سوره طه
چهل و پنجمین سوره بر حسب نزول
محل نزول مکه

نام خداوند بخشنده مهربان‏

طه (ای مشتاق حق و هادی خلق). (1)

ما قرآن را از آن بر تو نازل نکردیم که (از کثرت عبادت خدا و جهد و کوشش در هدایت خلق) خویشتن را به رنج درافکنی. (2)

تنها غرض از نزول قرآن آن است که مردم خداترس را متذکر و بیدار سازی. (3)

این کتاب بزرگ فرستاده‌ی آن کسی است که زمین و آسمان‌های بلند را آفرید. (4)

 آن خدای مهربانی که بر عرش (عالم وجود و کلیه جهان آفرینش به علم و قدرت) مستولی و محیط است. (5)

هر چه در آسمان‌ها و زمین و بین آن‌ها و زیر کره‌ی خاک موجود است همه ملک اوست. (6)

و اگر به آواز بلند یا آهسته سخن گویی (یکسان است که) همانا خدا بر نهان و مخفی‏ترین امور جهان کاملاً آگاه است. (7)

به جز خدای یکتا که همه‌ی اسما و صفات نیکو مخصوص اوست خدایی نیست. (8)



شرح
نکات مهمی که از آیات ۱ الی ۸ بدست می آیند:
-قرآن برای آشتی بشر با خدا نازل شده است.
-قرآن بر ای این نازل نشده که انسان ب ای تقرب به خداوند خود را زجر و زحمت بدهد.
--قرآن نامه خدای مهربان به انسان است. پس چون خدایی مهربان است که بدنبال فراخوانی انسان بسوی خود است هیچ نیازی به عبادتها و ریاضتهای سخت نیست. خدا خدای مهربانیها ست.
-اگر انسان آهسته هم حرف بزند خدا صدای او را می شنود.
اسماء و صفات نیکو متعلق به خداوند است که خدایی یکتا ست.

تعبیر ابن سینا: ماهیت خداوند همان هستی او ست که هیچ کثرتی به او راه ندارد. هستی خداوند نکی صرف و خیر محض است و چون خیر و نیکویی محض است همواره هستی ها و نیکی ها از هستی او جاری است. او منبع اصلی و حقیقی فیضان هستی ها ونیکویی ها ست. او خیر مطلق است.


داستان شگفت انگیز موسی پیامبر که خدا با او سخن گفت.

و آیا داستان موسی به تو رسیده است؟ (9)

آن گاه که آتشی مشاهده کرد و به اهل بیت خود (که در بیابان سرد به آتش محتاج بودند) گفت: اندکی مکث کنید که از دور آتشی به چشم دیدم، باشد که یا پاره‏ای از آن آتش بر شما بیاورم یا از آن (به جایی) راه یابم. (10)

چون موسی به آن آتش نزدیک شد (در میان درختی آتشی روشن دید و از آن جا) ندا شد که ای موسی، (11)

منم پروردگار تو، نعلین (همه‌ی علایق غیر مرا) از خود به دور کن که اکنون در وادی مقدس طوی (و مقام قرب ما) قدم نهاده‏ای. (12)

و من تو را (به رسالت خود) برگزیدم، در این صورت به سخن وحی گوش فرا ده. (13)

منم خدای یکتا که هیچ خدایی جز من نیست، پس مرا (به یگانگی) بپرست و نماز را مخصوصاً برای یاد من به پادار. (14)
 
و محققاً ساعت قیامت خواهد رسید و من خواهم که آن ساعت را پنهان دارم تا (مردم آزمایش شوند و) هر نفسی به پاداش اعمالش در (آن روز) برسد. (15)

 پس زنهار مردمی که به قیامت ایمان ندارند و پیرو هوای نفسند تو را از یاد آن (روز هولناک) بازندارند و غافل نکنند و گرنه هلاک خواهی شد. (16)

شرح
چه مبارک سحری بود چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند

در یک شب مبارک که موسی پیامبر همراه خانواده خود از دامنه کوه طور سینا گذر می کرد آتشی را برروی درختی دید. به آنان گفت شما در این مکان صبر تا من خبری گرفته و یا قدری آتش بر ای شما بیاورم. که ناگه ندایی بر خاست که ای موسی این پرودگار توست که سخن می گوید تو در مکان مقدسی هستی پس نعلین خود از پای در آور! که من ترا به پیامبری بر گزیدم.

موسی و شب معجزه ها

و ای موسی، اینک بازگو تا چه به دست راست داری؟ (17)

موسی عرضه داشت: این عصای من است که بر آن تکیه میزنم و با آن از درختان بر گوسفندانم برگ میریزم و حوائجی دیگر (چون مدد راه رفتن و دفع دشمن و غیره) نیز به آن انجام میدهم. (18)

 خدا فرمود: ای موسی این عصا بیفکن. (19)

موسی چون آن را به زمین افکند عصا اژدهایی مهیب شد که (به هر سو) می‏شتاافت. (20)

باز (حضرت احدیت) فرمود: عصا را برگیر و از آن مترس که ما آن را به حالت اولش برمی گردانیم. (21)

شرح
آنگاه خدا به موسئ گفت تا عصای خود را بر زمین اندازد و عصای به اژدهایی مهیب مبدل شد، خوف و ترس موسی را فراگرفت و پرودگار گفت مترس !و آنرا بدست گیر ما آنرا به طبیعت اول خود باز می گردانیم. این همان عصا بود که بر ینگ زده شد و دوازده چشمه آب از آن جاری شد و این همان عصا بود که بر دریا زده شد و قوم یهود از دریا به سلامت گذشتند. با ابن همه معجزه که دیدند آخر کار گوساله پرست شدند. و قران تنها معجزه پیامبر بود که قرنها را در نوردید و میلیونها میلیون انسان معتقد به خداوند تربیت کرد.

 

ادامه دارد...