و جد اصلی انسانهایی که روی کره زمین هستند توسط خداوند و از خاک خلق شده است.

سالها قبل یک دانشمتد روسی بنام اوپارین در کتابی شرح داده بود که نخستین سلول زنده در یک سوپ لجن زاری بوجود آمده است. قرآن خلقت نخستین انسان توسط خداوند را از لجن و گل تایید می کند.

ولی بوزینه گرایان که پیشوای آنان داروین است زمین و زمان را به هم می دوزند که به نحوی ثابت کنند که انسان از نسل میمون و بوزینه بوده است.

  آیه-"و هرگز آن دو دریا که آب یکی شیرین و گوارا و آن دگری شور و تلخ است یکسان نیستند، با وجود این شما از هر دو، گوشت تازه تناول میکنید تن پوش زیور از آن استخراج می نمایید و در آن کشتی‌ها را می بینی که روان هستند تا از فضل خدا چی،هایی طلب کنید و باشد که شکر گزار (نعمتش) گردید. "(12)

شرح

هزاران سال است که انسان از در یا ماهی و دیگر مواد غدایی استخراج می کند. ولی بدست آوردن لباس از دریا فقط می تواند به بعد از پیشرفت دانش پتروشیمی و استخراج نفت از دریا و صنعت تهیه پلاستیک مر بوط گردد.شاید این اشاره ای به تهیه لباسهای نایلونی و پلاستیکی باشد،

ادامه دارد...

سوره فاطر چهل و سومین سوره بر حسب تاریخ نزول(۱)

سوره فاطر

فرشتگان

"سپاس خدای راست که آفریننده‌ی آسمان‌ها و زمین است و فرشتگان را رسولان (پیمبران خود) گردانید و دارای دو و سه و چهار بال و پر (قدرت) قرار داد، هر چه بخواهد در آفرینش می افزاید که خدا بر  هر چیز قادر است. "(1)

  -خدا گشاینده د ر های بسته است.

"دری که خدا از رحمت به روی مردم بگشاید هیچ کس نتواند بست و آن در که او ببندد هیچ کس جز او نتواند گشود، و اوست خدای بی همتای با حکمت و اقتدار. "(2)

  "ای مردم،بیاد آرید که چه نعمت‌ها خدا به شما عطا فرمود، آیا جز خدا آفریننده ای هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هرگز جز آن خدای یکتا خدایی نیست، پس این مشرکان چگونه شما را (از درگاه حق رو به بتان باطل) می‏گردانند؟" (3)

-گروهی از مردمان همیشه پیامبران الهی را انکار کرده اند.

"(ای رسول ما غمین مباش) اگر تو را این امت  تکذیب کنند پیمبران پیش از تو را نیز  تکذیب کردند و بازگشت امور خلق به سوی خداست." (4)  

-راه کارهای شیطان برای فر یب انسان

"ای مردم، البته وعده‌ی  قیامت حق است پس مبادا که زندگانی دنیا شما را مغرور سازد و مبادا شیطان فریبنده   به (عفو) خدا وند شما را مغرور سازد.(5)

 

 شناسایی شیطان

 "شیطان سخت شما را دشمن است شما هم او را دشمن دارید، او حزب و سپاهش را فرا می‏خواند تا همه  اهل دوزخ باشند." (۶)

  "آنان که به خدا کافر شدند کیفر آن‌ها عذاب سخت دوزخ است و آنان که ایمان آوردند و نیکوکار گردیدند پاداش آن‌ها مغفرت  و اجر بزرگ خواهد بود." (7)

" آیا آن کس که کردار زشتش به چشم زیبا جلوه داده شده و  آن را نیکو بیند (مانند مرد حقیقت‌بین و نیکوکردار است)؟ پس خدا هر که را خواهد به گمراهی واگذارد و هر که را خواهد هدایت فرماید. پس مباد ا بر این مردم به غم و حسرت افتی، که خدا به هر چه اینان می کنند آگاه است."(8)

-بادها و اثر آنها بر زندگی

"و خداست آن که  کسی بادها را بفرستد که ابرها را بر می‏انگیزد و آن ابر را ما به شهر و دیار مرده برانیم و به بارانش زمین را پس از مرگ (خزان) زنده گردانیم. حشر و نشر مردگان هم (به قیامت) همین گونه است." (9)

 

- بدون وزش باد ابری در آسمان پدیدار نمی شود و بدون ابر بارانی نخواهد بود و بدون باران زندگی وجود نخواهد داشت.

-این کار نیک است که کلام و سخن نیک را به بالا می برد.

"هر که طالب عزت است (بداند که همانا در ملک وجود) تمام عزت خاص خدا (و خداپرستان) است. کلمه‌ی نیکو (ی توحید و روح پاک آسمانی) به سوی خدا بالا رود و عمل نیک خالص آن را بالا برد. و بر آنان که به مکر و تزویر اعمال بد کنند عذاب سخت خواهد بود و فکر و مکرشان به کلی نابود خواهد شد." (10)

  -نخستین انسان (آدم و حوا) از خاک خلق شدند و فرزندان آن دو از نطفه

"و خدا شما نوع بشر را  از خاک بیافرید و سپس از نطفه خلق کرد و بعد از آن شما را جفت (مرد و زن) قرار داد، و هیچ زنی بار نگیرد و نزاید جز به علم و اراده‌ی او، و کسی عمر طولانی نکند یا از عمرش کاسته نشود جز آن‌که همه در کتاب (علم ازلی حق) ثبت است و این (ضبط اعمار و آجال خلق) بر خدا بسیار آسان است. "(11)

خلق و بوجود آمدن انسان ها جزو مشیت الهی است

 

ادامهدارد...

ایا پیامبر اسلام معصوم بود؟(۵)

ادامه از نوشتار پیشین

پیامبر اسلام از پیامبر ان ا ولولعزم و از صالحین است.

آیه :"پس همان گونه كه پيامبران اولولعزم (دارنده عزم نستوه) صبر كردند تو نیز صبر كن و براى آنان شتابزدگى به خرج مده روزى كه آنچه را وعده داده مى شوند خواهند دید، گويى كه آنان جز ساعتى از روز را [در دنيا] نمانده اند و این بیانی آشکار است پس آيا بغیر از مردم نافرمان مردم دیگری هلاكت خواهند يافت" آیه (۳۵) سوره احقاف

آیه :"ياد كن هنگامى را كه فرشتگان گفتند اى مريم خداوند تو را به كلمه ای از جانب خود كه نامش مسيح عيسى بن مریم است مژده می د هد در حالى كه در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان در گاه الهی است." (۴۵) و او در گهواره و در ميانسالى با مردم سخن مى گويد و از صالحان است (۴۶) آیات ۴۵ و ۴۶ سوره ال عمران

شرح

در نخستین آیه خداوند پیامبر اسلام را یکی از پیامبر ان او لولعزم مانند موسی و عیسی مسیح دانسته و از او می خواهد که صبر و پایداری داشته باشد . هم چنین خداوند د ر آیات دیگری از قرآن ، پیامبران اولو لعزم را از مقربان درگاه خود معرفی کرده و چنانکه در باره عیسی مسیح می گوید(آیات ۴۵ و ۴۶ ال عمران که در فوق آمدند.)

حال پرسش،من این است آیا اشخاصی که خداوند آنان را مقربان در گاه خود دانسته می توانند خطا کار باشند؟

اگر این گونه است که پس افراد. معمولی نیز باید جز مقربان باشند. هم چنین خداوند پیامبر ان را افراد ی صالح و شایسته می دادند که در امتحانات الهی سربلند بیرون آمده و ذاتا صالح و پاکدامن هستند.آیه ۴۶ ال عمران

پیامبر نمونه اعلای پرهیزگاری و پاکدامنی و خویشتنداری است.

آیه : "در حالى كه وى(زکریای پیامبر) ايستاده در محراب دعا میکرد فرشتگان او را ندا دردادند كه خداوند تو را به يحيى كه تصديق كننده كلمة الله [=عيسى] است و بزرگوار و خويشتندار و پيامبرى از صالحان است مژده مى دهد آیه (۳۹) آل عمران

در آیه فوق خداوند برای معرفی یحیی پیامبر از دو لقب" سید و حصور " استفاده کرده است و می گوید  که یحیی سید است و حصور است.

اگر به زبان عربی ساده این دو لقب را تعریف کنیم نخستین به معنای "آقا" و دومین به معنای "خویشتن دار " می باشند.

باز پرسش مهم  این است که خداوند چه نوع انسانی را آقا و بزرگوار و خویشتندار معر فی می کند؟

 مسلما در ملکوت کسی آقا و سید شناخته می شود که در انسانیت و پاکدامنی آقا و سید باشد.

و کسی خویشتندار معر فی می شو د که از هر گناه و خطایی بدور باشد.

این در حالی است که یحیی پیامبر جزو پنج پیامبر بزرگ و اصلی معروف به اولولعزم نیست. در نتیجه وقتی یک پیامبر غیر اولو لعزم در پاکدامنی و درستی و خویشتن داری سید و آقا ست و خدا او را خویشتن دار از گناه می داند بدون شک پیامبر اسلام که جزو پنج پیامبر بزرگ است سید و آقا و خویشتندار از گناه یعنی معصوم خواهد بود.

پس پیامبر اسلام معصوم است.

ادامه دارد...

آیا پیامبر اسلام معصوم بود؟(بخش چهارم)

مقام ستوده

"پاسى از شب را بیدار باش (به عبادت پرداز) تا براى تو نافله اى باشد و اميد دار كه پروردگارت تو را به مقامى (محمود) ستوده برساند ."(۷۹)

و بگو پروردگارا مرا در هر کاری و عملی به راهی درست داخل كن واز راهی درست خارج ساز و از جانب خود براى من تسلطى يارى بخش قرار ده (۸۰)

و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است" (۸۱)

سوره اسرا

شرح

در نوشتجات قبل توضیح داده شد که ایراد های مبنی بر عدم پذیرش عصمت پیامبر ان و بویژه پیامبر اسلام بر اساس ایات قرآنی حرفی است بی اساس.!

یعنی اگر آنان که قرآن را به عنوان کتاب آسمانی و دینی می پذیر ند چنین حرفی می زنند که پر واضح است که قرآن را نفهیده و اصلا نخوانده و در آیه های ان فکر نکرده اند.

اما اگر این سخن را کسانی می گویند که اصلا به قرآن و اسلام اعتقاد ندارند که بحث با آنان بی فایده است. در این ارتباط، مثا لی آوردم و گفتم اگر شما به بیماری یک پزشک خوب و مجرب که می شناسید معرفی کنید و آن بیمار در جواب شما بگوید من اصلا علم پزشکی را قبول ندارم، دیگر بحث بر سر این که کدام مزشک خوب تر است کاملا بی فایده است. چون او اصل مطلب را قبول ندارد.

در مورد موضوعات دینی وضع مشکل تر است چون ایراد گیرندگان طیف های مختلفی را تشکیل می دهند؛ ایرا دکنندگانی که واقعا بدنبال دانستن هستند که البته تعدادشان این روزها کم است، هم چنین ایراد کنندگانی وجود دارند که غرض و مرض دارند، حقوق ماهانه می گیرند تا ایراد بگیرند، از جای دیگری دلخوری و ناراحتی دارند و...که اینان تعدادشان زیاد است . اینان نمی توانند در چهار چوب قرآن بحث کنند چون به آن اعتقاد ندارند.

در آیات فوق خداوند به پیامبر دستوارتی می دهد که با توسل به آن به مقام ستوده و برگزیده در ملکوت نائل شود. و خداوتد برای او سلطانی نصییر و یا تسلطی یاری دهنده قرار دهد.

مگر قراراست  خطاکاران نیز به مقام برگزیده در ملکوت نایل شوند؟

پس پیامبر باید ابتدا از خطا و گناه دور باشد تا جزو مقربان درگاه الهی شود. و این جز با داشتن عصمت و معصومیت ممکن نخواهد بود.

دیگر انکه در آخرین آیه خداوند به پیامبر می گوید به آنان بگو که "حق آمده است وباطل گریخته است." آیا مگراورنده و نشر دهنده این حق پیامبر اسلام نبوده است؟مگر می شود منجی و آورنده حق شخص خطاکاری باشد؟

پس پیامبر اسلام معصومیت دارد.

 

ادامه دارد...

آیا پیامبر اسلام معصوم بود؟(بخش سوم)

آیا پیامبراسلام معصوم بود؟

(بخش سوم)

ادامه از نوشتار پیشین

آزار پیامبر همان آذار خداوند است.

۶-" بى گمان كسانى كه خدا و پيامبر او را آزار مى رسانند خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده و برايشان عذابى خفت آور آماده ساخته است "

سوره احزاب آیه ۵۷

در آیه فوق خداوند آزار به پیامبر اسلام را همسان و همتراز آزار خود دانسته و همین احترام و عظمت مقام پیامبر را در ملکوت و نزد عرش الهی نشان می دهد. و هیچ کس به چنین مقامی نمی رسد که آزارش همتراز آزار پرودگار جهان باشد و خدا آزار دهنده را در دو جهان مورد لعن و نفرین قرار داده است و هیچ کس  را بجز با داشتن مقام عصمت چنین مقام بزرگی  میسر نمی گردد.

۷-پیامبر اسلام الگویی بر ای همه مسلمانان است.

"قطعا رسول و پیامبر خدا برای شماسرمشقی نیکوست و براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى ‏كند آیه (۲۱) سوره احزاب

خداوند در آیه فوق پیامبر اسلام سرمشق و نمونه اعلای  خداشناسی و توحید گرای حقیقی برای مسلمانان و برای هرکس معرفی می کند که به خدا و روز قیامت باوردارد و همواره بیاد خداوند است.

آیا امکان دارد که خداوند دانا و خبیر و آگاه کسی را بعنوان نمونه اصلی و برترین معرفی کند اما این نمونه طوری باشد که مثل نمونه های عادی بشری یک روز پاک و درست کردار باشد و روز دیگر خطاهای متعدد از او سر برسد؟

صد در صد چنین نخواهد بود و خدا وقتی بر ترین نمونه و سرمشق را معرفی می کند او از هر لحاظ بی عیب و نقص است. و الا با دیگران چه فرقی دارد که از او سرمشق بگیرند.

پس او یعنی پیامبر معصوم است .

۸-خداوند خود معلم پیامبر بوده است.

"ا گر فضل خدا و رحمت او بر تو نبود طايفه ای از ايشان آهنگ آن داشتند كه تو را از راه به در كنند ولی جز خودشان کس دیگری را گمراه نمىسازند و هيچ گونه زيانى به تو نمىر سانند و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمى دانستی به توآموخت و تفضل خدا بر تو همواره بزرگ بوده است ." آیه ۱۱۳ سوره نساء

-در این آیه خداوند به صراحت اعلام می دارد که پیامبر در حفظ و حراست الهی است و هیچ کس نمی تواند او را گمراه سازد.

-در این آیه خداوند به صراحت اعلام می دارد که خود معلم و اموزگار پیامبر بوده و او را کتاب و حکمت عطا کرده و او را همه آنچه که نمی دانسته آموخته و وی را به مقام دانایی محض برده و این لطفی عظیم در حق پیامبر بوده است.

وقتی پروردگار به صراحت می گوید که کسی نمی تواند پیامبد  را گمراه کند و صدمه ای به مقام پیامبری او وارد نماید و وقتی خداوند می گوید که خود استاد و آموزگار پیامبرش بوده و به او کتاب و حکمت و اسرار ازلی اموخته همین چند موضوع دلیل بر عصمت پیامبر اسلام است.

آیا خداوند کتاب و حکمت را دردست کسی قرا ر می دهد و کسی را آموزش خاص می دهد و آنچه را پیامبر و دیگران نمی دانند به او می آموزد، ولی در عین حال این دانشجوی کلاس در س پرودگار موجودی است که گاه خطا می کند و گاه درست کردار است؟

صد در صد پاسخ منفی است.

و بر همین اساس پیامبر اسلام از مقام عصمت بر خوردار است،

ادامه دارد...