بیاد آن روزها(۳۸): نمایشگاه های بین المللی فرصتهاو...(۲)
خاطراتی از شرکت در نمایشگاه های بین المللی
در آخرین شرکت محل کاری حسب دستور مدیریت به نمایشگا ه های مختلف اعزام شدم که تعدادی از آنها را به تنهایی می بایست باز دید می کردم، و تعدادی دیگر که بیشتر آنان شرکت در نمایشگاه تجهیزات پزشکی دوسلدورف آلمان و یا دوبی بود که هر ساله در آلمان و دوبی به مدت چند روز بر پا می شود، همراه با دیگر همکاران شرکت نمودم.
جالب است که من از لحاظ جنبه های تقدیری با دو شهر آلمان پیوندی مداوم داشته ام . این دو شهر یکی دوسلدورف و دیگری شهر کلن می باشد. چون پیش از این نیز بار ها از شهر کلن و دوسلدورف باز دید کرده و چندی میهمان این دو شهر بودهام.
شهر دوسلدورف اعیان نشین است و بسیاری از ثروتمند های آلمانی در آن زندگی می کنند.اما شهر کلن شهر عمومی است و اغلب ساکنان آن مردم معمولی آلمان هستند. من شخصا کلن را بیشتر دوست دارم زیرا جمع و جور تر است و دیگر آن که مر کز شهر برای ما پر و پیمان تر است.
البته کلیسای جامع کلن با تاریخ ششصد هفتصد ساله اش که همه ساله هزاران جهانگرد را بسوی خود می کشد ، و هر کس که یکبار آن را دیده بار دیگر که به آلمان مسافرت می کند نیروی مغناطیسی این کلیسا او را به سوی خود می کشد .
تا آنجا که موضوع به من بعنوان یک ایرانی مربوط می شود شاید بخاطر آن باشد که می گویند بقایای استخوانهای سه مغ ایرانی که از شرق آمدند و در آسمان ستاره مسیح را دیده و برای زیارت او به اورشلیم رفته بودند در کلیسای کلن قرار دارد.
آیا سه مغ ایرانی در کلیسای کلن دفن شده اند؟
کلیسای معروف کلن که مورد توجه خود مردم آلمان و مسافران و توریستها جاذبه دیگر ی دارد و اغلب ایرانیانی که از این کلیسا بازدید می کنند ازآن بی خبرند.
بر اساس گزارشات منابع مسیحی در این کلیسا بخشی به باقیمانده استخوانهای سه مغ ایرانی جوینده و یابنده مسیح در اورشلیم تعلق دارد که در آنجا در خاک دفن شده است.
طبق اطلاعات موجود باقیمانده استخوان این سه مغ در کنستانتینوپل و یا استانبول امروزی قرار داشت که در سال ۳۱۴ میلادی توسط استروجیوس اول سراسقف شهر میلان که مورد اعتماد کنستانتین اول امپراطور روم شرقی بود به شهر میلان برده شد.
سپس هشت قرن بعد امپراطور مقدس رومن ها فردریک بارباروسا این بقایای استخوانی را از شهر میلان به شهر کلن آورده و دستور نگهداری آنها را در کلیسای کلن داد.
خود اروپاییهای مسیحی علت جذب توریست و گردشگر فراوان به کلیسای کلن را وجود بقایای همین سه مغ ایرانی ذکر می کنند.
نکته ای مهم: اگر بتوانیم به گفته های مارکوپولو اطمینان کنیم که حدود هفتصد سال پیش سفرهایی به شرق کرده است و از جمله مدتی در ایران بسر برده است، در آن صورت گزارش وجود بقایای سه مغ ایرانی در کلیسای کلن مورد خدشه قرار می گیرد. زیرا او در گزارش خود می گوید که از آرامگاه این سه مغ ایرانی در شهر ساوه بازدید کرده است . بنظر من نیز این گزارش صحیح تراست ، چون آن سه مغ بخاطر نافرمانی از دستور حکمران رومی اورشلیم و فاش نکردن مکان زندگی کودک مقدس یعنی مسیح به سرعت به سوی سرزمین خود یعنی ایران شتافتند و نمی توانستند به روم شرقی رفته باشند.
سختیهای نمایشگاه ها
پیش از نمایشگاه های دوسلدورف دوبی و لبنان ، من بارها در دیگر نمایشگاه ها از جمله نمایشگاه ایران در مالزی شرکت کرده بودم که شرکت محل کار من در آن نمایشگاه غرفه داشت،
بنابراین سختی کار نمایشگا هی را تجربه کرده بودم. بخصوص که اگر در این طور مواقع واقعا تصمیم به انجام کاری باشد و نه از سر تفریح و قدم زدن های دوستانه !.
راستش اگر شرکت کنندگان نیز در همان راستایی حرکت کنند که بر گزار کنندگان این گونه نمایشگاه ها آن را بر پا می کنند. بر پا کنندگان غرفه هایی که با هدف و برنامه ریزی و دست پر آمده اند نیز احتمالا دست خالی باز نخواهند گشت
. تا آنجا که به نمایشگاه های تجهیزات پزشکی مربوط می شود، در چنین نمایشگا هایی که در آن محصولات جدید و قدیم برای نمایش عرضه می شوند این ویژگی می تواند برای متخصصین علوم پزشکی و تجهیزات پزشکی مفید باشد.
نمایشگاه تجهیزات پزشکی دوسلدورف و دوبی طبق یک برنامه مستمر در فصل پاییز و اول زمستان بر گزار می گردند. البته اگر بتوان در آن زمان پاییز کامل را در اروپا دید. چراکه برای ما که تابستانهای گرم داریم این گونه پاییز ها زمستان است.
شرکت ما در این نمایشگاه ها بصورت گروهی بود و لی چون اغلب کار به بازرگانی خارجی و بین المللی مربوط می شد بنابر این حجم اصلی کار بر دوش اینجانب بود. همان گونه که در نمایشگاه های داخلی سنگینی وزنه کار بر دوش همکارانی بود که در فروش و خرید داخلی فعالیت داشتند.
یکی از موضوعات سخت این نمایشگاه ها کسب نمایندگیهایی بود که هر ساله از این جانب می خواستند. طبعا شرکتها و تولید کنندگان قدر نیز منظور نظر بود که همین بر مشکلات کار می افزود.
اغلب این موسسات را ما در همان نمایشگاه بازدید می کردیم. یعنی در همان مرتبه اول ملاقات بنای صحبت باید به گونهای ایجاد می گردید که حتما به کسب نمایندگی از شرکت مورد نظر در ایران عزیز منجر گردد.
مدیران محترمی که در این زمینه کار کرده اند مطلع هستند که انجام چنین کاری و آنهم فقط ظرف سه یا چهار روز کاری که مهلت بر پایی نمایشگاه است چه کار مشکل و نفس گیری است.
در بسیاری از موارد ناچار بودم که خود و یا به همراه یکی از مدیران رده خود و یا همکاران از غرفه شرکت مورد نظر بازدید کنم با صاحبان غرفه به گفتگو بنشینم و با مدیر اصلی طرح گفتگو را به صورتی آغاز کنم که حد اکثر میزان تمایل در او بوجود آید. سپس مرتبه بعد مدیریت عامل خودمان را به ملاقات مدیران شرکت مورد نظر ببرم تا مذاکرات لازم صورت گیرد. ادامه دارد...
امیر تهرانی
ح.ف